الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٦٩ - رحلت حسن بن على ( ع )
چشم است و سپس فرمود اى محمد ترا هم سفارش مىكنم [ ٢٨٦ ] به ملازمت حسين ( ع ) سفارش مىكنم همواره همراه او و ياور او باش .
سپس فرمود مرا كنار مرقد جدم دفن كنيد و اگر جلوگيرى كردند در بقيع به خاك بسپاريد ، و چون رحلت فرمود مروان از دفن آن حضرت كنار مرقد رسول خدا ( ص ) جلوگيرى كرد و در بقيع دفن شد .
و چون خبر رحلت امام حسن ( ع ) به كوفه رسيد بزرگان ايشان جمع شدند و نامه تسليت براى امام حسين ( ع ) نوشتند .
جعدة بن هبيرة بن ابى وهب كه از همگان در دوستى و محبت صميمىتر بود چنين نوشت « اما بعد شيعيان شما كه اين جايند مشتاق شمايند و جانهايشان هواى تو دارد و هيچكس را با تو برابر و همسنگ نمىدانند و همگى به صحت و صوابديد راى برادرت در تاخير جنگ پى بردند و مىدانند كه شما نسبت به دوستان مهربان و ملايم و نسبت به دشمنان خشن و سختگيرى اگر دوست دارى كه خلافت را در دست گيرى پيش ما بيا كه ما جان خود را براى فداكارى تا حد مرگ آماده كردهايم » . امام حسين ( ع ) براى آنان چنين نوشت :
« اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق و استوار مىداشت اما من امروز چنين انديشه اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد بر زمين بچسبيد و در خانه ها كمين كنيد و تا هنگامى كه معاويه زنده است از اينكه مورد بدگمانى قرار بگيريد پرهيز كنيد اگر خداوند براى او چيزى پيش آورد و من زنده بودم انديشه خود را براى شما خواهم نوشت و السلام » .
خبر رحلت امام حسن ( ع ) به معاويه رسيد مروان فرماندار او بر مدينه برايش نوشته بود ، او ابن عباس را كه در شام بود احضار كرد و چون پيش معاويه رسيد نخست باو تسليت گفت و در عين حال از رحلت آن حضرت اظهار خرسندى كرد ، ابن عباس گفت از مرگ او خشنودى و خرسندى مكن كه به خدا سوگند
٢٨٦ - سكوت دينورى در مورد مسموم كردن معاويه امام حسن ( ع ) را موجب تعجب و شگفتى است ، زيرا مورخان بزرگ قرن سوم و چهارم هجرى كه برخى معاصر او بودهاند در اين باره تصريح كردهاند ، براى نمونه ، ر . ك ، يعقوبى ، تاريخ ص ٢٢٥ ج ٢ چاپ بيروت ، و مقدسى ، البدء و التاريخ ص ٥ ج ٦ چاپ كلمان هوار پاريس ١٩١٩ ، و سعودى ، مروج الذهب چاپ باربيه دومينار پاريس ج ٥ ص ٢ . ( م )