دانشنامه امام جواد علیه السلام
(١)
دانشنامه امام جواد علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آدم خوش گمان هرگز نمی هراسد
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار زنان و کنارهگیری
٥ ص
(٦)
آب برای میهمان و آگاهی از درون
٦ ص
(٧)
آگاهی نسبت به پیامبران
٧ ص
(٨)
آزاد شدن اباصلت از زندان
٨ ص
(٩)
آزادی یک زندانی
٩ ص
(١٠)
آزاد کردن اباصلت و طی الارض به هرات
١٠ ص
(١١)
آگاهی از دل ها
١١ ص
(١٢)
آگاهی حضرت از غیب و نهان
١٢ ص
(١٣)
آگاهی آن حضرت به زبان حیوانات
١٣ ص
(١٤)
آب ایستاد تا حضرت عبور کند
١٤ ص
(١٥)
آثار خواندن سوره های مبارکه «نوح» و «قدر»
١٥ ص
(١٦)
آثار بر گزیدن خاندان پیامبر
١٦ ص
(١٧)
آگاهی حضرت از باطن اشخاص
١٧ ص
(١٨)
آگاهی امام جواد از غیب و نهان
١٨ ص
(١٩)
آگاهی آن حضرت به زبان حیوانات
١٩ ص
(٢٠)
آبجو
٢٠ ص
(٢١)
آنچه به آن، خمس تعلق می گیرد
٢١ ص
(٢٢)
آداب سفره
٢٢ ص
(٢٣)
آزاد کردن بنده
٢٣ ص
(٢٤)
آشکار ساختن چیزی پیش از قطعی شدن
٢٤ ص
(٢٥)
آهنگ خدای متعال کردن
٢٥ ص
(٢٦)
آثار کفران نعمت و شکر آن
٢٦ ص
(٢٧)
آنچه کمک آدمی بر عمل است
٢٧ ص
(٢٨)
ا
٢٨ ص
(٢٩)
اطلاع حضرت از آن چه در خاطرم گذشته بود
٢٩ ص
(٣٠)
ادب شدی!
٣٠ ص
(٣١)
اطمینان از زنده بودن خویش
٣١ ص
(٣٢)
استجابت دعای حضرت
٣٢ ص
(٣٣)
احدی جز خدا نمیدانست!
٣٣ ص
(٣٤)
اطلاع حضرت از جنین اسب
٣٤ ص
(٣٥)
انگشتری در دجله
٣٥ ص
(٣٦)
اعمال شب بیست و هفتم ماه رجب
٣٦ ص
(٣٧)
استخاره
٣٧ ص
(٣٨)
اسما و صفات خدای متعال
٣٨ ص
(٣٩)
انتقام گیری از قاتلان فاطمه
٣٩ ص
(٤٠)
امامت او در خردسالی
٤٠ ص
(٤١)
افتادن آلت نوازندگی از دست آواز خوان
٤١ ص
(٤٢)
استدلال حضرت بر علم و دانش خویش
٤٢ ص
(٤٣)
انگشتری
٤٣ ص
(٤٤)
اقسام حج و فضیلت حج تمتع
٤٤ ص
(٤٥)
ادا کردن قرض مرده
٤٥ ص
(٤٦)
اهمیت باز پرداخت قرض
٤٦ ص
(٤٧)
استفاده از ظرفهای طلا و نقره
٤٧ ص
(٤٨)
اخلاص
٤٨ ص
(٤٩)
اکرام بزرگتر
٤٩ ص
(٥٠)
ادب
٥٠ ص
(٥١)
امین ستمگران
٥١ ص
(٥٢)
اندیشه خام و نسنجیده
٥٢ ص
(٥٣)
افزایش نعمت با شکر
٥٣ ص
(٥٤)
اولاد آن حضرت
٥٤ ص
(٥٥)
ابوتمام حبیب بن اوس الطائی
٥٥ ص
(٥٦)
ابو احمد محمد بن ابیعمیر
٥٦ ص
(٥٧)
احمد بن محمد بن ابینصر
٥٧ ص
(٥٨)
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی
٥٨ ص
(٥٩)
ابواحمد حسین
٥٩ ص
(٦٠)
ابوموسی عمران
٦٠ ص
(٦١)
احمد بن حجر هیثمی مکی
٦١ ص
(٦٢)
ابن ابی الحدید شافعی
٦٢ ص
(٦٣)
ادعائی بزرگ از کودکی 25 ماهه
٦٣ ص
(٦٤)
اثر انگشت در سنگ و آب شدن سینی فلزی
٦٤ ص
(٦٥)
استواری پیش از اظهار
٦٥ ص
(٦٦)
افشاگری زمان
٦٦ ص
(٦٧)
اعتماد به خدا، نردبان ترقی
٦٧ ص
(٦٨)
اسباب رضوان خدا و رضایت آدمی
٦٨ ص
(٦٩)
اسما و صفات الهی
٦٩ ص
(٧٠)
اعمال به نیت است
٧٠ ص
(٧١)
ازدیاد نعمت های الهی با شکر
٧١ ص
(٧٢)
ایمن از شر مأمون
٧٢ ص
(٧٣)
امام محمد تقی به کیمیا اعجاز کرد
٧٣ ص
(٧٤)
اثر دست بر سنگ
٧٤ ص
(٧٥)
اثر انگشتان امام جواد بر سنگ
٧٥ ص
(٧٦)
امام خردسال
٧٦ ص
(٧٧)
او هم به آرزویش رسید
٧٧ ص
(٧٨)
استدلال حضرت بر علم و دانش خویش
٧٨ ص
(٧٩)
اعتقاد معلم دانشمند به امامت حضرت جواد
٧٩ ص
(٨٠)
اطلاع حضرت از فوت اصحاب
٨٠ ص
(٨١)
ادای قرض پدر
٨١ ص
(٨٢)
اطلاع حضرت از ضمایر و افکار اشخاص
٨٢ ص
(٨٣)
اطلاع حضرت از صاحبان هدایا
٨٣ ص
(٨٤)
ب
٨٤ ص
(٨٥)
بخشش به اندازه توان
٨٥ ص
(٨٦)
بی نیاز و بخشش
٨٦ ص
(٨٧)
بخشیدن نعمت
٨٧ ص
(٨٨)
بند آمدن خون حیض
٨٨ ص
(٨٩)
بریدن رگ زاهر
٨٩ ص
(٩٠)
با پنجاه قدم، شام تا کعبه را پیمود
٩٠ ص
(٩١)
برخورد بر مبنای نیت افراد
٩١ ص
(٩٢)
بخشش امام و سؤال خدا
٩٢ ص
(٩٣)
بعضی از سفارشهای ایشان
٩٣ ص
(٩٤)
بعضی از صفات بد
٩٤ ص
(٩٥)
بهتر از کار نیک و بدتر از کار بد
٩٥ ص
(٩٦)
بندهای زنجیر را پاره کرد
٩٦ ص
(٩٧)
بینا کردن چشمان کور
٩٧ ص
(٩٨)
به سخن درآمدن عصا
٩٨ ص
(٩٩)
به جنبش و جوش و اضطراب درآمدن صفحه
٩٩ ص
(١٠٠)
بردن شخصی از شام به کوفه با طی الارض
١٠٠ ص
(١٠١)
بحران اعتقادی
١٠١ ص
(١٠٢)
بشارت نو
١٠٢ ص
(١٠٣)
بزرگواری حضرت با مرد شامی
١٠٣ ص
(١٠٤)
برگ زیتون به طلا تبدیل شد
١٠٤ ص
(١٠٥)
بستن دم استر در تابستان
١٠٥ ص
(١٠٦)
برادرم به سبب معجزه حضرت شفا یافت
١٠٦ ص
(١٠٧)
به امامت حضرت معتقد شدم
١٠٧ ص
(١٠٨)
به این مرد ستم کردید
١٠٨ ص
(١٠٩)
به آنها محتاج میشوی
١٠٩ ص
(١١٠)
بر طرف شدن ظلم
١١٠ ص
(١١١)
بزرگواری حضرت با مرد شامی
١١١ ص
(١١٢)
برآوردن احتیاجات اصحاب
١١٢ ص
(١١٣)
بخشیدن مال بهارانش
١١٣ ص
(١١٤)
بشارت حضرت به ابراهیم بن ابی محمود
١١٤ ص
(١١٥)
بیرون رفتن مقیم مکه از آن و باز گشتن بدون احرام
١١٥ ص
(١١٦)
باز پس گرفتن حق خود از بدهکار
١١٦ ص
(١١٧)
بریدن دست
١١٧ ص
(١١٨)
برادری در راه خدا
١١٨ ص
(١١٩)
به سخن گوش فرا دادن
١١٩ ص
(١٢٠)
پ
١٢٠ ص
(١٢١)
پیشبینی خطر و بستن دم حیوان
١٢١ ص
(١٢٢)
پنج درس ارزشمند و آموزنده
١٢٢ ص
(١٢٣)
پرداخت بدهی پدر
١٢٣ ص
(١٢٤)
پیراستگی از آلودگی
١٢٤ ص
(١٢٥)
پسندیدن، در حکم پذیرفتن
١٢٥ ص
(١٢٦)
پاسخ به یک سؤال فقهی
١٢٦ ص
(١٢٧)
پاسخ مبسوط امام جواد به یک سؤال فقهی حج
١٢٧ ص
(١٢٨)
پرهیز از آدم شرور
١٢٨ ص
(١٢٩)
پرستش خدا نه نامهای او
١٢٩ ص
(١٣٠)
پاسخ ندادن حضرت به نامه ی واقفی
١٣٠ ص
(١٣١)
پیراهنی از حضرت رضا
١٣١ ص
(١٣٢)
پاسخ به دو سؤال قبل از طرح آنها
١٣٢ ص
(١٣٣)
پاسخ سؤال در خواب
١٣٣ ص
(١٣٤)
پناه بردن به خدا
١٣٤ ص
(١٣٥)
پیمان خداوند با پیامبران درباره توحید
١٣٥ ص
(١٣٦)
پاداش دوستدار محمد و علی
١٣٦ ص
(١٣٧)
پیامبر اکرم و ابوذر غفاری
١٣٧ ص
(١٣٨)
پاسخهای امام حسن مجتبی
١٣٨ ص
(١٣٩)
پاسخ ندادن حضرت به نامه واقفی
١٣٩ ص
(١٤٠)
پاک شدن زمین و پشت بام
١٤٠ ص
(١٤١)
پلیدی غائط
١٤١ ص
(١٤٢)
پاداش داغ دیدن
١٤٢ ص
(١٤٣)
پوشیدن کرک
١٤٣ ص
(١٤٤)
پرداخت قیمت جنس به عنوان زکات
١٤٤ ص
(١٤٥)
پول فروش زمین
١٤٥ ص
(١٤٦)
پندها امام جواد
١٤٦ ص
(١٤٧)
ت
١٤٧ ص
(١٤٨)
تفسیر آیه«و ما أهل لغیر الله»
١٤٨ ص
(١٤٩)
تفسیر آیه «و علی الأعراف رجال»
١٤٩ ص
(١٥٠)
تفسیر آیه «فمن اتبع هدای»
١٥٠ ص
(١٥١)
تفسیر «و کان تحته کنز لهما»
١٥١ ص
(١٥٢)
تفسیر آیه «فیهافرق کل أمر حکیم»
١٥٢ ص
(١٥٣)
تفسیر آیه«یضربون وجوههم و أدبرهم»
١٥٣ ص
(١٥٤)
تفسیر آیه«ما ضل صاحبکم و ما غوی»
١٥٤ ص
(١٥٥)
تفسیر آیه«أولی لک فأولی»
١٥٥ ص
(١٥٦)
تفسیر آیه«و الیل اذاغشی»
١٥٦ ص
(١٥٧)
تسلیت گفتن به بعضی ازارانش
١٥٧ ص
(١٥٨)
ترک کردن بسم الله در سوره نماز
١٥٨ ص
(١٥٩)
تقیه در نماز جماعت
١٥٩ ص
(١٦٠)
تقصیر نمودن حاجی
١٦٠ ص
(١٦١)
تاخیر افتادن رمی و قربانی
١٦١ ص
(١٦٢)
تقیه
١٦٢ ص
(١٦٣)
تقیه و حقوق برادران
١٦٣ ص
(١٦٤)
