الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ١٣٤ - پادشاهى خسرو پرويز
فرماندهى تخارجان و لشكر سوم از پى ايشان به فرماندهى هرمزگرابزين ، و چون خبر حركت سپاهها به بسطام رسيد خود را به همدان رساند و آنجا مقيم شد و پيادگان سپاه خود را بر گردنه ها فرستاد تا از رفت و آمد مردم جلوگيرى كنند . سپاههاى خسرو پرويز در دامنه كوه جايى بنام قلوص اردو زدند و براى خسرو پرويز نوشتند و او را آگاه ساختند ، خسرو به تن خويش همراه پنجاه هزار سوار حركت كرد و خود را به سپاهيان كه در قلوص [ ١٤٤ ] اردو زده بودند پيوست و براى رفع خستگى اندكى درنگ كرد و سپس از روستايى بنام شراه [ ١٤٥ ] گذشت و از راهى بدون كوهستان و گردنه عبور كرد و خود را به دشت همدان رساند و آنجا اردو زد و گرد لشكر خود خندق كند .
بسطام هم با لشكرهاى خود به سوى او آمد و سه روز جنگى سخت كردند و هيچيك عقبنشينى نكرد .
خسرو كه چنين ديد به كردى پسر بهرام گشنس كه برادر تنى بهرام گور بود گفت شدت گرفتارى ما را در اين جنگ مىبينى و مىخواهم با روش لطيف و پسنديده اى خود را از آن خلاص كنم .
كردى كه از خيرخواه تر سرداران و صميمىتر دوستان خسرو پرويز بود گفت اى شهريار اين تدبير چيست ؟ خسرو گفت خواهرت كرديه همسر بسطام بدون ترديد مشتاق بازگشت به وطن و ديدار خويشاوندانش خواهد بود ، و مىدانم كه اگر بخواهد بسطام را بكشد مىتواند انجام دهد كه بسطام سخت باو اعتماد دارد و كرديه هم تا آنجا كه خبر دارم زنى نيرومند و با همت است و مىتواند اقدام كند ، و اگر كرديه بسطام را بكشد خداى را بر خود گواه مىگيرم كه با او ازدواج خواهم كرد و او را سرور زنان خود قرار خواهم داد و اگر از او داراى پسرى شوم شهريارى را پس از خود براى او قرار مىدهم و من اين موضوع را با خط خود مىنويسم و تو نامه مرا براى او بفرست و او را آگاه كن و بنگر نظر او چيست .
١٤٤ م - نام اين دهكده و مكان در معجم البلدان ياقوت حموى نيامده است ، ولى قلوس را آورده كه دهكده اى در ده فرسنگى رى است . ( م ) . ١٤٥ - ياقوت اين كلمه را بصورت شرا ضبط كرده و نوشته است يكى از نواحى بزرگ همدان است ، ص ٢٤٦ ج ٥ چاپ مصر ١٩٠٦ ميلادى الآن هم با همين نام در حوزه ثبتى اراك و فراهان باقى است ( م ) .