الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٤٦ - اعلان راى
مىآورد » . [ ٢٥٧ ] عمرو به ابو موسى گفت مثل تو هم چون خرى است كه كتابى چند بر پشت خود حمل كند . [ ٢٥٨ ] در اين هنگام شريح بن هانى به عمرو عاص حمله كرد و بر روى او تازيانه كشيد و مردم آن دو را از يك ديگر جدا كردند ، شريح مىگفته است هرگز از چيزى چندان پشيمان نشدم كه چرا آن روز بجاى تازيانه با شمشير عمرو عاص را نزدم و روزگار آنچه مىخواست كرد .
ابو موسى خود را كنار كشيد و بر مركب خود سوار شد و به مكه گريخت ، ابن عباس همواره مىگفت خدا ابو موسى را از رحمت خود دور بداراد كه او را متنبه كردم و متنبه نشد و او را برحذر داشتم و توجه نكرد ، ابو موسى هم مىگفته است ابن عباس مرا از مكر و فريب عمرو عاص برحذر داشت ولى من به عمرو اطمينان كردم و هرگز گمان نمىكردم كه او چيزى را بر خير مسلمانان ترجيح دهد .
< فهرس الموضوعات > بيعت شامىها با معاوية < / فهرس الموضوعات > بيعت شامىها با معاوية :
پس از اعلان راى عمرو عاص و مردم شام كه همراهش بودند پيش معاويه برگشتند و بر او سلام و درود خلافت گفتند .
ابن عباس و شريح بن هانى و كسانى كه همراه آن دو بودند به حضور على ( ع ) آمدند و اين خبر را به اطلاع ايشان رساندند ، سعيد بن قيس همدانى برخاست و گفت به خدا سوگند اگر در راه هدايت متحد و هماهنگ مىشديم بر بصيرت ما چيزى بيشتر از آنچه هم اكنون در آن هستيم نمىافزود ، و ديگر مردم هم سخنانى اين چنين گفتند :
< فهرس الموضوعات > فتنه خوارج < / فهرس الموضوعات > فتنه خوارج :
گويند ، چون خبر راى حكمين به اطلاع مردم عراق رسيد خوارج به ديدار يك ديگر رفتند و وعده نهادند كه پيش عبد الله بن وهب راسبى جمع شوند ، بزرگان و
٢٥٧ - بخشى از آيه ١٧٥ سوره هفتم ، اعراف . ٢٥٨ - بخشى از آيه ٦ سوره شصت و دوم ، جمعه