تقسیم ارث
١٦٤ ص
(١٦٥)
تهمت زدن به همسر
١٦٥ ص
(١٦٦)
تفال زدن (خوب گرفتن)
١٦٦ ص
(١٦٧)
تقوا
١٦٧ ص
(١٦٨)
توبه و بازگشت به سوی خدا
١٦٨ ص
(١٦٩)
تشخیص نامه های بینشان و استخدام ساربان
١٦٩ ص
(١٧٠)
ترس از دارو و مرگ
١٧٠ ص
(١٧١)
توطئه دشمن دوست نما و جعل نامه
١٧١ ص
(١٧٢)
تعیین جانشین در دومین سفر به بغداد
١٧٢ ص
(١٧٣)
تأثیر منت و معرفی شیعه
١٧٣ ص
(١٧٤)
تواضع پیرمرد و پاسخ سی هزار مسئله
١٧٤ ص
(١٧٥)
تأخیر در توبه
١٧٥ ص
(١٧٦)
توحید الهی
١٧٦ ص
(١٧٧)
تولد شگفت انگیز امام جواد
١٧٧ ص
(١٧٨)
تولد شگفت انگیز امام جواد
١٧٨ ص
(١٧٩)
تکه تکه شدن بدن امام جواد و سالم ماندن آن حضرت
١٧٩ ص
(١٨٠)
تبدیل شدن برگهای زیتون به نقره های خالص
١٨٠ ص
(١٨١)
تبدیل شدن خاک به طلا
١٨١ ص
(١٨٢)
تقی یعنی چه؟
١٨٢ ص
(١٨٣)
تواضع علی بن جعفر
١٨٣ ص
(١٨٤)
تبدیل خاک به طلا
١٨٤ ص
(١٨٥)
تأثیر نکردن شمشیر بر امام جواد
١٨٥ ص
(١٨٦)
تقسیم دینارها
١٨٦ ص
(١٨٧)
توسل به ائمه اطهار و آزادی از زندان
١٨٧ ص
(١٨٨)
ترک گل خوردن به سبب دعای حضرت
١٨٨ ص
(١٨٩)
تسبیح نمودن حضرت
١٨٩ ص
(١٩٠)
تعویذ های امام جواد
١٩٠ ص
(١٩١)
تنزیه خداوند در روز دوازدهم و سیزدهم ماه
١٩١ ص
(١٩٢)
تعویذ برای بیماری ریح الصبیان
١٩٢ ص
(١٩٣)
تعبیر «شیء» به خدای متعال
١٩٣ ص
(١٩٤)
تفسیر آیه «ما ننسخ من ءایه »
١٩٤ ص
(١٩٥)
تفسیر آیه «و وفیت کل نفس»
١٩٥ ص
(١٩٦)
تفسیر آیه «ولا تؤتوا السفهآء أموالکم»
١٩٦ ص
(١٩٧)
تفسیر آیه«وسئلوا الله من فضله»
١٩٧ ص
(١٩٨)
تفسیر آیه«یأیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود»
١٩٨ ص
(١٩٩)
ث
١٩٩ ص
(٢٠٠)
ثواب و پاداش زیارت پیامبر اکرم
٢٠٠ ص
(٢٠١)
ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه
٢٠١ ص
(٢٠٢)
ج
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
جای انگشت بر سنگ
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
جواب به سؤالات شیعیان در هفت سالگی
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
جواب نامه فرستاده نشده و آگاهی از افکار شخص
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
جزای گستاخی
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
جایگاه اهل بیت
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
چ
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
چنین مباش
٢٠٩ ص
(٢١٠)
چشمه جوشان علم و مظهر فضیلت و کمال
٢١٠ ص
(٢١١)
چشمانم روشن شد
٢١١ ص
(٢١٢)
چگونگی زیارت امام رضا
٢١٢ ص
(٢١٣)
چرا پیامبر اکرم امی نامیده شده است
٢١٣ ص
(٢١٤)
چگونگی بیعت پیامبر اکرم با زنان
٢١٤ ص
(٢١٥)
چگونگی خاکسپاری بچه سقط شده
٢١٥ ص
(٢١٦)
ح
٢١٦ ص
(٢١٧)
حبیب بن اوس طائی، ابوتمام
٢١٧ ص
(٢١٨)
حسن بن محبوب
٢١٨ ص
(٢١٩)
حسن بن سعید اهوازی
٢١٩ ص
(٢٢٠)
حسین بن سعید اهوازی
٢٢٠ ص
(٢٢١)
حکیمه
٢٢١ ص
(٢٢٢)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
حجامتی معجزه آسا
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
حاضرجوابی
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
حضرت پیراهن مبارکش را اهدا میکند
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
حکم خداوند در باب انبیاء و اصفیا
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
حرز امام جواد
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
حجتهای خدا بر دینش
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
حرمت آتش بر نسل امام حسن و امام حسین
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
حزن حضرت در آخرین وداع پدرش از کعبه
٢٣٠ ص
(٢٣١)
حضور امام جواد در مراسم خاکسپاری پدر بزرگوارش
٢٣١ ص
(٢٣٢)
حواله دادن مردم به علی بن حدید
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
حکم نماز در لباسی که از بازار خریداری شود
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
حکم نماز شکسته و کامل
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
حکم نماز در حرمین شریفین
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
حق آل محمد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
حج کسی که آگاه و بینا (شیعه) شده است
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
حج غیر شیعه
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
حج گزاردن از ناصبی
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
حج گزاردن نیابتی از کسی که بار اول اوست
٢٤٠ ص
(٢٤١)
حج وصیت کننده
٢٤١ ص
(٢٤٢)
حق همسر
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
حکم محارب
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
حکم محارب
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
حکم راهزنان
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
حد نزدیکی با حیوانات و دزدیدن کفن مرده
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
خ
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
خبر دادن حضرت از نهان مردم
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
خبر دادن حضرت از شهادتش
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
خمس کسب و کار و غنیمت
٢٥٠ ص
(٢٥١)
خمس هدیه
٢٥١ ص
(٢٥٢)
خواندن خطبه ازدواج
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
خیر و شر
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
خشنودی از کار دیگری
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
خواجه محمد پارسا بخاری حافظ در فصل الخطاب
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
خبر از شهادت پدر در مدینه
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
خبر از بدهی پدر و پرداخت آن
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
خنیاگر
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
خواستگاری
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
خیانت
٢٦٠ ص
(٢٦١)
خدا بهترین اموال مؤمن را از او میگیرد
٢٦١ ص
(٢٦٢)
خاکی که طلا شد
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
خبر دادن حضرت از نامه ها
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
خبر دادن حضرت از نیت افراد
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
خبر دادن حضرت از باطن ابن سهل قمی
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
خبر دادن حضرت از مرگ و میرها
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
خبر دادن از محل گوسفند گم شده
