تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩ - دست آويز اول باطن داشتن آيات قرآن
«فقير بالذات» هستيم و خداوند «غنى بالذات». فقير در اصل لغت به معناى كسى است كه ستون فقرات او شكسته و قدرت ايستادن ندارد. انسان فقير است يعنى هرچند تمام امكانات مادى برايش فراهم باشد باز هم ناقص و وابسته است. وقتى با اين نگاه به آيه بنگريم درمىيابيم كه نياز ما انسانها به خداوند بسى فراتر از خوراك و پوشاك و ديگر امكانات مادى زندگى است. ما در اصلِ وجود به خداوند نيازمنديم. او ما را آفريده و همو با ايجاد اسباب و علل وجودى، زمينه ادامه زندگى و رشد و تكامل انسان را فراهم كرده است. پس ما، هم در اصل وجود، و هم در ادامه وجود و هم در تكامل وجودمان بالذات فقير و نيازمند خداى متعال و غنى بالذات هستيم.
روشن است كه نگاه دوم عميقتر از نگاه اول به آيه است. اين معناى دوم را كه عميقتر از معناى نخست است مىتوان باطن آيه ناميد و عميقتر از اين معنا، آن است كه انسانها نه تنها در اصل وجود فقير و نيازمندند بلكه عين نياز و سراپا احتياجند. وجود و هستى انسان «عين ربط» به خداى متعال است. البته درك حقيقت اين معناى سوم، از حدّ فهمهاى عادى خارج است.
به هر حال، چه ديگران به برخى از معانى باطنى قرآن دست يابند و چه دسترسى پيدا نكنند، وجود بطون به معناى بىنيازى از ظاهر آيات و دست كشيدن از آن نيست، بلكه بايد با عمل به ظاهر قرآن به باطن آن رسيد. حقايق باطنى قرآن براى همه قابل درك نيست و تابع مراتب كمال انسانى است كه در پى عمل به ظواهر قرآن به دست مىآيد. چنان كه ما هيچگاه نمىتوانيم حال پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ديگر معصومان(عليهم السلام) را به هنگام عبادت خداوند درك كنيم و حتى نمىتوانيم نسبت به درك آن طمع داشته باشيم. آرى، اگر كسى از راهى كه آنان دستور دادهاند برود و به دقت همه دستورات آنان را به