تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - نفى قرائت پذيرى همه احكام
او پذيرايى كرده و با استفاده از مددكار اجتماعى، او را تحت درمان قرار دهيم! يعنى مصلحت در آن است كه اين حكم الهى را تعطيل كنيم؛ زيرا اين گونه كارها مربوط به دوران گذشته بوده و تاريخ مصرف آن تمام شده است!
به راستى آيا در مقابل صريح آيه قرآن و حكم خداوند، چنين سخنانى مسموع است و ارزش شنيدن دارد؟!
بنابر آنچه گفتيم، تعدد قرائتها در فقه به نحو موجبه جزئيه مورد قبول است و شامل همه احكام فقهى نيست، بلكه فقط در باره احكامى مطرح است كه مستند قطعى نداشته باشد.
در اسلام احكام فراوانى داريم كه يقينى و اجماعى است بلكه از ضروريات دين است. انكار هر يك از اين احكام مساوى با انكار كل اسلام است. ايمانِ حقيقى، ايمان مطلق و بدون قيد و شرط به كلّ محتواى اسلام است. اگر كسانى بگويند به بعضى (از دين) ايمان مىآوريم و به بعضى ديگر كافريم، آنان كافر حقيقى خواهند بود: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً . أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا...؛[١] كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مىورزند، و مى خواهند ميان خدا و ايشان جدايى اندازند، و مى گويند: «ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى كنيم» و مى خواهند ميان اين [دو]، راهى براى خود اختيار كنند؛ آنان در حقيقت كافرند.
بنابراين اسلام تجزيه احكام و ايمان را نمىپذيرد. مؤمن واقعى كسى است كه به همه احكام ثابت شده اسلام ايمان داشته باشد. به ويژه، ايمان به احكام ضرورى، يقينى و اجماعى ميان مسلمانان كه قرائت واحدى دارد لازم
[١] نساء(٤)،١٥٠ - ١٥١.