الجمل و العقود في العبادات - الشيخ الطوسي - الصفحة ١٢ - موقعيت شيعه در بغداد
كتب وى را با خود به بغداد آورد [١]. و در نتيجه كتابخانههاى معتبرى براى شيعه فراهم آمد از جمله كتابخانۀ ابى نصر شاپور بن اردشير [٢] وزير بهاء الدوله بويهى فرزند عضد الدوله است كه در سال ٣٨١ در محلۀ «بين السورين» يكى از محلات «كرخ» بغداد [٣] به همت آن وزير دانشمند شيعه مذهب، تأسيس شد و از لحاظ جامعيت و اشتمال بر نفائس كتب، بى نظير بود و با كتابخانۀ «بيت الحكمة» رقابت مىنمود و نيز كتابخانۀ شخصى سيد مرتضى بطورى كه نوشتهاند مشتمل بر هشتاد هزار جلد كتاب بوده است [٤]. و همچنين برادر وى سيد رضى
[١]- علامه در خلاصه ص ١٠١ در ترجمۀ وى مىگويد: «قدم بغداد سنة ست و خمسين و ثلاثمائة و معه من كتب العياشي قطعة، و هو أول من أوردها بغداد و رواها.».
[٢]- بنا بگفته ابن أثير در ج ٧ ص ٣٢٤ از تاريخ خود: «وى كاتبى سديد بود و در سال ٣٨١ كتابخانه را تأسيس نمود و بيش از ده هزار جلد كتاب در آن گرد آورد.» در حاشيه اين كتاب نوشته شده: «وى سه بار وزارت بهاء الدوله و هم وزارت مشرف الدوله را عهده دار شد. مردى عفيف نيكو كار، سليم النفس و خوش معاشرت بود ليكن عمال خود را زود عزل مىكرد تا بعيش و نوش و خوشگذرانى نگرايند، بر كتابخانه املاك و عايدات بسيار وقف كرد و هنگام مرگ در سال ٤١٦ نزديك نود سال عمر داشت.
[٣]- ساختمان اصلى بغداد به نام مدينة السلام در سمت غربى دجله نزديك كاظمين فعلى بطور مدور با چهار دروازه بدين كيفيت بنا شده بود: ١- خندق دور شهر. ٢- سيل بند مرتفع با آجر و ساروج ٣- فيصل خارجى به مساحت پنجاه ذرع بدون ساختمان جهت محافظت شهر از آتش سوزى دشمن ٤- سور اعظم بارتفاع سى ذرع و به ضخامت ٥- ٢٢ ذرع، در پايين و ١٢ ذرع در بالا. ٥- فيصل داخلى بعرض ١٥٠ ذرع محوطه بدون ساختمان جهت دفاع از شهر ٦- ديوار دوم كه محيط بر ميدان بزرگ داخلى و ساختمانها و قصر بوده است و فاصلۀ ما بين دو ديوار بين السورين ناميده مىشده است و بعدها شهر كرخ در جانب جنوبى اين شهر ساخته شد و تدريجا شهر اصلى ويران و بجاى آن محلاتى بوجود آمد كه ضميمه كرخ گرديد و نام آن محلات به نام اصلى آن ناميده شد مانند محلۀ باب الكوفة، باب البصرة، باب الشام، باب خراسان. و بنظر بنده محل كتابخانۀ شاپور فيصل داخلى شهر اصلى بوده كه در آن هنگام بين السورين ناميده مىشده است. دليل خريطة بغداد ص ٤٩ ملاحظه شود.
[٤]- ابو القاسم تنوخى ملازم سيد مرتضى گفته است كتب سيد را شماره كرديم هشتاد هزار مجلد از مصنفات و محفوظات و مقروات وى بود و به گفتۀ ثعالبى به سى هزار دينار تقويم گرديد پس از اينكه قسمت عمدۀ آن را به وزرا و رؤسا اهدا كردند (رك: روضات ص ٣٨٣ و ٣٨٤).