الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٤٤٠ - حكومت محمد امين
شمشيرها و نيزه هايتان نيست همان را پناهگاه خود قرار دهيد . على بن عيسى روى به قلوصه آورد و دو لشكر براى جنگ صف كشيدند و درگير شدند ، ياران طاهر مردانه پايدارى كردند آنچنان كه آرايش جنگى سپاه على بن عيسى درهم ريخت و سپاهيان او شروع به عقبنشينى كردند ، على بن عيسى بر آنان بانگ زد و گفت اى مردم بازگرديد و همراه من حمله كنيد .
يكى از ياران طاهر نخست تيرى بر على بن عيسى زد و او را در جاى خود نگهداشت و پس از اينكه باو نزديك شد زوبينى باو زد كه به سينه اش برخورد و زره و سينه بند او را دريد و به سينه اش نفوذ كرد و على مرده از پاى در افتاد .
يارانش گريختند و ياران طاهر در ايشان شمشير نهادند و آنان را كه گريزان بودند مىكشتند تا شب فرارسيد و تمام اموال و سلاحى را كه در اردوگاه على بن عيسى بود به غنيمت گرفتند .
چون اين خبر به محمد امين رسيد ، عبد الرحمن انبارى را به سرپرستى سى هزار تن از ايرانيان گماشت و خطاب بانان گفت كه چون على بن عيسى فريب نخورند و همچون او سستى نكنند .
عبد الرحمن حركت كرد و به همدان رسيد .
چون طاهر آگاه شد بسوى او حركت كرد و روياروى شدند و چون اندكى جنگ كردند ياران عبد الرحمن پايدارى نكردند و خودش گريخت و يارانش هم از پى او گريختند و خود را به همدان رساندند و در آن متحصن شدند و يك ماه حصارى بودند تا آنكه خوار و بارشان تمام شد .
عبد الرحمن براى خود و همه يارانش از طاهر امان خواست و طاهر امان داد و عبد الرحمن دروازه ها را گشود و افراد دو سپاه با يك ديگر آمد و شد مىكردند .
طاهر حركت كرد و از گردنه پايين آمد و در ناحيه اسد آباد [ ٤٩٢ ] اردو زد ، در اين هنگام عبد الرحمن انديشه كرد و گفت چگونه ممكن است از امير مؤمنان معذرت بخواهم ، ياران خود را آرايش جنگى داد و همينكه سپيده دميد به لشكر
٤٩٢ - شهرى در هفت فرسنگى غرب همدان و بسيار قديمى است ، براى اطلاع بيشتر ر . كبه مقاله شترك ، دائرة المعارف اسلام ، ترجمه عربى ، ج ٢ ص ١٠٤ . ( م )