الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٧٧ - بيعت با يزيد
عبد الله بن مطيع كه از مكه به مدينه آمد روبرو شد ، عبد الله پرسيد قصد كجا دارى ؟ فرمود حالا به مكه مىروم ، عبد الله گفت خداوند براى تو خير پيش آورد ولى دوست دارم راى خود را به تو بگويم .
فرمود عقيده و راى تو چيست ؟ گفت چون به مكه رسيدى اگر خواستى از آن شهر به شهر ديگرى بروى از كوفه برحذر باش كه شهرى شوم و نافرخنده است ، پدرت آنجا كشته شد و برادرت را يارى ندادند و او را غافلگير كردند و ضربتى باو زدند كه نزديك بود از پاى در آيد . در حرم مكه بمان كه مردم حجاز هيچكس را با تو برابر نمىدارند ، سپس شيعيان خود را از همه جا آنجا دعوت كن كه همگان پيش تو خواهند آمد .
امام حسين باو فرمود « خداوند آنچه را دوست بدارد مقدر خواهد فرمود » .
و لگام مركب خود را رها فرمود و حركت كرد تا به مكه رسيد و در محله شعب على [ ٢٩٢ ] فرود آمد و مردم نزد ايشان رفت و آمد مىكردند و گروه گروه به حضورش مىآمدند و ابن زبير را رها كردند و حال آنكه پيش از آمدن امام حسين ( ع ) پيش او آمد و شد داشتند ، اين موضوع بر عبد الله بن زبير ناخوش آمد و دانست كه تا امام حسين در مكه باشد مردم پيش او نخواهند آمد و ناچار صبح و عصر نزد امام حسين ( ع ) مىآمد ، و در اين هنگام يزيد ، يحيى بن حكم را از فرماندارى مكه عزل كرد .
< فهرس الموضوعات > [ واقعه كربلا ] < / فهرس الموضوعات > [ واقعه كربلا ] < فهرس الموضوعات > مردم كوفه و حسين ( ع ) < / فهرس الموضوعات > مردم كوفه و حسين ( ع ) گويند ، چون خبر مرگ معاويه و بيرون رفتن امام حسين ( ع ) از مدينه به مكه باطلاع مردم كوفه رسيد گروهى از شيعيان در خانه سليمان بن صرد [ ٢٩٣ ] جمع شدند و اتفاق كردند كه براى امام حسين ( ع ) نامه بنويسند و بخواهند پيش ايشان آيد تا حكومت را بايشان تسليم كنند و نعمان بن بشير را از كوفه بيرون رانند . چنين
٢٩٢ - از محله هاى معروف مكه ، ابو الوليد ازرقى درگذشته قرن سوم در اخبار مكه مكرر از آن نام برده است ، ر . ك ، صفحات ١٨٦ - ١٧٥ ج ٢ چاپ مكه ١٩٧٨ ميلادى . ( م ) ٢٩٣ - از اصحاب رسول خدا ، و ياران امير المؤمنين على ، در جاهليت نامش يسار بود و پيامبر آنرا به سليمان تغيير داد ، در نود و سه سالگى به سال ٦٥ هجرت در جنگ با عبيد الله زياد كشته شد ، ر . ك ، ابن اثير ، اسد الغابه ص ٣٥١ ج ٢ . ( م )