در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - اثبات موهبت تشريعى « خلافت» ، از طريق حديث منزلت
خدا انسان را آزاد آفريده است تا پس از آن كه راه خوب و بد به او نشان داده شد، با اختيار و مسؤوليت خود، هر يك را كه خواست انتخاب كند. اگر راه خوب را انتخاب كرد، در مقابل اين حسن انتخاب پاداش مىگيرد و سعادت مند شده و به بهشت مىرود، و اگر راه بد را انتخاب كرد كيفر او جهنم خواهد بود و يا حتى در مواردى در همين دنيا عذاب مىشود. از اين رو اين كه خدا انسان را آزاد آفريده است، بدين معنى نيست كه هيچ قانونى براى او قرار ندهد، يا حاكمى براى او تعيين نكند. بلى، انسان آزاد است تا حكمى را كه از جانب خدا وضع شده است قبول كند يا بر خلاف آن عمل نمايد؛ به تعبير ديگر خدا را اطاعت و يا او را معصيت كند. آزادى انسان به اين معنا نيست كه او به دلخواه خود هر چه را خواست، اطاعت و هر چه را خواست معصيت به شمار آورد! حلال و حرام در اختيار خدا است:
وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ؛١
شما حق نداريد از پيش خود بگوييد اين حلال است و آن حرام، اين كار افترا بستن بر خدا است. حلال و حرام را بايد خدا تعيين كند. قانون را يا بايد او رأساً و شخصاً تعيين كند و يا كسى كه از طرف او مأذون است؛ مانند پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) ، ائمه اطهار(عليه السلام) و يا ولىّ فقيه كه در زمان غيبت اختياراتى در اين زمينه دارد.
پس آزادى تكوينى انسان به اين معنا نيست كه او حق وضع قانون و تعيين امام دارد. مقام امامت و خلافت از روز اول براى حضرت على(عليه السلام) ثابت بود. اولين دليل اثباتى آن هم ماجراى يوم الدار بود كه پيغمبر
[١] نحل (١٦)، ١١٦.