صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٤
ارتش را به اینکه شما دست بردارید از این لجاجت، شما خاضع بشوید به راى ملت، راى ملت این است که مىبینید. ملت عبارت از مرکز تا آخر و هر جا که اسمش ایران است، شما در یک ده بروید و ببینید که یک دهى دارید که این صداها در آن نباشد؟ یک شهرى پیدا مىکنید که فریادشان بلند نباشد که ما استقلال و آزادى و حکومت اسلامى مىخواهیم و ما این رژیم را نمىخواهیم.
اطاعت از دولت موقت به حسب ولایت شرعى واجب است
احترام به راى ملت بگذارید، احترام به آراء علماء اسلام بگذارید، احترام به آراء اقشار مختلفه ملت بگذارید. زیادتر از این مردم را به خاک و خون نکشید. ما دولت را تعیین کردیم به حسب آنکه هم به حسب قانون ما حق داریم و هم به حسب شرع حق داریم. ما به حسب ولایت شرعى که داریم و به حسب آراء ملت که ما را قبول کرده است، آقاى مهندس بازرگان را مامور کردیم که دولت تشکیل بدهد، دولت موقت. براى اینکه آراء ملت را با رفراندم راجع به رژیم استفسار کند ولو اینکه من احتیاج به این نمىدیدم براى اینکه آراء ملت اینهمه گفته شده است و فریاد کردهاند، اینقدر فریاد اینکه ما حکومت اسلامى مىخواهیم و ما رژیم شاهنشاهى را نمىخواهیم، که دیگر احتیاج نیست. لکن براى اینکه بهانهها تمام بشود و ثابت بشود به اینکه مطلب اینطور است، ملت ایران مسلم است، ملت ایران یک رژیمى که بر خلاف اسلام است نمىخواهد، ملت اسلام حکم اسلام را مىخواهد، حکومت اسلامى را مىخواهد، حکومت عدل را مىخواهد، براى اثبات این، ایشان را مامور کردیم به اینکه رفراندم بکند و مقدماتش را فراهم کند که آراء عمومى را - عرض مىکنم - ما استفسار کنیم و مردم هم حالا، من عرض مىکنم به آنها که مردم هم اگر نظرى راجع به این حکومت دارند، اعلام کنند. فردا مردم همه جا در ایران، در همه شهرهاى ایران، در تهران، در همه محلات تهران نظر خودشان را راجع به این دولتى که ما تعیین کردیم اعلام کنند و تظاهرات کنند، نظر خودشان را بگویند. یا نظرشان این است که ما دولت اسلامى نمىخواهم، خوب، داد کنند که نمىخواهیم. یا نظرشان این است که این دولتى که تعیین شده است و به ولایت شرعى تعیین شده است و یک حکومت شرعى است، نه، فقط حکومت قانونى باشد یعنى حکومت شرعى لازمالاتباع، همه کس واجب است بر او که از این حکومت اتباع کند، نظیر اینکه مالک اشتر را که حضرت امیر سلامالله علیه مىفرستاد یک جائى و منصوبش مىکرد، حاکم واجب الاتباع بود یعنى حاکم الهى بود، حاکم شرعى بود. ما هم ایشان را حکومت شرعیه دادیم به او و حکومت قانونى هم که هست، بنابراین واجب الاتباع است.
قیام بر علیه حکومت عدل اسلامى جزاى سختى دارد
قیام بر خلاف حکومت اسلامى، قیام بر خلاف حق است و مجازات دارد اما مخالفت با این رژیم و یا هر رژیمى، مخالفتش معصیت الهى است، لکن مجازات به آن معنا که یک جزاء عرفى هم داشته باشد ندارد، به خلاف قیام بر ضد حکومت، قیام بر ضد حکومت جزاء دارد در شرع ما و خیلى هم