احكام معاملات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦٦ - ٣ - رفتار پسنديده
«مردان، سرپرست ونگهبان زنانند، به خاطر برترى هايى كه خداوند «از نظر نظام اجتماعى» براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، وبه خاطر انفاق هايى كه از اموالشان «در مورد زنان» مى كنند. وزنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، ودر غياب «همسر خود،» اسرار و «حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى كنند، و «اما» آن دسته از زنان را كه ازسركشى ومخالفتشان بيم داريد، پند واندرز دهيد، و «اگر مؤثر واقع نشد» در بستر از آن ها دورى نمائيد. و «اگر هيچ راهى جز شدت عمل «براى واداركردن آنها به انجام وظايفشان نبود،» آنها را تنبيه كنيد. واگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد. «بدانيد» خداوند، بلند مرتبه وبزرگ است. «وقدرت او، بالاترين قدرت ها است.»»
اين آيه به بهترين شكل ممكن وبر پايه بينشهاى زير روابط زناشويى را سامان مىدهد:
الف- جامعه بايد نظم داشته باشد وبراى اين نظم بايد ارزشهايى حاكميت يابند كه از تجاوز وسركشى جامعه جلوگيرى كند، اين نظم وساماندهى از خانواده وپيوند ميان زن وشوهر آغاز مىشود، اما دراين ميان چه كسى رهبرى مىكند؟
اسلام بىنظمى را برنمى تابد چنان كه طبيعت، ولى از آن جا كه خداوند مرد را به گونهاى آفريده كه رهبرى درسرشت او قرار گرفته، لذا در تشكيلات خانواده او رهبر است درحالى كه زن فطرتاً با همراهى واطاعت آفريده شده است.
ب- اگر اسلام حق رهبرى را در خانواده به مرد مىدهد، هدفىجز آن ندارد كه حالت رهبرى را در وجود او سامان بخشد وچارچوب مناسبى براى اين حالت مشخص كند كه مرد را از تجاوز بازمىدارد.
قرآن براى بيان اين مطلب واژه «قوّام» را به كار برده است. اين لفظ مسؤوليت ساماندهى مستمر امور همسران توسط مردان را معنا مىدهد، كما اين كه دربردارنده مفهوم مسؤوليت كامل در امورآنهاست.
ج- نخستين ملاك راهبرى، خرد وتلاش است كه برخى از مردم را بر برخى ديگر برترى مىدهد.
د- ملاك دوم عطا وبخشش است. مردان بايد به زنان نفقه دهند ومىتوان گفت طبيعت وفطرت پاك مردان آنها را وا مىدارد به زنها نفقه بپردازند. شريعت آسمانى اين طبيعت را تبيين كرده وپرداخت نفقه به زنان را براى مردان واجب شمرده است.