دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٠ - رنگ مو و چهره، در رنگهای گوناگون
رنگ مو و چهره، در رنگهای گوناگون
یکی از اصحاب حضرت جواد الأئمه علیهالسلام، به نام عسکر حکایت کند:
روزی
از روزها به محضر شریف امام محمد جواد علیهالسلام وارد شدم، حضرت در
ایوانی - که مساحت آن جمعا پنج متر در پنج متر بود- نشسته بود.
در
مقابل حضرت ایستادم و مشغول تماشای چهرهی نورانی آن بزرگوار شدم؛ و با خود
گفتم: سبحان الله! چقدر چهره ی حضرت نمکین و بدنش نورانی میباشد؟!
در همین فکر و اندیشه بودم، که ناگهان دیدم جسم حضرت بسیار بزرگ شد به طوری که تمام مساحت ایوان را فراگرفت.
سپس رنگ چهری حضرت سیاه و تاریک گردید؛ و بعد از گذشت لحظهای تبدیل به سپیدی شد که از برف سفیدتر بود.
و سپس بلافاصله همچون عقیق قرمز، سرخ و درخشان شد و بعد از آن نیز به رنگ سبز همچون برگ درختان تازه درآمد.
در
همین أثناء که تعجب و حیرت من بیشتر میشد، حال حضرت به همان حالت اول
بازگشت؛ و من که با دیدن چنین صحنهای مبهوت و از خود بیاختیار شدم، به
طور مدهوش روی زمین افتادم.
ناگاه امام علیهالسلام فریادی بر من زد و
فرمود: ای عسکر! شما دربارهی ما - اهل بیت عصمت و طهارت - شک میکنید؛ ولی
ما شما را ثابت و پایدار قرار میدهیم، و دلهره پیدا میکنید و ما شما را
تقویت مینمائیم.
و سپس افزود: به خدا سوگند، کسی به حقیقت عظمت و
معرفت ما نمیرسد مگر آن که خداوند تبارک و تعالی بر او منت گذارد و با
هدایت او، دوست واقعی ما قرار گیرد.
در پایان، عسگر گوید: با مشاهدهی
چنین صحنهی حیرتانگیز و گفتار دلنشین حضرت، آنچه در درون خود شک و تردید
داشتم پاک شد و به یقین کامل رسیدم. [١] .
(١) هدایة الکبری حضینی: ص ٢٩٩، س ١، بحار: ج ٥، ص ٥٥، ح ٣١، دلائل الامامة: ص ٤٠٤، ح ٣٦٥، اثبات الهداة: ج ٣، ص ٣٤٦، ح ٧٠، مدینة المعاجز: ج ٧، ص ٣٤٤، ح ٢٣٧٣.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.