با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٩ - ٤ - شخصيت وليد بن عتبه
آنگاه فرمود: اى دشمن خدا از من دور شو كه ما خاندان رسول خداييم. حق در ميان ماست و زبان ما به حق گوياست. من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: «خلافت بر خاندان ابوسفيان و آزادشدگانِ فرزندان آزاد شده حرام است. پس هرگاه كه معاويه را بر منبرم ديديد، شكم او را پاره كنيد.» به خدا سوگند مردم او را بر منبر جدّ من ديدند و آنچه را كه فرموده بود عمل نكردند و خداوند آنان را به يزيد- كه خداوند عذابش را در آتش افزون كند- گرفتار كرد.
مروان از سخن حسين به خشم آمد و گفت: به خدا سوگند دست از تو برندارم تا آنكه با خوارى با يزيد بن معاويه بيعت كنى. شما خاندان ابوتراب پرگو هستيد و دلهايتان از كينه خاندان ابوسفيان پر است؛ و حق داريد كه با آنان دشمنى بورزيد و آنان نيز حق دارند كه با شما دشمنى بورزند.
آنگاه حسين عليه السلام گفت: واى بر تو اى مروان، از من دور شو كه تو پليدى و ما خاندان پاك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستيم كه خداوند عزوجل بر پيامبرش آيه نازل كرد و فرمود:
«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» [١]
مروان سرش را به زير افكند و چيزى نگفت.
آنگاه امام حسين عليه السلام فرمود: اى پسر كبود چشم، مژده باد تو را به هر آنچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خوش نمىدارى، در آن روزى كه نزد پروردگار حاضر شوى و جدّم درباره حق من و حق [ادعايى] يزيد از تو بازخواست كند.
مروان خشمناك رفت تا به خانه وليد بن عتبه درآمد و آنچه را كه از حسين بن على شنيده بود گزارش داد. [٢]
٤- شخصيت وليد بن عتبه
همچنين از ظاهر گفت و گوى مشورتى ميان وليد بن عتبه و مروان بن حكم، پيش از اجتماع با امام عليه السلام و در گفت و گوى وليد با امام در اثناى ديدار، ديده مىشود كه وليد بن
[١] خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند. [احزاب (٣٣)، آيه ٣٣].
[٢] الفتوح، ج ٥، ص ١٦- ١٧.