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
خبر دادن آن حضرت از کالای دو زن
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
خبر دادن حضرت از مسموم بودن غذا
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
خبر دادن حضرت از نهان مردم
٢٧٠ ص
(٢٧١)
خبر دادن امام جواد از شهادتش
٢٧١ ص
(٢٧٢)
خلاصی از زندان با معجزه ی حضرت
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
خدا او را رحمت نکند
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
خمس ها را بفرستید
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
خلاف فرموده حضرت عمل کرد
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
خطبه رسای حضرت در کودکی
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
خبر دادن حضرت از شهادت پدر بزرگوارش
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
خبر دادن امام جواد از نامه ها
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
خبر دادن امام جواد از نیت افراد
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
خبر دادن امام جواد از باطن ابن سهل قمی
٢٨٠ ص
(٢٨١)
خبر دادن حضرت از مرگ و میرها
٢٨١ ص
(٢٨٢)
خبر دادن از محل گوسفند گم شده
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
خبر دادن آن حضرت از کالای دو زن
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
خبر دادن حضرت از مسموم بودن غذا
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
د
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
دعای در روز نیمه ی ماه رجب و روز مبعث
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
دعای شب مبعث
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
دعای شب اول ماه رمضان
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
دعای زیارت حضرت فاطمه
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
درک نشدن خداوند با وهم
٢٩٠ ص
(٢٩١)
دیدار ذوالقرنین و ابراهیم
٢٩١ ص
(٢٩٢)
درباره جد بزرگوارش حضرت محمد
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
دانش آموختن رسول خدا به امام علی
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
دستور حضرت به مرده، جهت اعلام دارائی خود
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
دعای حضرت برای علی بن مهزیار
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
دیدن ماه برای روزه دار
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
داد و ستد مالتیم
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
دیه قتل
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
در خواست یکدلی و خیر خواهی
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
دانشمندان و جاهلان
٣٠٠ ص
(٣٠١)
دیدار برادران
٣٠١ ص
(٣٠٢)
درمان سردی معده و تپش قلب
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
داروی بادی که در بدن نفوذ کرده، از نقطه ای به نقطه دیگر می رود
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
داروی باد پلید
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
درمان هپاتیت
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
دعا برای علی بن مهزیار
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
دعای برای کسی که پسرش مرده است
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
دعا برای کسی که قبر برادر مؤمنش را زیارت میکند
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
دعای در قنوت
٣٠٩ ص
(٣١٠)
دعای در حال قنوت
٣١٠ ص
(٣١١)
دعای در تعقیب هر نماز
٣١١ ص
(٣١٢)
دعا در تعقیب نماز صبح
٣١٢ ص
(٣١٣)
دعای تعقیب نماز عصر
٣١٣ ص
(٣١٤)
دعای در صبح و عصر
٣١٤ ص
(٣١٥)
دعای قبل از نماز عشاء
٣١٥ ص
(٣١٦)
دعای در استخاره
٣١٦ ص
(٣١٧)
دعای هنگام شستن دست بعد از غذا
٣١٧ ص
(٣١٨)
دعای برآمدن حاجات
٣١٨ ص
(٣١٩)
دعای در برطرف شدن غم و اندوه
٣١٩ ص
(٣٢٠)
دعای در ادای دین
٣٢٠ ص
(٣٢١)
دعای ادای دین
٣٢١ ص
(٣٢٢)
دعا برای پوشیده شدن از دشمنان
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
دعا برای دفع دشمنان
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
دعا برای دفع دشمنان
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
دعای تعویذ برای بیماری ریح الصبیان
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
دعای تعویذ برای روز جمعه
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
دعای در تعویذ برای روز شنبه
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
دعای تعویذ برای روز یکشنبه
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
دعای تعویذ برای روز دوشنبه
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
دعای تعویذ برای روز سه شنبه
٣٣٠ ص
(٣٣١)
دعای تعویذ برای روز چهارشنبه
٣٣١ ص
(٣٣٢)
دعای تعویذ برای روز پنجشنبه
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
دعا برای هر روز
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
دعای اول هر ماه
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
دعای اول شب ماه رجب
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
در یک شب اماکن متبرکه - از شام تا مکه
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
دستور درمان آرامش زلزله
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
در خواب و بیداری نجات شخصی درمانده
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
دو معجزه مهم
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا
٣٤٠ ص
(٣٤١)
در جواب یک معمای فقهی
٣٤١ ص
(٣٤٢)
دیدار با دوستان
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
دقت و خودپایی
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
دشمنی هر که راه هدایت را پنهان دارد
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
دوراندیشی
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
درخت سدر
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
درآمدن مرواریدهای هزار دانه از آستین امام جواد
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
داوری قیافه شناسان
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
درخت خشکیده به بار نشست!
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
دستور به مرده، جهت اعلام دارائی خود
٣٥٠ ص
(٣٥١)
درخواست لباسی از حضرت برای کفن همسرم!
