الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٤٣٠ - كشتن منصور ابو مسلم خراسانى را
گفتم اى امير مؤمنان اين چيزى است كه ستاره شناسان به هنگام تولدشان گفتهاند يا آنكه علما و دانشمندان خبر مأثورى در اين باره گفتهاند ؟
گفت چيزى است كه علما از اوصياء از پيامبران در مورد آن دو گفتهاند .
گويند ، مامون مىگفته است ، هارون الرشيد همه امورى را كه ميان ما اتفاق افتاد از موسى بن جعفر بن محمد شنيده بود [ ٤٧٦ ] و باين جهت چنان مىگفت .
اصمعى مىگويد ، هارون تاريخ و سرگذشت و افسانه هاى ديگر را دوست مىداشت و هر گاه آماده بود پى من مىفرستاد معمولا چون از شب پاسى مىگذشت پيش او مىرفتم و برايش تاريخ و حكايات گذشتگان را مىگفتم ، شبى پيش او رفتم كه هيچ كس آنجا نبود و يكه و تنها نشسته بود ساعتى براى او افسانه گفتم ، آنگاه مدتى سر بزير انداخت و انديشيد و گفت ، اى غلام عباسى را پيش من بياور و مقصود فضل بن ربيع است . [ ٤٧٧ ] چون فضل آمد و داخل شد اجازه نشستن باو داد و گفت اى عباسى من درباره ولى عهدى محمد و عبد الله انديشه كردم و دانستم كه اگر محمد را ولىعهد كنم با توجه به پيروى او از خواسته هاى نفسانى و سرگرم بودنش به كارهاى لهو خوشىها مردم را درمانده و كار خلافت را تباه و نابود خواهد كرد آنچنان كه سركشان از راههاى دور بر او طمع خواهند بست و اگر عبد الله را ولىعهد كنم مردم را براه راست خواهد آورد و كشور را اصلاح خواهد كرد كه در او دورانديشى منصور همراه با شجاعت مهدى است ، عقيده تو چيست ؟
فضل گفت اى امير مؤمنان اين كارى بسيار دشوار و بزرگ است و لغزش در آن غير قابل بخشش است و براى سخن گفتن در اين باره جاى ديگر لازم است .
دانستم دوست دارند تنها باشند ، من برخاستم و در گوشه حياط قصر نشستم و آن دو تا صبح با يك ديگر گفتگو كردند و سر انجام باين نتيجه اتفاق كردند كه محمد امين ولىعهد باشد و عبد الله مامون پس از او به خلافت رسد و اموال و
٤٧٦ - منظور حضرت امام موسى بن جعفر هفتمين پيشواى بزرگوار شيعيان است براى اطلاع از نمونه هاى بزرگوارى آن حضرت در منابع اهل سنت ، ر . ك ، شمس الدين محمد بن طولون ، الأئمة الاثنا عشر ، چاپ صلاح الدين منجذ ، ص ٩٣ / ٨٨ . ( م ) ٤٧٧ - از دولت مردان بزرگ دوره خلافت هارون و وزير محمد امين است ، ر . ك ، خطيب ، تاريخ بغداد ج ١٢ ص ٣٤٣ چاپ مصر ١٣٤٩ ق . ( م )