دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣ - ادعائی بزرگ از کودکی ٢٥ ماهه
ادعائی بزرگ از کودکی ٢٥ ماهه
طبق آنچه محدثین و مورخین ثبت کردهاند:
حضرت ابوجعفر، امام محمد
جواد علیهالسلام موهای سرش کوتاه و فر خورده شده و چهرهی مبارکش نمیکن
بود، که تقریبا از این جهت مقداری شبیه افراد سیاهپوست به نظر میرسید.
به همین جهت، اشخاص منافق و فرصت طلب که هر لحظه دنبال سوژهای هستند تا بتوانند ضربهی خویش را وارد سازند.
لذا در نسب حضرت تشکیک به وجود آوردند و گفتند: این فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام نیست.
به
قدری این شایعه و تهمت در افکار عدهای اثر گذاشت که مجبور شدند حضرت جواد
علیهالسلام را که بیش از حدود ٢٥ ماه از عمر مبارکش سپری نگشته بود،
بردارند و نزد افراد قیافهشناس و نسب شناس آورند تا موضوع برای همگان روشن
و ثابت شود که این کودک از چه خانوادهای است.
همین که آن کودک معصوم
را نزد قیافهشناسان - که در جمع عدهای از اشخاص مختلف بودند - بردند،
ناگاه همگی آن نسبشناسان از عظمت و هیبت آن کودک به سجده افتادند؛ و چون
سر از سجده برداشتند، اظهار داشتند:
وای بر شماها! این ستارهی درخشان و این اختر روشنائی بخش را بر ما عرضه میدارید؟!
به
خدای بزرگ سوگند، این کودک پاک و منزه از هر نوع رجس و آلودگی است، او از
خانوادهای پاک و تکامل یافته است، او در تمام مراحل انتقال در ارحام، نیز
پاک و منزه قرار گرفته است.
به خدا سوگند، او از ذریهی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و از فرزندان امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب علیهالسلام میباشد.
بروید
و به خداوند سبحان پناه ببرید؛ و از چنین افکار و دسیسههای نابخردانه،
توبه نمائید و در نسب او هیچگونه شک و تردید نداشته باشید.
امام محمد جواد علیهالسلام در تمام این حالات و لحظهها، حمد و ثنای خداوند متعال را بر زبان جاری مینمود.
پس
از آن که سخن قیافه شناسان پایان یافت، حضرت لب به سخن گشود و ضمن خطبهای
طولانی - که همهی افراد را که از اقشار مختلف بودند، به تعجب و حیرت
واداشت - اظهار نمود:
شکر و سپاس خدای را، که را از برگزیدگان نور خودش
قرار داد؛ و از بین نیکان، ما را انتخاب نمود؛ و نیز ما را از امانت داران
خویش به حساب آورد و حجت و راهنمای بندگانش قرار داد و....
بعد از آن
فرمود: ای جمعیت حاضر! همانا من محمد جواد، پسر علی رضا، فرزند موسی کاظم،
فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی زین العابدین، فرزند حسین
شهید، فرزند امیرالمؤمنین علی مرتضی و فاطمهی زهراء دختر محمد مصطفی صلی
الله علیه و آله و سلم هستم.
آن گاه افزود: مرا به افراد قیافه شناس عرضه میدارند؟!
به
خداوند یکتا سوگند، من نسبت به نسبتهای همهی مردم از خودشان و از دیگران
آشناترم، من به تمام اسرار درونی و علنی اشخاص کاملا آگاه هستم.
و در
ادامه، بعد از بیان مطالبی بسیار مهم، اظهار داشت: چنانچه دولتهای کفر و
افراد دنیاپرست نمیبودند و بر علیه ما و دیگر مؤمنین شورش نمیکردند،
مطالبی را اظهار مینمودم که تمام اشخاص در حیرت و تعجب قرار گیرند.
و سپس دست مبارکش خود را بر دهان خویش نهاد و آخرین سخنش چنین بود:
ای
محمد! خاموش باش همچنان که پدرانت خاموش گشتند و صبر و شکیبائی را پیشهی
خود قرار بده؛ و در اظهار حقایق همانند پیامبران اولوالعزم عجله منما،
همانا که مخالفین جزای گفتار و اعمالشان را خواهند دید. [١] .
(١) هدایة الکبری حضینی: ص ٢٩٦، حیلة الأبرار: ج ٤، ص ٥٣٤، ح ٢.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.