٣٥١ ص
(٣٥٢)
دیدم و شک ندارم
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
در طلب روزی
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
دفع ستم
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
دعا برای یک مرد
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
دعای در قنوت
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
دعا برای پسر شدن جنین (بچه در شکم)
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
دعای بعد از نماز صبح
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
دعا بعد از نماز واجب
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
دعا در هنگام صبح و شب
٣٦٠ ص
(٣٦١)
دعا برای رهائی از زندان
٣٦١ ص
(٣٦٢)
دعا برای رفع زلزله
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
دعای شب اول ماه رمضان
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
دعای حجاب از دشمنان
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
درخواست رفتن به حج
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
ذ
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
ذکر بعضی از صفات ائمه
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
ذکر بعضی از صفات مؤمن
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
ر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
رنگ مو و چهره، در رنگهای گوناگون
٣٧٠ ص
(٣٧١)
روز وداع یاران
٣٧١ ص
(٣٧٢)
رضایتی که در حکم عمل است
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
رسوایی حدیث سازان
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
راهنمایی مرده به مکان اموال خود در خواب
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
رفتن حضرت از مدینه به خراسان جهت تدفین پدر
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
رفتن حضرت به نزد معتصم
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
راه رفتن در منزلگاه بنی هاشم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
رکوع تمام و کامل
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
روزه میت
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
روزه و قاتلان امام حسین
٣٨٠ ص
(٣٨١)
روز عید قربان
٣٨١ ص
(٣٨٢)
رمی جمره کردن در حال سواره
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
رضایت طرفین در خرید و فروش
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
رفاقت و همنشینی کردن
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
ز
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
زوجات امام جواد
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
زکریا بن آدم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
زنان امام جواد
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
زنده کردن گاو مرده
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
زنده شدن مردگان به دعای امام جواد
٣٩٠ ص
(٣٩١)
زیارت امام رضا
٣٩١ ص
(٣٩٢)
زیارت قبر مؤمن
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
زنده نگه داشتن یاد اهل بیت
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
زشت را زیبا شمردن
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
س
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
سخنان درباره صفوان، ابن سنان و سعد
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
سخن حضرت با محمد بن سنان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
سخن حضرت با محمد بن فرج
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
سخن حضرت راجع به حیی بن قاسم
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
سخن حضرت درباره ونس بن عبدالرحمان
٤٠٠ ص
(٤٠١)
سخن حضرت درباره هشام بن حکم
٤٠١ ص
(٤٠٢)
سخنان حضرت در مورد واقفی ها و ناصبی ها
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
سخن حضرت با عموی خود عبدالله بن موسی
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
سر آغاز حج
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
سایه بر سر قرار دادن
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
سوغات سفر
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
سر برهنه کردن زن
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
سوگند خوردن و نذر کردن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
ستم و ستمکار
٤٠٩ ص
(٤١٠)
سعد بن سعد القمی
٤١٠ ص
(٤١١)
سبط ابنجوزی
٤١١ ص
(٤١٢)
سه نوع استدلال بر اثبات امامت در نوجوانی
٤١٢ ص
(٤١٣)
سبز شدن درخت سدر خشکیده
٤١٣ ص
(٤١٤)
سرچشمه دانش علی
٤١٤ ص
(٤١٥)
سفارش پیامبر اکرم به فاطمه
٤١٥ ص
(٤١٦)
سپاس نعمت
٤١٦ ص
(٤١٧)
سازش با مردم
٤١٧ ص
(٤١٨)
سرعت تقرب، با دلهای پاک
٤١٨ ص
(٤١٩)
سلامتی بهترین عطا است
٤١٩ ص
(٤٢٠)
سرانجام گستاخی
٤٢٠ ص
(٤٢١)
سیراب نمودن عطشان
٤٢١ ص
(٤٢٢)
سرافکندگی فقهای درباری
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
سخنان امام راجع به امامان بعد از خود
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
سزای شهادت دروغ
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
سبز شدن درخت سدر به برکت وجود حضرت
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
سخن گفتن گاو به معجزه ی حضرت
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
سفر به بیت المقدس
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
سپاسگزاری
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
ستایش خدای بزرگ
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
ستایش خداوند
٤٣٠ ص
(٤٣١)
سخن گفتن حضرت، بعد از ولادتش
٤٣١ ص
(٤٣٢)
سخن امام در کودکی
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
سخن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
سلاح پیامبر
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
سخنان حضرت راجع به امامان بعد از خود
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
سرپرست یتیمان آل محمد
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
سخن امام راجع به حضینی
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
سخن درباره خیران خادم قراطیسی
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
سخن حضرت درباره زکریا بن آدم
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
ش
٤٤٠ ص
(٤٤١)
شکار سگ شکاری
٤٤١ ص
(٤٤٢)
شریف و آقا و کریم واقعی
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی شافعی
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
شیفته خوشگل ها نشد و در دام شیاطین نیفتاد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
شفابخش و درمان أمراض
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
شک در نسب و مکیدن آب دهان حضرت
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
شناخت آغاز و انجام
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
شهادت عصا بر امامت
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
شفای چشم
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
شفای چشم به دست حضرت جواد
٤٥٠ ص
(٤٥١)
شروع امامت
٤٥١ ص
(٤٥٢)
شفای چشم
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
شفای چشم کور
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
شگفتی های هنگام غسل
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
شفا دادن بیماران
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
شفای چشم یکی از یاران
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
شأن مرا کوچک شمردی؟!
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
شمش طلا
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
شفای کنیز به سبب معجزه حضرت
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
شفای دردی که معالجه نمیشد
٤٦٠ ص
(٤٦١)
شفای بیماری من
٤٦١ ص
(٤٦٢)
شهادت عصا به امامت حضرت
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
شهادت ناروا
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
شمار پیامبران
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
شباهت امام جواد به حضرت عیسی
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
شجاعت حضرت در کودکی
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
شهیدان فخ
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
شهادت امام رضا و غسل دادن امام جواد
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
شفا دادن بیماران
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
شفعه
٤٧٠ ص
(٤٧١)
شوهر دادن دختر نابالغ
٤٧١ ص
(٤٧٢)
شکار
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
ص
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
صفات امام مهدی
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
صبر بر مصائب
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
صله شاعر ولائی
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
صدقه دادن و نگهداشتن اجر آن
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
صبر و شکیبائی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
ض
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
ضعف معده
٤٨٠ ص
(٤٨١)
ط
٤٨١ ص
(٤٨٢)
طی الارض و آزادی زندانی
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
طلا شدن خاک
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
طی الارض از مدینه به خراسان
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
طی الارض
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
طی الارض امام جواد
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
طلب خیر
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
طلب درگذشت
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
طلب توبه
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
طلب حج
٤٩٠ ص
(٤٩١)
طلب حاجات
٤٩١ ص
(٤٩٢)
طی الارض حضرت
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
طواف خانه خدا
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
طواف کردن به نیابت معصومین
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
طواف نسا و نوشیدن آب زمزم
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
طلاق
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
ظ
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
ظهور نهمین نور ولایت
