الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٤٧ - پادشاهى بلقيس
ساختند و او فقط با دايگان خويش در آن كاخ ساكن بود و هر گاه سليمان نزد او مىرفت او را گريان و اندوهگين مىديد و اين موضوع مايه كدورت عشق و محبت او بود ، او همان زنى است كه سليمان بواسطه او پادشاهى و شوكت و جلال خويش را از دست داد زيرا او تصوير پدرش را در خانه خود نگهدارى و پوشيده از سليمان آنرا پرستش مىكرد ولى سليمان مىدانست كه او در خانه تصوير پدرش را دارد و اين اجازه را باو داده بود كه بان بنگرد و تسكين و تسلى يابد [ ٣٥ ] و گفته شده است كه سليمان در دورترين سرزمين مغرب ميان صحراهاى اندلس شهرى از مس ساخت و مقدارى از گنجينه هاى خود را آنجا نهاد ، و عبد الملك بن مروان به موسى بن نصير استاندار خود در آن منطقه كه ايرانى و از وابستگان قبيله قيس بود نوشت بسوى آن شهر برود و آنرا بررسى كند و بشناسد و موضوع را براى او بنويسد ، موسى بن نصير بسوى آن شهر رفت و تا قيروان پيش روى كرد و براى عبد الملك خبر را نوشت و آن شهر را توصيف كرد و افزود كه در سفر بان شهر و طول راه چه چيزهايى ديده است .
< فهرس الموضوعات > ارخبعم پسر سليمان < / فهرس الموضوعات > ارخبعم پسر سليمان :
گويند چون سليمان درگذشت پس از او پسرش ارخبعم به حكومت قيام كرد و بنى اسرائيل پراكنده شدند و كار او سستى گرفت و همچنان بر كار بود تا آنكه بخت نصر كه ايرانيان او را بوختنرسى مىنامند بسوى بيت المقدس آمد و آن شهر را ويران كرد .
< فهرس الموضوعات > بخش بخش شدن امپراطورى سليمان . [ ٣٦ ] < / فهرس الموضوعات > بخش بخش شدن امپراطورى سليمان . [ ٣٦ ] گويند پس از بلقيس ينعم بن عمر بن شرحبيل بن عمرو در يمن پادشاه شد و او برادرزاده هدهاد بود و چون با سهولت و آسانى بر قوم خود نعمت مىبخشيد او را ياسر گفتند ، گويند ياسر لشكرى براى جنگ با مغرب فراهم آورد و چون به صحراى ريگزارى رسيد كه كسى پيش از او بان صحرا نرسيده بود و
٣٥ - ذيل آيه ٣٤ سوره سى و هشتم ( ص ) ، شيخ طبرسى بطور بسيار مختصر باين موضوع اشاره فرموده است ، ر . ك ، طبرسى ، مجمع البيان ص ٤٧٥ ج ٨ چاپ بيروت ١٣٧٩ قمرى ( م ) . ٣٦ - كلمه امپراطوريه در متن آمده است ( م ) .