در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - ولايت در آينه لغت
«ولايت تكوينى» تعبير مىكنيم، و گاهى نيز تصرف اعتبارى و قراردادى است كه كسى حق دارد نسبت به ديگرى امر و نهى كند. اين نوع تصرف را «ولايت تشريعى» مىناميم؛ يعنى در حيطه قانون و تشريع قرار مىگيرد. گاهى وقتى دو چيز با هم نزديك هستند، رابطه ولايت، طرفينى است؛ مثل اين كه قرآن مىفرمايد:
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْض؛١ و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند.
هر يك از مؤمنان نسبت به مؤمنان ديگر ولايت دارند و اين ولايت طرفينى است. رابطه خداوند و مؤمنان نيز همين طور است؛ از يك طرف داريم: اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا،٢ و از سوى ديگر نيز داريم: أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّهِ... .٣هم خدا ولىّ مؤمنان است و هم مؤمنان ولىّ خدا هستند. قُربى كه بعضى از بندگان با خدا پيدا مىكنند موجب مىگردد كه خدا ولىّ آنها شود و عنايتهاى خاصى به آنها داشته باشد و تدبير امورشان را به عهده گيرد. خداوند كارهاى اينان را به خودشان وانمى گذارد و خود مشكلاتشان را حل مىكند، تا آن جا كه مىفرمايد:
كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذى يَبْصُرُ بِهِ وَ لِسانَهُ الَّذى يَنْطِقُ بِهِ...؛٤ من گوش او مىگردم كه با آن مىشنود و چشم او كه با آن مىبيند و زبان او كه با آن سخن مىگويد.
[١] همان، ٧١. [٢] بقره (٢)، ٢٥٧. [٣] يونس (١٠)، ٦٢. [٤] بحارالانوار، ج ٧٠، باب ٤٣، روايت ٢١.