اخلاق پزشكى

اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٢٢

درس چهارم: بايسته‌هاى اخلاق پزشكى (٢)
ب. ارتباط پزشك با مردم‌ امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
لا يَسْتَغْنى‌ اهْلُ كُلِّ بَلَدٍ عَن ثَلاثَةٍ- يَفْزَعُ الَيْهِمْ فى‌ امْرِ دُنْياهُمْ وَآخِرَتِهِمْ، فَانْ عَدِمُوا ذلِكَ كانوُا هَمَجاً-: فَقيهٍ عالِمٍ وَرِعٍ، وَاميرٍ خَيِّرٍ مُطاعٍ، وَطَبيبٍ بَصيرٍ ثِقَةٍ «١» مردم هيچ آبادى‌اى از سه گروه بى‌نياز نيستند، تا در كار دنيا و آخرت خويش به آنها پناه برند، به گونه‌اى كه اگر آنان را نداشته باشند امورشان مختل خواهد شد: ١. فقيه دانشمند و پرهيزكار؛ ٢. حاكم مقتدر و نيكوكار؛ ٣. طبيب آگاه و مورد اعتماد.
از اين روايت، افزون بر ضرورت و ارزش وجودى اين سه دسته براى جامعه، بايسته‌هاى اخلاقى آنان در ارتباط با مردم فهميده مى‌شود. فقيه مسئوليت ارشاد و هدايت دينى، معنوى و اخلاقى مردم را بر عهده دارد، حاكم موظف به تأمين امنيت در اجتماع است، طبيب مسئول بهداشت و سلامت جامعه است.
فقيه بايد دانا و پارسا باشد تا بتواند مسئوليتش را در ارتباط با هدايت مردم به شايستگى انجام دهد. حاكم بايد مقتدر و نيكوكار باشد تا بتواند امنيت را براى مردم به ارمغان آورد و به مردم ستم نورزد، طبيب نيز بايد متخصص و مورد اعتماد باشد تا سلامت جسم و روح مردم را فراهم سازد. اينك دو ويژگى ياد شده از احاديث را توضيح مى‌دهيم:
١. بصيرت‌