الأخبار الطوال ( فارسي ) - الدِّينَوري، أبو حنيفة - الصفحة ٢٠٣ - جنگ جمل
نكنى انجام دادهاند .
على ( ع ) فرمود من همه جوانب اين كار را سنجيدهام و خيال نمىكنم تسليم كردن ايشان به تو و غير تو ممكن باشد اكنون بنشين تا پاسخ نامه ات را بنويسم ، و چنين نوشت :
« بنام خداوند بخشنده مهربان از بنده خدا على امير مؤمنان به معاوية پسر ابو سفيان ، اما بعد اين مرد خولانى نامه اى از تو براى من آورد ، كه در آن نوشته بودى من نسبت به عثمان قطع رحم كرده و مردم را بر ضد او شوراندهام ، من اين كار را نكردم چيزى كه هست ، خدايش بيامرزد مردم خود بر او خشم گرفتند برخى در كشتن او دست داشتند و برخى از يارى دادن او خوددارى كردند ، من در گوشه خانه خود نشستم و از كار او كناره گرفتم تا نتيجه كار آشكار شود و چنانكه ديدى شد اكنون هم هر چه مىخواهى بگو ، اما اينكه خواسته اى كه قاتلان او را به تو تسليم كنم من اين كار را معتقد نيستم زيرا مىدانم تو آنرا بهانه اى براى رسيدن به آرزوهايت قرار داده اى و مىخواهى وسيله ترقى خود كنى و مقصود تو خونخواهى عثمان نيست و بجان خودم اگر از گمراهى و ستيزه جويى خود دست برندارى آنچه به هر سركش ستيزه جو مىرسد به تو خواهد رسيد . [ ٢٢٥ ] على ( ع ) براى عمرو عاص هم چنين نوشت :
« بنام خداوند بخشنده مهربان ، از بنده خدا على امير مؤمنان به عمرو عاص ، اما بعد دنيا آدمى را از كارهاى ديگر بازمىدارد و دل بسته به دنيا با حرص گرفتار آن است ، هر چيزى كه از آن بدست مىآيد موجب حرص بيشتر مىشود و از آنچه بدست نياورده با آنچه بدست آورده است بىنياز نمىشود و از آن پس هم از آنچه بدست آورده است جدا بايد شود و سعادتمند كسى است كه از غير خود پند و عبرت گيرد اعمال خود را با همراهى و همكارى با معاويه باطل مگردان كه او حق را به فراموشى سپرده و باطل را برگزيده است و السلام » . [ ٢٢٦ ] عمرو عاص در پاسخ براى على ( ع ) چنين نوشت :
٢٢٥ - ٢٢٦ - اين نامه ها باين صورت در نهج البلاغه نيامده است بعضى از كلمات آن در نامه هاى ديگر نقل شده است ، و اين موضوع با در نظر گرفتن قدمت اخبار الطوال در خور اهميت است و ممكن است از نظر سيد رضى رضوان الله عليه پوشيده مانده باشد . ( م )