در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٢ - صبر ٢٥ ساله، چرا؟
نداشت و كاملا غير منتظره بود، به طور طبيعى حضرت كمى وحشت كرد. قرآن از اين حالت اين گونه تعبير مىكند:
فَلَمّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ؛١ پس چون ديد آن مثل مارى مىجنبد، پشت كرد و برنگشت.
حضرت موسى(عليه السلام) با ديدن آن اژدها پا به فرار گذاشت؛ اما از جانب خداى متعال خطاب آمد كه:
أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ؛٢ پيش آى و مترس كه تو در امانى.
اما غير از اين، در صحنه رويارويى حضرت موسى(عليه السلام) با ساحران نيز قرآن مىفرمايد حضرت موسى(عليه السلام) دچار وحشت شد. ساحرانى كه به دعوت فرعون آمده بودند آن چنان سحرى ارائه دادند كه قرآن درباره آن، تعبير «سحر عظيم» را به كار برده است: وَ جاؤ بِسِحْر عَظِيم.٣ در فضايى باز ريسمانها و چوبهايى را كه درست كرده بودند به زمين انداختند و با سحرى كه انجام دادند به صورت مار و اژدها ظاهر شد و مردمى كه در آن جا بودند همه فكر كردند كه آن مار و افعىها الآن حمله مىكنند و آنها را خواهند بلعيد. صحنهاى بسيار وحشتناك بود. در اين صحنه هم قرآن مىفرمايد حضرت موسى(عليه السلام) ترسيد: فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى؛٤ پس موسى بيمى در خود احساس كرد. اما اين «أَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً» غير از آن ترس در بار اول است. بار اول چون سابقه نداشت، طبيعى بود كه بترسد. چوبى بود كه به يك باره تبديل به اژدها شد، و به صورت طبيعى باعث
[١] قصص (٢٨)، ٣١. [٢] همان. [٣] اعراف (٧)، ١١٦. [٤] طه (٢٠)، ٦٧.