با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣ - ١ - حزب سلطه
اسلام با اشاره به اميرمؤمنان، على عليه السلام، فرمود: «اين برادر من و وصى و جانشين من در ميان شماست، پس، از او بشنويد و از او فرمان ببريد» [١]؛ و پس از آن نه تنها هيچ سخنى از ايشان مبنى بر لغو اين نصب الهى نقل نشده است، بلكه با سخنان و بيانات پى در پى، بر اين موضوع كه امامان اهل بيت و در آغازشان على عليه السلام جانشينان وى هستند، تأكيد مىورزيد. از مهمترين اين حديثهاى مقدس و شريف موارد زير را مىتوان نام برد:
حديث ثقلين، حديث سفينه، حديث باب حطه، حديث نجوم، [٢] حديث منزلت، خطبه غدير و بيعت در اين روز و سرانجام وصيتنامهاى كه آن حضرت اندكى پيش از رحلتشان قصد داشتند كه براى جلوگيرى از گمراهى امّت بنويسند. [٣]
اين بزرگترين مشكلى بود كه رهبرى حزب سلطهگر را رنج مىداد، از اين رو ناچار بود كه روياروى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار گيرد.
اما اين رويارويى در چه زمينهاى مىتوانست باشد؟
بدون ترديد تنها راهى كه در دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش روى آنان قرار داشت، اين بود كه در هر فرصتى عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به طور پنهان و آشكارا مورد ترديد قرار دهند و از انتشار سخنان آن حضرت به ويژه آنچه به موضوع ولايت و خلافت مربوط مىشد جلوگيرى كنند.
اين حزب اين مسأله را مطرح كرد كه «پيامبر انسانى است كه در خشنودى و خشم سخن مىگويد»، اين سخنى بود كه رهبران اين حزب بر سر زبانها انداختند؛ و بر خواننده آگاه و دانا روشن است كه مفهومش اين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حال خشنودى كسانى را بيش از آنچه شايستهاند مىستايد و به آنان منزلتى بزرگتر از استحقاقشان مىبخشد! همان طور كه كسانى را در حالت خشم بيش از اندازه نكوهش مىكند. بنابر اين در حالت خشنودى و خشم، از سر هواى نفس سخن مىگويد نه بر اساس آنچه بر او وحى شده است!- پناه بر خدا-.
[١]- براى شناخت آن دسته از حافظان اهل تسنن كه اين روايت را نقل كردهاند، ر. ك. المراجعات، ص ١١٠- ١١٢.
[٢] مقصود اين حديث شريف نبوى است كه مىفرمايد: «ستارگان امان اهل آسمان و خاندان من امان اهل زميناند».
[٣] براى آگاهى درباره اين احاديث شريفه و شناخت راويان آنها از حفاظ اهل سنّت، ر. ك. «المراجعات»، «عبقات الانوار فى امامة ائمة الاطهار» و «نفحات الازهار فى خلاصة عبقات الانوار».