الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٦١ - شهادت على بن ابى طالب ( ع )
حجار بن أبجر مسلمان و سالار قبيله بكر بن وائل است ، اشراف مردم به احترام پسرش و كشيشها براى آيين او او را تشييع مىكنند ، گفت به خدا سوگند اگر نه اين است كه براى انجام مقصودى بزرگتر مىخواهم زنده بمانم همه شان را با شمشير مىزدم . و چون آن شب فرارسيد [ ٢٧٩ ] شمشيرش را كه زهرآلود كرده بود برداشت و پيش از سپيده دم در گوشه مسجد نشست و منتظر ماند كه على ( ع ) چون براى نماز صبح به مسجد مىآيد از كنار او بگذرد .
در همان حال على ( ع ) آمد و مىفرمود « اى مردم نماز » ابن ملجم برخاست و با شمشير بر سر آن حضرت ضربه زد ، قسمتى از شمشير به ديوار اصابت كرد و در آن رخنه ايجاد كرد ، ابن ملجم از وحشت بروى در افتاد و شمشير از دست او جدا شد و مردم جمع شدند و او را گرفتند .
شاعر در اين باره گفته است : [ ٢٨٠ ] « نديدهام بخشنده اى از عرب و عجم كابينى چون كابين قطام بپردازد ، سه هزار و برده اى و كنيز و زدن على ( ع ) با شمشير تيز و برنده ، هر كابين و مهريه هر چه بزرگ باشد از على ( ع ) گرانبهاتر نيست و هيچ قتل و غافلگيرى مهمتر از اين عمل ابن ملجم نيست » .
على ( ع ) را به خانه اش بردند و ابن ملجم را به حضورش آوردند ، ام كلثوم دختر على ( ع ) به ابن ملجم گفت اى دشمن خدا امير مؤمنان را كشتى ؟ گفت امير مؤمنان را نكشتم پدر ترا كشتم ، ام كلثوم گفت به خدا سوگند اميدوارم خطرى متوجه او نباشد گفت در اين صورت بر چه كسى گريه مىكنى ؟ همانا به خدا سوگند آن شمشير را يك ماه زهر دادم و اگر كارگر نيفتد خدايش نابود كناد .
على ( ع ) آن روز را به شب نرساند و رحلت فرمود ، خدايش رحمت كناد و از او خشنود بادا :
٢٧٩ - جاى تعجب است كه چرا ابو حنيفه دينورى از آوردن تاريخ خوددارى كرده است ، در طول جنگ صفين و خوارج ملاحظه كرديد كه حتى سال را نمىنويسد ، در حالى كه در اين مساله كه شهادت امير المؤمنين على ( ع ) در ماه رمضان سال چهلم هجرت بوده است هيچ اختلافى ميان مورخان بزرگ معاصر و مقدم او نيست ، البته درباره روز اين واقعه اختلاف نظر است و بهر حال اين موضوع از ارزش دقيق علمى اين كتاب كاسته است . ( م ) ٢٨٠ - درباره سراينده اين ابيات اختلاف است ، برخى آنرا از خود ابن ملجم دانستهاند ، در ص ١٣٣ الصواعق و ص ٢٨٤ مناقب اخطب خوارزم آنرا از فرزدق دانستهاند ، در حواشى نهاية الارب ص ٢٠٨ ج ٢٠ آنرا از ابن مياس مرادى دانسته است كلمان هوار در حواشى البدء و التاريخ ص ٢٣٣ ج ٥ اين اشعار را از ابو الاسود دوئلى مىداند . ( م )