دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠ - امامت او در خردسالی
امامت او در خردسالی
کلینی روایت کرده است:
از علی بن سیف با واسطه، راجع به امام جواد
علیه السلام نقل شده که گفت: به حضرت عرض کردم: شیعیان می گویند کم سن و
سالید، حضرت فرمود: بهقین خدای متعال به داود علیه السلام وحی کرد سلیمان
علیه السلام را که کودک بود و گوسفند می چرانید، جانشین خود قرار دهد، اما
عابدان و دانشمندان بنی اسرائیل نپذیرفتند، لذا خدای متعال به داود علیه
السلام وحی کرد که عصای گویندگان [منکرین] و عصای سلیمان را درک اتاق قرار
ده و در آن را به مهر قوم مهر و موم کن و فردا روز، عصای هر کس که برگ و
میوه داده بود، همو پیامبر است، حضرت داود علیه السلام ماجرا را به اطلاع
آنها رسانید و آنها اظهار داشتند: راضی شدیم و پذیرفتیم.[١] .
او همچنین آورده است:
علی
بن ابراهیم از پدرش نقل کرده که علی بن حسام به امام جواد علیه السلام عرض
کرد: ای سرور من! مردم، امامت شما را به خاطر سن و سال کمتان نمی پذیرند،
فرمود: و بدینگونه،
سخن خدای متعال را رد می نمایند که به پیامبر
بزرگوارش فرمود: (قل هذه سبیلی أدعوا الی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی)
[٢] بگو: «این راه من است، من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی
خدا دعوت می کنیم به خدا سوگند! جز علی که تنها نه سال داشت، هیچ کس از او
پیروی نکرد و من نیز نه سال دارم. [٣] .
و نیز روایت کرده است:
احمد
بن محمد بن عیسی از پدرش محمد بن عیسی نقل کرده که گفت: بر امام جواد علیه
السلام داخل شدم و حضرت پیرامون چند مسأله، به مناظره پرداخت و سرانجام
فرمود: ای ابا علی! شک و دودلی را از خود دور کن، پدرم، غیر از من کسی را
نداشت.[٤] .
و نیز روایت نموده است: محمد بن اسماعیل بن بزیع نقل کرده
که گفت: از امام جواد علیه السلام راجع به شئون امام پرسیدم و عرض کردم:
آیا کوچکتر از هفت سال هم امام می شود؟ فرمود: آری و کوچکتر از پنج سال
نیز، سهل گفت: علی بن مهزیار در سال دویست و بیست وک، این روایت را برایم
تعریف کرد.[٥] .
(١) کافی ١: ٣٨٣ ح ٣.
(٢)وسف: ٢٣ ١٠٨.
(٣) الکافی ١: ٣٨٤ ح ٨.
(٤) الکافی ١: ٣٢٠ ح ٣.
(٥) الکافی ١: ٣٨٤ ح ٥.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ١٣٨٧.