در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - نيل به مقام والاى « امامت» قبل از بلوغ!
بنده مانند آن را در جاى ديگر نديده ام. هر يك از ابواب اين كتاب در دو بخش است: بخش اول شامل رواياتى است كه اهل تسنن نقل كردهاند و بخش دوم مربوط به رواياتى است كه از علماى شيعه نقل شده است. در بعضى از ابواب تعداد رواياتى كه اهل تسنن نقل كردهاند بيش از رواياتى است كه از طريق شيعه نقل شده است. حتى در برخى موارد روايات منقول از اهل تسنن دو برابر رواياتى است كه علماى شيعه نقل كرده اند. مرحوم «سيد هاشم بحرانى» با اين ابتكار به صورت ضمنى مقايسهاى بين تعداد روايات منقول از شيعه و سنى در شأن حضرت امير(عليه السلام) انجام داده است ـ خداوند او را مهمان حضرت على(عليه السلام) قرار دهد. در اين قسمت چند نمونه از آياتى را كه در شأن اميرالمؤمنين(عليه السلام) نازل شده است مرور مىكنيم.
آيا در قرآن آيهاى دال بر اين مطلب وجود دارد كه در ميان امت اسلامى كسى نزول وحى بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را درك كرده است؟ آيا تا به حال به چنين آيهاى برخورد كرده ايد؟ چند آيه از قرآن درباره كسى است كه بر رسالت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در كنار گواهى خدا، شهادت مىدهد. در يكى از اين آيات به اين مطلب نيز اشاره دارد كه اين شاهد، دنباله رو و تالى تلو پيغمبر(صلى الله عليه وآله) است:
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ؛١ آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خويشان [وى پيرو او است [دروغ مىبافد]؟
آيه فوق يكى از آياتى است كه در «غاية المرام» مرحوم بحرانى ـ كه ذكر آن گذشت ـ نيز نقل شده و از مواردى است كه تعداد روايات اهل
[١] هود (١١)، ١٧.