در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - استقرار نظام ولايى در ايران
تأكيد مىورزيد و حقيقت اين حركت مقدس را از نفوذ عوامل انحرافى و تحريف حقايق آن مصون داشت.
در گذشته، دشمنان توانسته بودند در طول دهها سال بينش مردم ما را نسبت به اسلام عوض كنند و انديشه جدايى دين از سياست (سكولاريزم) را در ذهنها جا بيندازند. متأسفانه بسيارى از نخبگان و برجستگان مسلمان نيز اين فكر را پذيرفتند و كار بدان جا رسيد كه ـ به فرمايش امام خمينى(رحمه الله) ـ هر گاه قصد توهين يا تحقير يك عالم را داشتند مىگفتند: او سياسى است! طورى شده بود كه پوشيدن لباس جنگ و رزم براى يك روحانى، امرى خلاف مروّت و يا حتى خلاف عدالت شمرده مىشد. بنده خود از آغاز جوانى شاهد اين رفتار و عملكرد بودم. فرهنگ عمومى مردم اين بود كه روحانيت نبايد در امر سياست دخالت كند؛ و اگر دخالت مىكرد منزوى و مطرود مىشد و جامعه دينى او را نمىپذيرفت! وقتى مىگفتند فلان روحانى سياسى است، به زودى مردم از دور او متفرق مىشدند!
امام خمينى(رحمه الله) در صدد تغيير اين فرهنگ برآمد. او بينش اسلامى را عمق بخشيد و مردم را به حقايق مسايل سياسى و اجتماعى اسلام آشنا ساخت. اكنون اين پرسش مطرح است كه امام(رحمه الله) چگونه توانست اين نهضت بزرگ را به پيش ببرد، در حالى كه راديو، تلويزيون و روزنامهها در اختيار او نبود و حتى يك دستگاه ضبط صوت به سختى پيدا مىشد؟!
امام(رحمه الله) براى اين كار، ابتدا سطح علمىِ حوزه علميه را ارتقا بخشيد و شاگردان بسيارى را تربيت كرد كه اسلام شناس، هم فكر و با احساس مسؤوليت بودند. شاگردان نيز اين انديشه را ميان تودههاى مردم منتشر ساختند و آنان را متوجه مسؤوليت سياسى و اجتماعى خويش كردند. سخن