با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤ - ٢ - محو كامل فضايل اهل بيت عليهم السلام و جعل عيب براى آن بزرگواران
پخش شده است. چون نامهام به شما رسيد از مردم بخواهيد كه در فضايل صحابه و خلفاى نخستين روايت نقل كنند، و هر خبرى را كه مسلمانى درباره ابوتراب نقل كرد، روايت ساختگى و مشابه آن را درباره صحابه برايم بياوريد، زيرا كه من اين را بيشتر دوست مىدارم و چشمم را بيشتر روشن مىكند و حجت ابوتراب و شيعيان او را بيشتر باطل مىكند؛ و از فضايل و مناقب عثمان برايشان سنگينتر تمام مىشود.
نامهها براى مردم خوانده شد و به دنبال آن روايتهاى ساختگى و عارى از حقيقت فراوانى در مناقب صحابه نقل گرديد و مردم در نقل روايتهاى مربوط به اين موضوع جدّيت به خرج دادند تا آنجا كه بر منبرها دربارهاش سخن مىراندند؛ و آموزگاران مكتبخانهها مأموريت يافتند تا به كودكان و جوانانشان از اين روايتهاى فراوان و گسترده بياموزند تا جايى كه آنها را نيز پا به پاى قرآن كريم بياموزند و نقل كنند. حتى به دختران و زنان و خدم و حشمشان نيز اين روايتها را آموختند. اين شيوه را تا آن جا كه ممكن بود دنبال كردند. [١]
كار تا آنجا پيش رفت كه ابن عرفه، معروف به نَفْطوَيْه، از محدثان بزرگ و سرشناس، گفته است: «بيشتر احاديث مربوط به فضايل صحابه در دوران بنىاميه و براى تقرب به آنان جعل گرديد، زيرا آنها مىپنداشتند كه با چنين كارى بنىهاشم را خوار مىكنند.» [٢]
بارى، سانسور كامل فضايل اهل بيت عليه السلام از سويى و جعل روايتهايى كه از شخصيت ايشان مىكاست و به كارگيرى همه امكانات حكومت در راستاى اين مقصود از سوى ديگر، پس از گذشت نزديك به بيست سال، در جهل مردم نسبت به جايگاه اهل بيت و اظهار ناخشنودى نسبت به آنان تأثيرى بسزا گذاشت. تا آنجا كه امام حسين عليه السلام ناچار گرديد يك سال پيش از مرگ معاويه در «منى» اجتماعى تشكيل دهد و در آن زن و مرد بنىهاشم و نزديكانشان و گروه بسيارى از مردم را كه شمار آنها به هفتصد تن مىرسيد و دويست تن از صحابه و تابعين در جمعشان بودند، گرد آورد و همه آنچه را كه
[١] شرح نهج البلاغه، ج ١١، ص ١٥- ١٦.
[٢] همان، ص ١٦.