دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٣ - شفای چشم کور
شفای چشم کور
قطب راوندی رحمهالله از محمد بن میمون روایت کرده که گوید: قبل از
مسافرت حضرت رضا علیهالسلام به خراسان، سفری به مکه آمد و من در خدمتش
بودم، چون خواستم به مدینه برگردم، عرض کردم امری دارید، در مدینه میل
دارید مرقومهای برای اهل منزل بنویسید که من ببرم، اگر مرقومهای بنویسید،
برای ابوجعفر میروم خبر سلامتی شما را میدهم.
حضرت تبسمی فرمود و مرقومهای نوشته به من داد. نامه را آوردم، چشمان من نابینا شده بود.
موفق
خادم حضرت ابوجعفر علیهالسلام را از صدا نمیشناختم، او را یافتم مرا برد
خدمت حضرت امام محمد تقی علیهالسلام و او صبی بود. نامه را خدمت او دادم
به موفق فرمود: باز کن.
باز کرد، مقابل روی آن حضرت گرفت و خواند رو به من کرد و فرمود: ای محمد! چشمت چطور است؟
عرض کردم: علیل شده، مدتی است نمیبینم.
فرمود: پیش بیا، دست مبارک به چشم من کشید، بینا شد. جمال باهر النور او را دیدم و دست و پای او را بوسیدم، از خدمتش مرخص شدم.
خبر
شفا یافتن محمد بن میمون در مکه و مدینه شایع شد و مردم ابوجعفر امام محمد
تقی علیهالسلام را در همان حال صباوت و کودکی به عظمت و امامت
میشناختند.