پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - هجرت به حبشه
شد. پس مسلمانان در مكه تصميم گرفتند كه دسته جمعى و در ملأ عام قرآن بخوانند؛ و براى اين امر ابن مسعود برگزيده شد و به او از قبل گفتند كه مورد ضرب و شتم قرار مىگيرى.
تاريخ مىگويد: «فَغَدا عَلَيهِم فِى الضُّحى حَتَّى اتَى المَقامَ وَ قُرَيشٌ فى اندِيَتِها ثُمَّ رَفَعَ صَوتَهُ وَ قَرَأَ سُورَةَ الرحمان فَلَمَّا عَلِمَت قُرَيشٌ انَّهُ يَقرَءُ القُرآنَ قامُوا الَيهِ يَضرِبُونَهُ وَ هُوَ يَقرأ ثُمَّ انصَرَفَ الى اصحابِهَ وَ قَد اثَّرُوا فى وَجهِه فَقالُوا: هذَا الَّذى خَشينا عَلَيكَ فَقالَ: ما كانَ اعداءُ اللّهِ اهوَنُ عَلَىَّ مِنهُمُ اليَومَ وَ لَئِن شِئتُم لَاغادِيَنَّهُم، قالُوا حَسبُك»:
«فردا صبح هنگامى كه قريش در نزديكى مقام ابراهيم در جلسه مشورتى بودند در نزديكى آنها با صداى بلند شروع به قرائت سوره رحمن نمود؛ قريش وقتى شنيدند كه او قرآن مىخواند بر سرش ريختند و او را سخت كتك زدند در حالى كه همچنان قرآن مىخواند. پس از آن برخاست و به نزد يارانش آمد اين در حالى بود كه آثار ضرب و جرح بر پيشانيش آشكار، آنها بود گفتند:" ما از همين وضع بر تو مىترسيديم"، گفت:" باك ندارم اين دشمنان خدا در نزد من بسيار كم ارزشاند، اگر بخواهيد فردا نيز مىآيم و قرآن مىخوانم"» [١]
و نيز در اينجا در مىيابى كه مسلمانان عبادات خود را در كنار كعبه انجام مىدادند، در حالى كه جمعيت آنان از ٦٠ نفر گذشته بود و براى تعليم قرآن به خانه يكديگر رفت و آمد مىكردند.
[١]. كامل، جلد ١، صفحه ٥٠٢، و سيره ابن هشام، جزء ١، صفحه ٣٣٦، و طبرى، جلد ٢، صفحه ٧٣.