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
ع
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
عبدالعظیم حسنی
٥٠٠ ص
(٥٠١)
علی بن مهزیار
٥٠١ ص
(٥٠٢)
علی بن اسباط بن سالم
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
عبدالله بن الصلت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
عمرو بن بحر جاحظ
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
عالمان غریب
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
عوامل جلب محبت
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
عدم بیان نمودن عمل قبل از محکم شدن
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
عدم مصاحبت با شرور
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
عدم دشمنی با دیگران
٥٠٩ ص
(٥١٠)
عصای حضرت جواد
٥١٠ ص
(٥١١)
عاشق کنیز و امام جواد
٥١١ ص
(٥١٢)
علم حضرت به راه و آب
٥١٢ ص
(٥١٣)
علم حضرت به وقوع سیلاب
٥١٣ ص
(٥١٤)
عمامه ام را باد برد
٥١٤ ص
(٥١٥)
عاقبت مرد آوازه خوان
٥١٥ ص
(٥١٦)
عاقبت همسر امام جواد
٥١٦ ص
(٥١٧)
علامتی از برادرم بگیرید
٥١٧ ص
(٥١٨)
عمل روز نیمه و بیست و هفتم ماه رجب
٥١٨ ص
(٥١٩)
علم حضرت به راه و آب
٥١٩ ص
(٥٢٠)
علم حضرت به وقوع سیلاب
٥٢٠ ص
(٥٢١)
عمره در ماه رمضان
٥٢١ ص
(٥٢٢)
عده نگه داشتن زن
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
عادت ناپسند
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
ف
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
فضل بن شاذان
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
فضل بن شاذان بن خلیل ازدی
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
فضل الله روزبهان خنجی اصفهانی
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
فضیلت برگزیدن محبت ائمه
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
فضیلت اعتماد به خدا
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
فضیلت ادب
٥٣٠ ص
(٥٣١)
فضیلت صبر در مصیبتها
٥٣١ ص
(٥٣٢)
فساد عمل بدون علم
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
فضیلت توجه قلبی به خدا
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
فضل توکل بر خدا
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
فضیلت دیدار دوستان
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
فضیلت دوستی و دشمنی برای خدا
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
فضیلت بینیازی از مردم
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
فرود آمدن قضاء و قدر راهها را میبندد
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
فرستادن لباس قبل از بیان درخواست
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
فرستادن پیراهن، برای حسن بن علی و شاء
٥٤٠ ص
(٥٤١)
فضیلت زیارت امام رضا و ثواب آن
٥٤١ ص
(٥٤٢)
فرستادن پیراهن، برای حسن بن علی و شاء
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
فروختن مال موقوفه
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
فرار مرد و ازدواج همسر
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
ق
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
قطع نعمت، نتیجه ناسپاسی
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
قضای حتمی
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
قصد داشتم از خاک زیر پای حضرت بردارم
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
قائم ما همان مهدی است
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
قنوت امام جواد
٥٥٠ ص
(٥٥١)
قیام حضرت ولی عصر در روز عاشورا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
قضای روزه زن مستحاضه
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
قبول هدیه
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
قرابت و ولایت آزاد کننده عبد و میراث
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
ک
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
کیفیت بیعت زنان با رسول خدا
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
کسی که پیروی هوای نفسش را میکند
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
کسی که مرتکب هواهای نفسانی میشود
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
کسی که از نیت نیکوی برادرش خشنود نیست
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
کسی که قبل از آزمایش به چیزی آرامش یابد
٥٦٠ ص
(٥٦١)
کرامت و درخت سدر
٥٦١ ص
(٥٦٢)
کشف اسرار درونی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
کودکی امام جواد
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
کنار بالین پدر
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
کرنش درندگان در مقابل امام جواد
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
کاسه چینی به دست حضرت ذوب شد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
کفر و شرک در عبادت
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
کرامات امام رضا
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
کرنش درندگان در مقابل امام
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
کفن کردن مرده با پیراهن
٥٧٠ ص
(٥٧١)
کفن کردن زن
٥٧١ ص
(٥٧٢)
کسی که از روی نادانی، ربا دهد
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
گ
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
گناهان مرگ خیز
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
گوش فرادادن به کسی حکم بندگی او را دارد
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
گذشت روزگار اسرار را آشکار میکند
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
گم شدن عمامه در بیابان
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
گفتگوی حضرت با بایزید بسطامی
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
گریه بر امام حسین
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
گفتگوی حضرت با بایزید بسطامی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
ل
٥٨١ ص
(٥٨٢)
لعنت حضرت بر ابو الخطاب
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
لعنت کردن ابو سمهری و ابن ابی الزرقاء
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
م
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
محرم نمودن کودک
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
مدت انتظار در داد و ستد مال مفقود
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
مهر همسر امام جواد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
محرمات شیر دادن
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
میراث دختر
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
معنای حزم
٥٩٠ ص
(٥٩١)
ملامت و سرزنش بدون بدگمانی
٥٩١ ص
(٥٩٢)
مشورت کردن و استخاره گرفتن
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
معالجه سنگ کلیه
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
مهیای عزاداری شوید!
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
منبر سبز شد و برگ درآورد!
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
مباحثه با یحیی بن اکثم قاضی بغداد
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
مناظره با مخالفان هنگام ازدواج
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
مناظره با یحیی بن اکثم
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
مناظره با مخالفان در مورد محل قطع دست دزد
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
مناظره در مورد بعضی از روایات جعلی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
مناظره امام با یحیی بن اکثم
٦٠١ ص
(٦٠٢)
مناظره با یحیی بن اکثم
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
مناظره راجع به ابوبکر و عمر
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
مسافرت
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
مناجات با خدا برای استخاره
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
مناجات با خدا برای نادیده گرفتن لغزشها
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
مناجات با خدا برای سفر نمودن
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
مناجات با خدا در طلب روزی
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
مناجات با خدا در پناه بردن به او
٦٠٩ ص
(٦١٠)
مناجات با خدا در درخواست توبه
٦١٠ ص
(٦١١)
مناجات با خدا در شکرگزاری او
٦١١ ص
(٦١٢)
مناجات با خدا در طلب حاجات
٦١٢ ص
(٦١٣)
معنای واحد و احد و «لا تدرکه الابصار»
٦١٣ ص
(٦١٤)
معنی صمد
٦١٤ ص
(٦١٥)
مقام فاطمه زهرا
٦١٥ ص
(٦١٦)
مقام امامان در شبهای جمعه
٦١٦ ص
(٦١٧)
موعظه هایی از علی
٦١٧ ص
(٦١٨)
مناظره حضرت باحیی بن اکثم
٦١٨ ص
(٦١٩)
مناظره حضرت راجع به ابوبکر و عمر
٦١٩ ص
(٦٢٠)
مستجاب شدن دعای حضرت
٦٢٠ ص
(٦٢١)
متوقف ساختن کشتیها در دجله
٦٢١ ص
(٦٢٢)
معنی مرگ
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
مناجات در نماز
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
محمد بن ابی عمیر
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
محمد بن اسماعیل بزیع
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
موسی مبرقع
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
محمد بن طلحه شافعی
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
معجزه شش ماهه در بینائی
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
میخواهم یک بار جمال دل آرایت را ببینم
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
مرگ ناگهانی و اهمیت صلوات
٦٣٠ ص
(٦٣١)
معجزه صلوات
٦٣١ ص
(٦٣٢)
مسئولیت گوش دادن
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
موعظه ای جامع
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
مهدی منتظر
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
مرکب شهوت
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
متمسکین به خدا
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
مانع خیر، دشمن آدمی است
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
معنای صمد
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
مذمت عدم مساوات آشکار و نهان
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
مذمت عادت بد
٦٤٠ ص
(٦٤١)
مذمت اینکه شخصی امین خیانتکاران باشد
٦٤١ ص
(٦٤٢)
مذمت اینکه شخصی در پنهانی دوست شیطان باشد
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
