در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - نيل به مقام والاى « امامت» قبل از بلوغ!
فرشته وحى را مىديدم، و پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در مورد او فرمود: اِنَّكَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ وَ تَرى ما أَرى.١
هم چنين اگر مقصود از شهادت در اين آيه «ايمان» باشد، اين اشكال پيش مىآيد كه غير از اميرالمؤمنين(عليه السلام) مؤمنان ديگرى نيز بودند. حتى اگر ابتداى رسالت را هم در نظر بگيريم غير از اميرالمؤمنين(عليه السلام) حضرت خديجه(عليها السلام) هم بود. از اين رو اگر مقصود ايمان بود، كلمه شاهد را به صورت جمع (شاهدان) مىآورد نه به صورت مفرد(شاهد).
بدين روى بايد بگوييم منظور از شهادت در اين آيه شهادتى است كه مبتنى بر «درك عينى» باشد. براى آن كه مشخص شود چه كسى قادر بر اداى چنين شهادتى است، مىفرمايد اين شاهد از خود او است: «شاهِدٌ مِنْهُ». كسانى كه از اقوام، خانواده ها، قبيله و عشيره ديگرى هستند «شاهدٌ منه» بر آنها اطلاق نمىشود. هم چنين از اهل بيت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نيز كسى ادعا نكرده است كه اين شاهد من هستم؛ هيچ كس غير از حضرت على بن ابى طالب(عليه السلام) چنين ادعايى نكرده است. در هيچ روايتى نيز نقل نشده كه منظور از اين شاهد كه از اهل بيت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) است، كسى غير از حضرت على(عليه السلام) باشد. از اين رو مراد از «شاهد منه» در اين آيه قطعاً اميرالمؤمنين على(عليه السلام) است و اين فضيلت تنها اختصاص به آن حضرت دارد.
در آيهاى ديگر مىفرمايد:
قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ؛٢ بگو:
[١] همان. [٢] رعد (١٣)، ٤٣.