در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - تكاليف بيشتر و سخت  تر براى برخورداران از مواهب تكوينى
يعنى اين آزمايشى الهى بود تا از طريق آن، مؤمنان واقعى و كسانى كه تابع محض اوامر خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستند، شناخته شوند و مشخص شود كه چه كسانى تسليم امر و نهى خداوند هستند و چه كسانى قلباً ايمان نياورده و به دنبال بهانه گيرى اند. كسانى كه ايمان واقعى ندارند در اين امر تشكيك كرده و مىگويند: چگونه ممكن است حكم خداوند متعال عوض شود؟! پس تكليف نمازهاى قبلى كه به جانب بيت المقدس خوانديم چيست؟! اگر آنها درست بود، پس آيا نمازهاى فعلى كه به سمت كعبه مىخوانيم باطل است؟! و سخنانى از اين قبيل. خداى متعال مىفرمايد، هدف از اين كاراين بود كه معلوم شود چه كسانى ايمان واقعى دارند.
از اين رو در بيان مسايل مربوط به شريعت اگر تمام مطالب شفاف و بدون ابهام مطرح شود، در بسيارى از موارد حكمت امتحان تحقق پيدا نمىكند. طبيعت امتحان همين است كه بايد با اندكى ابهام توأم باشد و اگر تمام مسايل روشن و واضح باشد امتحان معنا پيدا نمىكند. در مورد خلافت و ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز حكمت امتحان اقتضا كرده تا اين مسأله كاملا صاف و بدون هيچ پيرايه نباشد، و اگر در آيات مربوط به اميرالمؤمنين(عليه السلام) نام آن حضرت صريحاً ذكر مىشد با اين حكمت منافات داشت.
پاسخ دوم ـ كه حضرت امام(قدس سره) نيز در كتاب كشف الاسرار مطرح فرمودهاند و ظاهراً آن را مناسب تر مىدانندـ اين است كه اگر نام مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) با صراحت در قرآن آمده بود، منافقانى كه تصميم به قتل پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) گرفته بودند تا پس از آن حضرت به رياست برسند، براى نيل به مقصود خود در قرآن دست كارى مىكردند؛ و روشن است كه دست كارى و تحريف قرآن چه لطمه جبران ناپذيرى بر پيكر اسلام وارد مىساخت.