منشأ پیروی هوای نفس
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
میوه بیدانه از درخت سدر
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
معرفی صاحبان نامههای ناشناس و خبرهای غیبی
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
مولود پر خیر و برکت
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
مشت مأمون باز شد
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
مسخره گر فلج شد
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
محبت امام به حرم رسول خدا
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
مستجاب شدن دعای حضرت
٦٥٠ ص
(٦٥١)
متوقف ساختن کشتیها در دجله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
معجزه حضرت در مورد کاسه چینی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
معجزه راجع به درخت سدر خشکیده
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
ن
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
نشانه های امام و رهبر
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
نام گذاری امام رضا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
نامه به ابراهیم بن محمد
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
نامه حضرت به ابوطالب قمی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
نامه حضرت به ابو علی محمودی
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
نامه راجع به احمد بن محمد سیاری
٦٦٠ ص
(٦٦١)
نفرین حضرت در حق ام الفضل
٦٦١ ص
(٦٦٢)
نامه حضرت راجع به مرد خراسانی
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
نامه حضرت به داود بن قاسم
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
نامه حضرت به سعد الخیر
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
نامه به عبدالجبار بن مبارک نهاوندی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
نامه به عبدالعزیز بن مهتدی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
نماز در پوست مردار
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
نماز بر سجاده حصیری کوچک
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
نماز در کرک و پوست خرگوش
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
نماز خواندن در فنک و سنجاب و سمور و روباه
٦٧٠ ص
(٦٧١)
نماز خواندن در لباس خز
٦٧١ ص
(٦٧٢)
نماز در مساجد
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
نماز جماعت
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
نمازهای مستحبی ماه مبارک رمضان
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
نماز امام جواد در اول هر ماه
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
نذر کردن روزه
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
نگاه کردن خواجه به زن نامحرم
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
نوشیدن در ظرفهای نقره کاری شده
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
نگهداشتن عمل
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
نیازمندی نیکوکاران
٦٨٠ ص
(٦٨١)
نیازمندی مؤمن
٦٨١ ص
(٦٨٢)
نورالدین علی بن محمد مالکی مکی
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
نجات از ضربت شمشیر مستانه
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
نام های پربرکت
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
نیاز مؤمن به سه چیز
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
نامه امام جواد به دوستش
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
نوشته امام جواد
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
نتیجه ی تلاش استوار
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
نتیجه کار بدون آگاهی
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
نعمتی که شکر گزارده نمیشود
٦٩٠ ص
(٦٩١)
نجات همسایه
٦٩١ ص
(٦٩٢)
نقره از برگ زیتون
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
نرم شدن آهن
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
نجات ابوالصلت از زندان به وسیله توجه امام جواد
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
نامه ی حضرت رضا به فرزندش جواد الائمه
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
نام او را احمد بگذار
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
نجات زندانی
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
نجات یک مقتول
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
نجات از زندان
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
نشان دادن اعجاز به مأمون
٧٠٠ ص
(٧٠١)
نجات شگفت از زندان مأمون
٧٠١ ص
(٧٠٢)
نجات از مرگ حتمی توسط معجزه ی حضرت
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
نشانی فرستنده و گیرنده نامه ها توسط حضرت
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
نامه ای در دل شب
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
نور وجود حضرت
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
نفرین امام جواد در حق دشمنانش
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
نفرین امام جواد در حق آل فرج
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
نفرین آن حضرت بر ابیالخطاب
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
نفرین آن حضرت بر همسرش
٧٠٩ ص
(٧١٠)
نفرین آن حضرت بر دشمنش
٧١٠ ص
(٧١١)
نفرین دیگر آن حضرت بر دشمنش
٧١١ ص
(٧١٢)
و
٧١٢ ص
(٧١٣)
ویژگی های امام مهدی
٧١٣ ص
(٧١٤)
ورود از درب بسته و رفع جنازه
٧١٤ ص
(٧١٥)
وساطت برای رفع مشکل
٧١٥ ص
(٧١٦)
وقوع زلزله با دعای امام جواد
٧١٦ ص
(٧١٧)
وقوع زلزله به دعای امام جواد
٧١٧ ص
(٧١٨)
ولادت شگفت
٧١٨ ص
(٧١٩)
وداع جانسوز با پدر
٧١٩ ص
(٧٢٠)
وداع امام رضا با کعبه و اندوه امام جواد
٧٢٠ ص
(٧٢١)
ویژگی های امام مهدی
٧٢١ ص
(٧٢٢)
وضو
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
وقت نماز صبح
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
وصیت کردن به حج
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
وداع کعبه
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
وقف و کسانی که ارث می برند
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
وقف کردن زمین
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
وصیت ثلث مال
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
ه
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
هنگام وداع پدر در مکه
٧٣٠ ص
(٧٣١)
هدایت افراد و توصیهی خوردن غذا در صحرا یا منزل
٧٣١ ص
(٧٣٢)
هوای نفس
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
همسایگی اهل بیت
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
هم طراز بودن در زناشوئی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
ی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
یکی از علت های شهادت
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
یگانگی خدای بزرگ
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
یاد کردن امام جواد از مصیبت حضرت زهرا
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
یادی از مظلومیت مادر
٧٣٩ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص

دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٧ - حرز امام جواد

حرز امام جواد

سید بن طاووس گفته است:
ابو نصر همدانی از حکیمه خاتون: دختر امام جواد و عمه ی امام عسکری علیها السلام، روایت کرده که فرمود: وقتی امام جواد علیه السلام به شهادت رسید، نزد همسرش ام عیسی دختر مأمون رفتم؛ پس او را تسلیت و تعزیت گفتم و بسیار اندوهگین و در حال جزع و فزع بر فراق همسرش، یافتم خودش را با گریه و فریاد می کشت پس بر جان او از تلخی مفارقت آن حضرت، ترسیدم؛ در این میان که ما، راجع به آن حضرت و بزرگواری اش و ویژگیهای اخلاقی وی و شرف و اخلاص و عزت و کرامتی که خدای متعال به او عطا کرده بود سخن می گفتیم، ناگهان ام عیسی اظهار داشت: آیا تو را، از مطلبی شگفت انگیز و واقعه ای بزرگ که فراتر از تصور و توصیف است، باخبر نسازم؟
گفتم: و آن چیست؟
ام عیسی گفت: چنان بودم که بسیار بر او، غیرت می ورزیدم و همواره، مواظبش بودم و چه بسا، سخنانی به گوشم می رساند و شکایتش را، به پدرم می بردم؛ پدرم می گفت: دخترکم! او را تحمل کن؛ چه اینکه پاره ی تن رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم است؛ یک روز که دور خانه ی خودم نشسته بودم، دختری از در درآمد و به من سلام داد؛ پرسیدم: تو کیستی؟
او گفت: من، دختری از نسل عمار یاسرم و همسر ابو جعفر، محمد بن علی الرضا علیه السلام شوهر تو هستم؛ پس چنان غیرتی، به من روی آورد که از طاقت و توانم بیرون بود؛ بی اختیار تصمیم گرفتم که از خانه، خارج شوم و آواره کوچه و خیابان گردم و نزدیک بود، شیطان وادارم کند که به آن کنیز (خانم) توهین و جسارت نمایم؛ ولی خشم خود را فرو خوردم و با لباس و خوراک و هدایا به خوبی از او پذیرایی کردم اما همین که آن خانم از نزد من، بیرون رفت؛ بی درنگ برخاستم و پیش پدرم رفتم و ماجرا را، به اطلاع او رساندم؛ در حالی که او، مست و لا یعقل بود.
پدرم گفت: ای غلام! شمشیر مرا بیاور؛ پس شمشیر را به او داد و پدرم، سوار بر مرکب شد و گفت: به خدا سوگند! او را خواهم کشت و چون چنین دیدم، با خودم گفتم: (انا لله و انا الیه راجعون) با خودم و همسرم چه کردم؟
و شروع نمودم، سیلی به صورت خود زدن؛ پس پدرم بر او داخل شد و پیوسته بر او شمشیر زد تا او را قطعه قطعه کرد؛ سپس از نزد وی بیرون آمد و من گریزان، پشت سرش خارج شدم؛ تمام آن شب را نخوابیدم و چون روز، بالا آمد پیش پدرم رفتم و گفتم: آیا می دانی دیشب چه کردی؟
پدرم گفت: چه کردم؟ گفتم: پسر امام رضا علیه السلام را کشتی؛ پس چشمش خیره شد و از هوش رفت؛ آنگاه بعد از مدتی به هوش آمد و گفت: وای بر تو! چه می گویی؟
گفتم: آری، به خدا سوگند! ای پدر! بر او داخل شدی و پیوسته با شمشیر، بر او زدی تا او را کشتی؛ پدرم از شنیدن این خبر، به شدت پریشان شد و گفت: یاسر خادم را نزد من بیاورید؛ پس یاسر خادم آمد و مأمون به او نگاه کرد و گفت: وای بر تو! این دخترم چه می گوید؟
خادم گفت: راست می گوید ای امیر مؤمنان!؛ پس مأمون با دست خود بر سینه و صورتش زد و گفت: (انا لله و انا الیه راجعون) مساوی ما از خدائیم و به سوی او می رویم؛ به خدا سوگند! هلاک و تباه شدیم و تا قیامت، رسوا گردیدیم؛ وای بر تو ای یاسر! برو ببین، داستان او از چه قرار است و هر چه زودتر، مرا با خبر کن که الان نزدیک است، جان از تنم بیرون رود.
