الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٤٢٣ - كشتن منصور ابو مسلم خراسانى را
كاش سلاحى در دست بود كه از جان خود دفاع مىكردم .
و چندان او را زدند كه بر جاى سرد شد ، منصور دستور داد او را در گليمى پيچيدند و گوشه تالار نهادند . [ ٤٦٥ ] ابو مسلم پيش از رفتن نزد منصور به عيسى بن على گفته بود همراه من پيش امير مؤمنان بيا ، كه مىخواهم درباره برخى از كارها او را سرزنش كنم ، عيسى باو گفت تو برو من از پى تو خواهم آمد .
چون عيسى پيش منصور در آمد گفت اى امير مؤمنان ابو مسلم كجاست ؟
منصور گفت در اين گليم پيچيده است ، عيسى گفت او را كشتى ؟ انا لله بر زبان آورد و گفت با سپاهيان او چه كنيم كه آنان او را براى خود خدايى ساخته بودند .
منصور دستور داد هزار كيسه چرمى كه در هر يك سه هزار درهم نهاده بودند فراهم شد . ياران ابو مسلم احساس كردند و شمشيرها را كشيدند و بانگ برداشتند ، منصور فرمان داد كيسه اى چرمى را همراه سر ابو مسلم ميان ايشان انداختند .
عيسى بن على هم بر فراز قصر رفت و گفت اى خراسانيان همانا ابو مسلم بنده اى از بندگان امير مؤمنان بود كه امير مؤمنان بر او خشم گرفت و او را كشت ، آسوده خاطر باشيد كه امير مؤمنان آرزوها و خواسته هاى شما را برخواهد آورد ، سواران پياده شدند و هر يك كيسه يى را برداشتند و سر ابو مسلم را همانجا انداختند .
سپس منصور براى ياران ابو مسلم مقررى تعيين كرد و اموالى به اردوگاه او فرستاد و پاداش نيكو بايشان داد و نامه اى نوشت كه براى آنان خوانده شد و در آن آنان را نويد و اميد داده بود براى سرداران و بزرگان ايشان هم پاداش بسيار معين كرد و بدين گونه آنان را خشنود ساخت .
خلافت منصور در سال ١٣٨ استوار شد و كارگزاران خود را به همه جا گسيل داشت .
٤٦٥ - كشته شدن ابو مسلم در شعبان سال ١٣٦ هجرت بوده است ، ر . ك ، مسعودى مروج الذهب ، ج ٦ ص ١٨٣ چاپ باربيه دومينار پاريس . ( م )