پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - ١ بتها در عقايد عرب
سوى پروردگارشان براى آنها آمده است». [١]
درست است كه مشركان، دلايل واهى براى بت پرستى مىبافتند؛ از جمله اينكه: ذات خدا برتر و بالاتر از آن است كه عقل و فكر ما به او راه يابد، و منزهتر از آن است كه ما مستقيماً او را مورد عبادت قرار دهيم؛ بنابراين بايد به كسانى روى آوريم كه ربوبيت و تدبير اين عالم، از سوى خداوند بر عهده آنها گذارده شده، و آنها را واسطه ميان خود و او قرار دهيم.
آنها همان فرشتگان و جنّ، و بطور كلى وجودات مقدس عالماند كه بايد، آنها را به عنوان ارباب و خدايان بپذيريم و پرستش كنيم تا ما را به خدا نزديك كنند مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى [٢] و از آنجا كه دسترسى به اين مقدّسات نداريم تمثال و سمبلى براى آنها مىسازيم، وآنان را پرستش مىكنيم!
اين تمثالها همان بتها بودند و چون در پندار خود، نوعى وحدت و اتحاد ميان بتها و موجودات مقدّس، قائل بودند، و بتها را نيز خدايان و ارباب خود خطاب مىكردند.
آنها با اين اوهام و پندارهاى درهم، خدايى را كه از وجود انسان به خود او نزديكتر است را از خود دور مىشمردند، و به جاى روى آوردن به خداوندى كه منبع فيض و قدرت است و همه جا حاضر و ناظر است به سراغ مخلوقاتى
[١]. سوره نجم، آيه ٢٣.
[٢]. سوره زمر، آيه ٣.