دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٦ - سخنان درباره صفوان، ابن سنان و سعد
سخنان درباره صفوان، ابن سنان و سعد
شیخ طوسی آورده است:
از ابو طالب عبدالله بن صلت قمی روایت شده که
گفت: در آخر عمر امام جواد علیه السلام، بر حضرت داخل شدم و شنیدم که می
فرمود: خدای متعال، صفوان بنحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم را از طرف
من، پاداش نیک دهد که حقوق مرا، ادا کردند و حضرت از سعد بن سعد،ادی
نفرمود. راوی گفت: از خدمت حضرت خارج شدم و موفق خادم را دیدم، سپس به او
گفتم: همانا مولای من، از صفوان بنحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم، به
نیکیاد کرد؛ ولی از سعد بن سعد، چیزی نفرمود. راوی گفت: خدمت حضرت بازگشتم و
این بار، چنین فرمود: خدای متعال صفوان بنحیی و محمد بن سنان و زکریا بن
آدم و سعد بن سعد را، از طرف من جزای خیر دهد که در مورد من به عهد خود وفا
کردند. [١] .
و نیز گفته است:
از محمد بن اسماعیل بن بزیع روایت
شده که گفت: امام جواد علیه السلام، صفوان بنحیی و محمد بن سنان را لعنت
کرد و فرمود: آن دو نفر با دستور من، مخالفت کردند.
راوی گفت: اما سال
بعد، آن حضرت به محمد بن سهل بحرانی فرمود: صفوان بنحیی و محمد بن سنان را
دوست بدار که من از آن دو، خوشنود شده ام. [٢] .
و نیز آورده است:
از
ابوطالب قمی روایت شده که گفت: در آخر عمر امام جواد علیه السلام، بر آن
حضرت وارد شدم و شنیدم که می فرمود: خدای متعال، صفوان بنحیی، محمد بن
سنان، زکریا بن آدم و سعد بن سعد را از طرف من، پاداش نیک عطا کند که آنها،
حقوق مرا ادا کردند. راوی گفت: زکریا بن آدم، از دوستداران اهل بیت بود، و
راجع به او (یعنی زکریا بن آدم)، توقیعی به این شرح از امام جواد علیه
السلام صادر گشت: بهاد آوردم قضای خدای متعال را، در مورد آن مردی که چشم
از جهان فرو بست و خداوند، مشمول رحمت خویشش ساخت در روزی که زاده شد و
روزی که بدرود زندگی گفت: و روزی که بر انگیخته خواهد شد؛ او تا زنده بود،
با معرفت به حق زندگی کرد، به حق گفت؛ برای رضای حق، شکیبا و خویشتن دار
بود؛ به وظایفی که خدا و رسولش بر او واجب کرده بودند عمل کرد و خدایش رحمت
کرده از دنیا رفت؛ در حالی که عهد و پیمانش را نشکست و دگرگون نساخت؛ خدای
متعال، مزد نیت و پاداش کوشش و تلاشش را به وی عطا فرماید. [٣] .
و نیز گفته است:
از
علی بن حسین بن داود روایت شده که گفت: از امام جواد علیه السلام شنیدم که
محمد بن سنان را به نیکی،اد می کرد و می فرمود: من، از او راضی هستم؛ خدای
متعال از وی راضی باشد که هرگز با من و پدرم، مخالفت نکرد. [٤] .
(١) اختیار معرفه الرجال ٢: ٧٩٢ ح ٩٦٣.
(٢) همان:٧٩٣ ح ٩٦٤.
(٣) الغیبه: ٣٤٨ ح ٣٠٣.
(٤) همان: ح ٣٠٤.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ١٣٨٧.