الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٣١٥ - خوارج
« آيا دو هزار مردى كه به گمان شما مؤمن بودند سزاوار بود كه در آسك چهل تن شما را وادار به گريز كنند ؟ دروغ مىگوييد چنان نيست كه شما پنداشتهايد بلكه خوارج مؤمنند ، دانستيد كه آنان گروه اندكند كه بر گروه بسيار پيروز مىشوند ، شما فرمان شخص ستمگر سركشى را اطاعت كرديد و حال آنكه ستمگران شايسته طاعت نيستند » . ابن زياد از اين كار سخت خشمگين شد و در بصره هيچكس را كه متهم به خارجى بودن بود باقى نگذاشت و نهصد مرد را به گمان و اتهام كشت .
اما كار خوارج همچنان بالا مىگرفت و هواداران و همفكران ايشان از بصره بانان مىپيوستند و پس از مرگ يزيد شمارشان بسيار شد و عبيد الله بن زياد هم از عراق گريخت .
مردم بصره كه در آن هنگام اميرى نداشتند بر خود بيمناك شدند و گرد مسلم بن عبيس قرشى جمع شدند و پنج هزار سوار از دلاوران بصره همراه او كردند و بسوى خوارج بيرون شدند و در جايى بنام دولاب [ ٣٤٢ ] با خوارج روياروى شد و جنگ در گرفت و هر دو گروه در برابر يك ديگر پايدارى كردند آنچنان كه نيزه ها و شمشيرها شكسته شد و به چنگ و دندان با يك ديگر مبارزه كردند و مسلم بن عبيس قرشى كشته شد و يارانش گريختند . مردى از قبيله ازد در اين مورد چنين سروده است :
« چون كار بالا گرفت مرد بخشنده مسلم بن عبيس را پيش ايشان فرستاديم ، مرد ديگرى غير از مسلم را پيدا كنيد كه اگر او را مىجوييد ديگر نيست ، اگر مهلب بن ابى صفره را به جنگ خوارج بفرستيد ، خوارج براى او لقمه چربى خواهند بود » .
مهلب در آن هنگام حاكم خراسان بود ، مردم بصره پس از كشته شدن مسلم به سختى از خوارج بيمناك شدند و عثمان بن معمر قرشى را برگزيدند و حدود ده هزار تن از دلاوران خود را با او همراه ساختند و او همراه ايشان در تعقيب خوارج بيرون شد و در فارس به ايشان رسيد و جنگ كردند كه عثمان كشته شد و
٣٤٢ - دولاب : نام دهكده اى در چهار فرسنگى اهواز ، ر . ك ، ياقوت ، معجم البلدان ج ٤ ص ١٠٤ چاپ مصر ١٩٠٦ ، ظاهرا آنچه آقاى دكتر عبد المنعم عامر در پاورقى نوشتهاند كه از دهكده هاى رى است صحيح نيست . م .