در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - صبر ٢٥ ساله، چرا؟
ضَعُوا تيجانَ المُفاخَرَةِ؛ اين تاج و افسرهايى كه به عنوان فخر بر سر خود مىگذاريد ـ كه ما از فلان طايفه هستيم يا فلان امتيازات را داريم ـ كنار بگذاريد و ببينيد مصلحت اسلام و مسلمين چه اقتضا مىكند. هذا ماءٌ آجِنٌ وَ لُقمَةٌ يَغُصُّ بِها آكِلُها؛ اين مسأله خلافت، آب بد مزه و لقمه گلوگيرى است كه بالاخره گلوى كسانى را كه اين لقمه در دهانشان فرو رفته، خواهد گرفت. فَاِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَ اِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزَعَ مِنَ الْمَوْتِ؛ اگر به مردم بگويم، خلافت حق من است، اينها را رها كرده و از من حمايت كنيد؛ خواهند گفت، اين حرفها را براى دنيا و حكومت و سلطنت مىزند؛ و اگر سكوت كنم، افرادى مثل شمامى گويند كه از جانش مىترسد! آيا به راستى فكر مىكنيد كه من از جانم مىترسم؟! هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي وَ اللّهِ لَابْنُ أَبِيطَالِب آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ؛١ بعد از اين كه من در زمان پيغمبر(صلى الله عليه وآله) اين همه جنگ و فداكارى كردم، اكنون به من مىگوييد، تو از جانت مىترسى! به خدا قسم انس من به مرگ از انس طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است. من نه تنها از اين امر هيچ نگرانى ندارم، بلكه با مرگ مأنوسم. من با مرگ زندگى مىكنم و هر لحظه انتظار شهادت را مىكشم؛ با اين همه شما مىگوييد كه من به سبب ترس از مرگ اقدام نمىكنم! هرگز اين گونه نيست. من براى رعايت مصالح اسلام و مسلمين است كه اقدام نمىكنم.
برخى ديگر نيز مىگفتند، معلوم مىشود حضرت على(عليه السلام) نسبت به حق خودش يقين ندارد. ما مىدانيم كه او از جنگ نمىترسد و انسانى شجاع و بى پروا است؛ از اين رو اگر اقدام نمىكند، معلوم مىشود كه يقين ندارد خلافت حق او باشد و او است كه بايد خليفه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) باشد.
[١] نهج البلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ٥.