پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - داستان يوم الدّار
آن كافريم». [١]
قرآن در اينجا اضافه مىكند كه تنها مشركان عرب نبودند كه برچسب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىزدند؛ بلكه اين مشكل را تمام انبياء در طول تاريخ داشتند: كَذلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِّنْ رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ: «اين گونه است كه هيچ پيامبرى به سوى كسانى كه قبل از آنها بودند فرستاده نشد مگر اين كه گفتند:
او ساحر است يا ديوانه!» [٢]
در جاى ديگر مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد: وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِى يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِىٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِىٌّ مُّبِينٌ: «ما مى دانيم كه آنها مى گويند:" (اين آيات را) انسانى به او تعليم مى دهد". در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مى دهند عجمى است؛ ولى اين (قرآن)، زبان عربى آشكار است.» [٣]
و گاه «مىگفتند:" اين همان افسانههاى دروغين پيشنيان است كه او آن را رونويس كرده، و هر صبح و شام بر او املا مىشود"». [٤] وَ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا.
مىدانيم اساطير جمع اسطوره و به معناى افسانههاى دروغين است. به اين ترتيب آنها انواع تهمتها و برچسب هايى را كه به ذهنشان مىرسيد به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت دادند؛ ولى هيچ كدام از آنها اثر نگذاشت و اسلام همچنان به پيشروى خود با سرعت تمام در ميان قشرها ادامه داد.
مرحله سوم شروع شد، مرحله تضييقات مختلف اجتماعى و اقتصادى؛ چرا كه فكرمى كردند خطر جدى است و بايد از اين راه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و گروه اندكى
[١]. سوره زخرف، آيه ٣٠.
[٢]. سوره ذاريات، آيه ٥٢.
[٣]. سوره نحل، آيه ١٠٣. در تفاسير آمده است كه مردى به نام بلعام در مكه بود كه اصالتاً يك غلام رومى متعلق به طايفه بنى حضرم بود و مشركان مىگفتند محمد (ص) قرآن را از او مىآموزد و بعضى نيز سخن از دو غلام نصرانى به نام يسا و جبر و يا سلمان فارسى به ميان آوردهاند؛ كه هيچ كدام عرب زبان نبودند؛ در حالى كه قرآن در فصاحت و بلاغت معجزه است.
[٤]. سوره فرقان، آيه ٥.