تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - دست آويز اول باطن داشتن آيات قرآن
كار بندد ـ كه البته اين كار چندان هم آسان نيست ـ ممكن است كمكم نسيمى از بطون قرآن و از آن كمالاتى كه بزرگان دين و اولياى خدا بدان رسيدهاند بر مشام جانش بوزد.
براى فهم اين مطلب، خوب است به نماز خود توجه كنيم. در نماز مىگوييم: اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِين؛[١] فقط تو را مى پرستيم و فقط از تو يارى مىخواهيم. اگر كاملا متوجه باشيم، سعى مىكنيم به هنگام قرائت اين آيات، به معناى آن نيز توجه كنيم. آيا به راستى ما در زندگى خود، از غير خدا كمك نمىخواهيم؟ چند لحظه در طول عمر خود چنين حالى داشتهايم كه فقط از خدا يارى بجوييم و اميدى به ديگران نداشته باشيم؟ ما انسانهاى عادى اگر براى چند لحظه نيز چنين حالى پيدا كنيم بسيار مغتنم است. اين در حالى است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اميرالمؤمنين(عليه السلام) «اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِين» را پيوسته از عمق جان و كاملا راست مىگفتند. براى همين نيز «صادق» و «صدّيق» ناميده شدهاند؛ يعنى بسيار راستگو بودند و واقعاً در هيچ كارى جز به خدا اميدى نداشتند و جز از او يارى نمىخواستند. در مناجات شعبانيّه نيز ـ كه همه ائمه(عليهم السلام) آن را مىخواندند ـ آمده است: اِلهى هَبْ لِى كَمالَ الاِْنْقِطاعِ اِلَيْك؛[٢] يعنى خدايا كارى كن كه من از همه چيز ببُرم و فقط به تو روى آورم. اين امر مطلب ساده و كوچكى نيست. اين نهايت آرزوى اولياى خدا است و باطن «ايّاكَ نَستَعين» نيز چنين مطلبى است.
اين نمونهاى نسبتاً ساده براى فهم ظاهر و باطن بود. اگر در آيات و معارفى كه ظاهرى ساده از آن مىفهميم عميق شويم، گوهرهاى نايابى به دست خواهيم
[١] حمد(١)، ٥. [٢] قمى، عباس، مفاتيح الجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانيه.