در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - صبر ٢٥ ساله، چرا؟
آگاه نيستند، كارهايى را كه سرچشمه اش مكر و فريب است سياست مدارى و حسن تدبير و چاره انديشى مىدانند. ما لَهُمْ قاتَلَهُمُ اللّهُ؛ اينان به دنبال چه هستند؟ خدا نابودشان كند! قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحيلَةِ وَ دُونَهُ مانِعٌ مِنْ اَمرِ اللّهِ وَ نَهْيِهِ؛ چه بسا كسى از نظر سياست مدارى و مصلحت انديشى نيرومند است و هيچ كم ندارد (حُوَّلُ الْقُلَّبْ، يعنى كسى كه در تغيير و تحويل كارها و زير و رو كردن آنها ماهر است) ولى امر و نهى خدا و حدود و ضوابط شرعى است كه جلوى او را مىگيرد. او براى چيره شدن بر دشمن، خوب مىداند كه چه بايد كرد، ولى خدا، شرع و تقوا اجازه نمىدهد بسيارى از كارها را انجام دهد. فَيَدَعُها رَأْىَ عَيْن بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْها؛ با اين كه راه مكر و حيله را مىداند، ولى براى اطاعت خدا و رعايت ارزشها آن را رها مىكند. اما كسانى كه به دنبال فرصت طلبى و منافع شخصى خود هستند اين گونه نيستند. وَ يَنْتَهِزُ فُرْصَتَها مَنْ لا حَرِيجَةَ لَهُ فِى الدّينِ؛كسانى كه نسبت به دين بى پروا بوده و احكام شرعى و ارزشهاى اسلامى را رعايت نمىكنند، از هر حيلهاى استفاده مىكنند و براى رسيدن به هدف، استفاده از هر وسيلهاى را توجيه پذير مىدانند؛ ولى من اين گونه نيستم، بلكه بايد دستور خدا را رعايت كنم. از اين رو من براى رسيدن به پيروزى، از هر راه و وسيلهاى نمىتوانم استفاده كنم. مانع من تقوا و اطاعت خدا است.١
در همان دوران ٢٥ ساله نيز كسانى به اميرالمؤمنين(عليه السلام) پيشنهاد كردند كه براى گرفتن خلافت اقدام كن و ما هم به شما كمك مىكنيم. يكى از افرادى كه حضرت را براى گرفتن خلافت تشويق مىكرد، پدر معاويه، دشمن سرسخت اهل بيت(عليهم السلام) و اسلام، ابوسفيان بود! البته وى در اين كار
[١] ر.ك: نهج البلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ٤١.