پس یاسر بیرون رفت و من، سیلی به صورتم می زدم و طولی نکشید که یاسر، بازگشت و گفت: مژده، ای امیر مؤمنان! مأمون گفت: تو را مژده باد، چه خبر داری؟
یاسر گفت: خدمت حضرت رسیدم و دیدم نشسته و ملافه و پیراهنی، برخود افکنده و مسواک می کند؛ سلامش کردم و عرض نمودم: ای فرزند رسول خدا! دوست دارم این پیراهن خود را، به من ببخشید تا در آن نماز بگزارم و بدان تبرک جویم؛ البته می خواستم به بینم آیا اثر شمشیر، بر بدن شریفش باقی است یا نه؛ پس به خدا سوگند! گویا بدنش سفید، همچون دندان فیل بود که اندکی، زردی داشته باشد و اثری از شمشیر نداشت؛ پس مأمون، مدت درازی گریست و گفت: با این حساب، هیچ حجتی باقی نمانده است؛ همانا این ماجرا، برای اولین و آخرین پند و عبرت است و به یاسر خادم گفت: ای یاسر! سوار بر مرکب شدنم و گرفتن شمشیر و داخل شدن بر حضرت را، بخاطر می آورم؛ اما نسبت به مراجعتم از نزد حضرت و برگشتم به جایگاهم چیزی به یادم نمی آورم: بنابراین، کار من و رفتنم به سوی او، چگونه بوده است؛ خدا لعنت کند این دختره را به شدیدترین وجه؛ به نزد او برو و به وی بگو: پدرت می گوید: به خدا سوگند! اگر بعد از امروز، پیش من بیایی، شکایت کنی یا بدون اجازه ی او، از خانه خارج شوی، هر آینه انتقام او را از تو خواهم گرفت؛ سپس خدمت فرزند امام رضا علیه السلام شرفیاب شو و سلام مرا به او برسان و بیست هزار دینار، برایش ببر و «شهری» [١] را که دیشب سوارش شدم، پیشکش حضرت کن؛ آنگاه به سادات بنی هاشم دستور بده، خدمت حضرت شرفیاب شوند و عرض ادب نمایند.
یاسر خادم گفت: به بنی هاشم، دستور لازم را دادم و خودم نیز با آنها، خدمت حضرت رسیدم و عرض ادب نمودم و سلام مأمون را، به حضرت رساندم و مبلغ مورد نظر را، در مقابل او نهادم و شهری را بر حضرت عرضه داشتم که ساعتی در او نگریست، سپس تبسمی کرد و فرمود:
ای یاسر! قول و قرار میان ما و او، چنین بود که حتی با شمشیر بر من هجوم آورد؛ آیا او نمی داند که مرا، یاور و مانعی است که بین من و او، فاصله می اندازد؟
عرض کردم: سرورم! ای فرزند رسول خدا! این لحن عتاب و برخورد را، وا گذارید و گذشت نمائید؛ به خدا سوگند! و به حق جد بزرگوارت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم، هر چه کرده از روی آگاهی نبوده و اصلا نمی دانسته که در چه نقطه ای، از زمین خدای متعال است و به یقین، بین خودش و خدای خودش، نذر صادقانه کرده و سوگند خورده است که بعد از این هرگز شراب ننوشد و مست نکند؛ چه اینکه شراب، از بندها و دامهای شیطان است و هنگامی که شما، ای فرزند رسول خدا! نزد او تشریف بردید، این ماجرا را به خاطرش نیاورید و ملامت و سرزنشش نفرمائید.
امام جواد علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! قصد و نظر من نیز همین بود؛ سپس لباسهای خود را طلبید و از جا، بلند شد و همه ی حاضرین، همواره حضرت بلند شدند تا اینکه به نزد مأمون در آمد و چون چشم مأمون به حضرت افتاد، پیش پای حضرت بلند شد و او را به سینه چسبانید و به وی خوش آمد گفت و به احدی، اجازه ورود نداد و پیوسته با حضرت گفتگو و مشورت می کرد وقتی گفتگوها به پایان رسید، امام جواد علیه السلام فرمود: ای امیرمؤمنان! مأمون جواب داد: گوش به فرمان تو هستم و بسیار تو را یاری نمایم؛ حضرت فرمود: یک نصیحتی برای تو دارم، آن را قبول کن؛ مأمون گفت: به دیده ی منت دارم؛ نصیحت شما چیست ای فرزند رسول خدا؟!
امام جواد علیه السلام فرمود: مایلم که تو، هنگام شب بیرون نروی؛ چه اینکه از این مردم بخت برگشته نسبت به تو خاطر جمع نیستم و بازوبندی نزد من است که می توانی، خود را در حصار آن قرار دهی و از شرور و بلاها و ناگواریها و آفتها، ایمن گردانی؛ چنانکه دیشب خدای متعال مرا از تو نجات داد و هرگاه با وجود آن بازوبند، با سپاه روم و ترک، روبه رو شوی و همه ی اهل زمین، دست به دست یکدیگر دهند تا بر تو فائق آیند؛ به خواست خدای جبار، هرگز طرفی نخواهند بست و چنانکه مایل باشی، حرز را برایت بفرستم تا در برابر تمام آنچه گفتم، بدان پناه جویی.
مأمون گفت: آری، آن را به خط خودتان بنویسید و برایم بفرستید؛ حضرت فرمود: بلی.
یاسر خادم گفت: چون صبح دمید، امام جواد علیه السلام قاصدی فرستاد و مرا فرا خواند؛ وقتی خدمت حضرت رسیدم و در مقابلش نشستم؛ پوست آهویی از آهوان سرزمین «تهامه» طلبید؛ سپس با خط مبارک خود، بازوبند زیر را نوشت؛ آنگاه به من فرمود: ای یاسر! این بازوبند را به امیر مؤمنان بده و به او بگو، آن را در میان جعبه ای (کوچک) نقره ای که آنچه بعدا خواهم گفت، بر آن حک می شود، قرار دهد و چون خواست آن را به بازویش ببندد، به بازوی راستش ببندد و وضوی نیکو و تمام و کاملی بگیرد و چهار رکعت نماز بگزارد؛ در هر رکعت، حمد یک مرتبه و هفت مرتبه، آیة الکرسی و هفت مرتبه، آیه ی شهد أنه لا اله الا هو و الملائکة و أولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم [٢] و هفت مرتبه سوره ی والشمس و ضحیها و هفت مرتبه، سوره ی والیل اذا یغشی و هفت مرتبه، سوره ی قل هو الله احد را بخواند و چون از نماز فراغت یافت، در سختیها و مشکلات آن را بر بازوی راست خود ببندد و به حول و قوه ی الهی، از هر چیزی که ترسان و بیمناک است، سالم خواهد ماند و سزاوار است که این اقدام، همزمان با حلول ماه در برج عقرب، صورت نگیرد و اگر با مردم سرزمین روم و پادشاهانشان، جنگ کند به خواست خدای متعال و برکت این حرز، بر آنها پیروز خواهد گشت.
روایت شده است که وقتی مأمون، ویژگی های این حرز و بازوبند را از امام جواد علیه السلام شنید، با رومیان جنگید و خدای متعال بر آنان، نصرتش بخشید و غنیمتهای بسیاری از ایشان، نصیبش فرمود و در هیچ جنگ و ستیزی، آن را از خود جدا نمی کرد و خدای متعال با فضل و کرمش، او را یاری می کرد و با مشیت خویش، به پیروزی اش می رساند؛ البته او با حول و قوه ی خویش، صاحب اختیار نصرت و پیروزی است.
متن حرز از این قرار است:
«بنام خداوند بخشنده ی مهربان؛ ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است...» تا آخر سوره ی حمد... (ألم تری أن الله سخر لکم ما فی الأرض و الفلک تجری فی البحر بأمره و یمسک السماء أن تقع علی الأرض الا باذنه ان الله بالناس لرءوف رحیم) [٣] «ندیدی که هر چه در زمین است، خدا مسخر شما گردانید و کشتی در دریا، به فرمان او سیر می کند! و آسمان را، قدرت او نگاهداشته تا بر زمین نیفتد! مگر با اجازه خدا که همانا خدای متعال، درباره ی بندگان بسیار رئوف و مهربان است.»
خدایا! تو، یگانه ای؛ مالک [و جزا دهنده] روز جزایی؛ هر چه به خواهی، می کنی بدون منازعه و درگیری (با رقیب) و بهر کس به خواهی، بدون منت عطا می کنی و هر چه خواهی، انجام می دهی هر حکمی که اراده کنی، صادر می فرمایی و روزگار را، میان مردم دست به دست می گردانی و آنان را، بر سمند احوال گوناگون و حوادث رنگارنگ می نشانی.
