پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - ٧- واكنش مرد عرب بيايانى، در برابر يك آيه از قرآن
و اين داستان گذشت.
هنگامى كه من (اصمعى) با هارون الرشيد به زيارت خانه خدا رفتم، و مشغول طواف بودم، ناگهان ديدم كسى با صداى آهسته مرا فرا مىخواند، نگاه كردم، ديدم همان مرد عرب است، لاغر شده و رنگ صورتش پريده است- پيدا بود كه عشقى آتشين بر او چيره گشته و او را بى قرار ساخته است-/ وقتى مرا ديد سلام كرد و گفت: بار ديگر همان سوره ذاريات را برايم بخوان! هنگامى كه به همان آيه رسيدم فريادى كشيد و گفت: ما وعده خداى خود را به خوبى يافتيم، سپس گفت: آيا بعد از اين هم آيهاى هست؟ من آيه بعد را خواندم فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌ: بار ديگر صيحهاى زد و گفت: «يا سُبْحانَ اللّهِ مَنْ ذَاالذّى اغْضَبَ الْجَليلَ حَتَّى الْجَئُوهُ الى الْيَمينِ»: «به راستى عجيب است، چه كسى خداوند جليل را به خشم آورده كه اين گونه سوگند ياد مىكند، آيا سخن او را باور نكردند كه ناچار از قسم شده!» اين جمله را سه بار تكرار كرد و بر زمين افتاد و مرغ روحش به سوى آشيان ملكوت پرواز كرد! [١]
٧- واكنش مرد عرب بيايانى، در برابر يك آيه از قرآن
در منابع مختلف اسلامى آمده است مرد عربى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: «علِّمنى ممّا علّمك اللّه»: «از آنچه خدا به تو آموخته به من بياموز».
پيامبر صلى الله عليه و آله او را به يكى از يارانش سپرد تا آيات قرآن را به او تعليم دهد، او سوره
[١]. تفسير كشاف جلد ٤ صفحه ٤٠.