پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - ١٠ زن بدكار در حضور حضرت مسيح عليه السلام
عملًا به پاكى مادرش گواهى مىدهد، و از همان لحظه از نماز و زكات، و آنچه آيين تقوا است سخن مىگويد: چنان ترسيمى در بعضى از اناجيل از او شده كه خوانندهاى را در تعجب فرو مىبرد.
اكنون توجّه كنيم و ببينيم انجيل لوقا سرگذشت زن بدنام شهر را كه نزد مسيح عليه السلام آمد و توبه كرد چگونه بيان مىكند: «ناگاه زنى از آن شهر كه گناهكار مىبود چون يافت كه او (حضرت مسيح) در خانه فريسى (فريسىها يكى از فرق يهود بودند و اصل فريس به معناى گوشه گير است) نشسته است، حقه عطرى پيدا نموده، پس به عقب سر او گريان نزديك پاهايش ايستاده شروع به تركردن پاهاى او به اشك خود نموده، و به موهاى سر خود خشك نموده و پاهايش را مىبوسيد و عطر مىماليد.
آن فريسى كه او را خوانده بود (دعوت كرده بود) اين مقدمه را ملاحظه كرده و با خود مىگفت: چنانچه اين كس پيغمبر بودى هر آينه يافتى كه اين زن كه او را مس مىكند كيست و چه قسم زنى است زيرا كه گناهكار است.
عيسى تكلم فرموده، وى را گفت كه اى شمعون چيزى دارم كه به تو اظهار مىكنم، گفت: اى استاد بفرما، گفت: طلبكارى را دو بدهكار بودند، كه يكى پانصد دينار بدهى داشت و ديگرى پنجاه دينار، چون چيزى نداشتند كه ادا نمايند هر دو را بخشيد پس بگو كداميك از آنها او را بيش دوست خواهد داشت؟ شمعون در جواب عرض كرد: كه گمان دارم آن كس كه به او بيشتر بخشيده است فرمود براستى جواب دادهاى و به آن زن اشارت نموده، شمعون [١]
[١]. شمعون در اصل به معناى شنونده است، و به گفته نويسنده قاموس كتاب مقدس نام ده نفر مىباشد كهاشارهاى به آنها در كتب مقدس مسيحيان شده، يكى از آنها همان شمعون فريسى است كه در اين داستان مخاطب مسيح بوده.