از تو می خواهم به حق اسمت که بر بارگاه و سرسرای بزرگی و بزرگواری، نگاشته شده و از تو می خوانم به حق اسمت که بر سراپرده اسرار برتر و غالب و بالاتر و نیکو و زیبا و تر و تازه و خرم نوشته شده است؛ همان اسمی که رب و مدبر فرشتگان هشتگانه و رب عرشی است که ثابت و استوار بوده و از جای خود نجنبد! و از تو می خواهم به حق آن چشمی که به خواب نمی رود و به حق آن حیاتی که نمی میرد و به نور و جهت که هرگز به تاریکی نمی گراید.
و به حق اسم بزرگتر بزرگتر بزرگتر و به حق اسم عظیمتر عظیمتر عظیمتر، آن اسمی که به حقیقت و باطن آسمانها و زمین، احاطه دارد و به حق آن اسمی که خورشید، از آن تابندگی یافت و ماه بدان پرتو افشان گردید و دریاها، به وسیله ی آن پر و لبریز شد و به تلاطم آمد و کوهها، به برکت آن برافراشته شد و به حق آن اسمی که عرش و کرسی، بدان استقرار یافتند و به حق آن اسمی که بر سرسرای عرش نگاشته شده است.
و به حق آن اسمی که بر سرسرای بزرگی و بزرگواری، نگاشته شده و به حق آن اسمی که بر سرسرای شکوه و زیبایی، نوشته شده و به حق آن اسمی که بر سرسرای قدرت و توانایی، ثبت گردیده است و به حق اسم تو که عزیز است و به حق اسمهای مقدس، بزرگوار و نهفته ی در گنجینه ی علم غیبت، و از تو نیکی و خیری را می طلبم که فراتر از حد امیدواری ام است، و از شر هر آنچه از آن بیم دارم و از شر هر آنچه بیم ندارم، به عزت و قدرت تو پناه می برم.
ای همره محمد صلی الله علیه و اله و سلم، در روز جنگ حنین! و ای همراه علی علیه السلام، در روز جنگ صفین!، ای پروردگار من! نابود کننده ی زورگویان و شکننده ی مغروران و متکبران تو هستی؛ از تو می خواهم به حق طه و یس و به حق قرآن عظیم و به حق فرقان حکیم و محکم که بر محمد و آل او درود فرستی و به وسیله ی این بازوبند، بازوی صاحبش را محکم و استوار گردانی.
و به وسیله ی تو هر زورگوی لجوج و کینه توز و هر شیطان سرکش و هر دشمن بی رحم درنده خوی و هر دشمن زشت خو را به گلو و حلقومشان دفع می کنم (از تو می خواهم حلقومشان را بگیری وشرشان را از من کفایت و دفع کنی) و او (صاحب بازوبند) را از کسانی قرار ده که خود را تسلیم تو کرده و کار خود را به تو واگذار نموده و تو را، پشت و پناه خود قرار داده اند.
خدایا! به حق این اسمها که آنها را به زبان آوردم و خواندم، در حالی که تو به حق آنها از من آگاه تری و از تو می خواهم، ای صاحب منت عظیم و بزرگ! و بخشش کریمانه و صاحب اختیار دعاهای مستجاب و کلمه های تام و کامل و اسمهای نافذ و مؤثر! و از تو می خواهم، ای روشنایی روز! و ای روشنایی شب! و ای روشنایی آسمان و زمین! و ای روشنایی نور و روشنایی! و ای روشنایی ای که هر نور و روشنایی ای، به (قدرت و نور) او پرتو افشانی می کند! ای داننده ی تمام نهفته ها و نهانها در خشکی و دریا و زمین و آسمان و کوهها!
و از تو می خواهم، ای کسی که فانی نمی شود و نابود نمی گردد و زوال نمی پذیرد و و نه برایش شیئیتی است که متصف به صفات (مخلوقات) شود (یا اینکه: و نه برایش چیزی مثل عضو است که متصف به صفاتی شود غیر از صفات عضو دیگر) و نه به حدی، محدود است و نه معبودی با وی است و نه معبودی جز او هست و نه در سلطنت و قدرتش، شریک و انبازی دارد و نه عزت، بر غیر او یار می شود؛ پیوسته به دانشها، آگاه است و بر دانشها، وقوف دارد و سامان دهنده ی امور است و بر زوایای هستی (یا: و بر همه حوادث و امور زمانی) مطلع می باشد و استواری دهنده ی تدبیر بوده، نسبت به آفریدگان بینا و از کارها با خبر است.
تو آن کسی هستی که صداها، برایت فرو افتاده و نرم و آهسته اند و عقلها، در تو گم و سرگردان شده اند و اسباب و وسایل پیش تو (و با تو) در تنگنا و مضیقه اند (کارایی ندارند و همه کاره تویی) و نور تو، هر چیز را پر کرده و هر چیزی از تو، بیمناک است و هر چیزی به سوی تو، گریزان بوده و هر چیزی بر تو، توکل نموده است و تو، در بزرگی ات بلند مرتبه ای و در زیبایی ات، با شکوه و فوق العاده ای و در قدرت و توانایی ات، با عظمت می باشی و تو آن کسی هستی که چیزی، درک و دریافتت نکند و تو، بلند مرتبه، بزرگ و با عظمتی، اجابت کننده ی دعاها؛ برآورنده ی حاجتها؛ برطرف کننده ی غمها و غصه ها و صاحب نعمتها هستی.
ای کسی که در فراز خویش، فرود است و در فرود خود، فراز و در تابندگی خویش، نور افشان و در سلطنت و فرمانروایی خود، نیرومند و در حوزه اقتدار و مملکت خویش، عزیز و غیر قابل نفوذ؛ بر محمد و آل او، درود فرست و صاحب این بازوبند و این حرز و این نوشته را، با دیده ی بی خواب خویش محافظت کن و در حمایت ستون و پایگاه انحراف و زوال ناپذیرت قرارش ده و به حق توانایی ات بر وی، به او رحمت آور که همانا او، روزی خور توست.
بنام خداوند بخشنده ی مهربان؛ بنام خدا و به ذات خدا استعانت می جویم؛ همسر و فرزندی، برای او نیست؛ بنام آن خدایی که شأن او؛ قوی؛ برهان و حجت او عظیم و سلطان و قدرت ملک او، شدید است؛ هر چه خدا خواهد، شدنی و هر چه او نخواهد، ناشدنی است؛ گواهی می دهم که نوح، رسول (صاحب رسالت و فرستاده شده به سوی همه مردم) خداست و ابراهیم، دوست خداست و موسی، هم صحبت و محرم اسرار خداست و عیسی پسر مریم، - درود خدا بر او و بر تمام ایشان باد - کلمه ی خدا و روح اوست و حضرت محمد صلی الله علیه واله و سلم خاتم پیامبران بوده، بعد از او پیامبری نیست.
و از تو می خواهم به حق آن ساعتی از روز قیامت که ابلیس ملعون، آورده می شود و آن ملعون در آن ساعت می گوید: به خدا سوگند! من نبودم، جز اینکه به تحریک سرکشان و متمردان می پرداختم؛ خدا نور آسمان و زمین است و اوست، مسلط و چیره و غالب، تنها اوست و قدرت برتر و غالب تنها از آن اوست. و اوست حکیم و آگاه.
خدایا! و از تو می خواهم به حق همه ی این اسماء و صورت و صفاتشان که عبارت است از: پاک و منزه است، آن کسی که عرش و کرسی را آفرید؛ و بر آن مستولی و حاکم شد؛ از تو می خواهم هر بدی و خطری را، از صاحب این نوشته ی من، برگردانی که او بنده ی تو و فرزند بنده ی تو و فرزند کنیز توست و تو، آقا و سرور او هستی؛ پس ای خدا! و ای پروردگار! او را از همه ی بدیها باز دار و دیده ی ستمگران و زبان دشمنان و کسانی که قصد بدی و ضرر زدن به وی را دارند، از او منصرف گردان و هر خطر و امر وحشتناک و ترسناکی را، از وی دفع فرما.
و هر بنده ای از بندگانت، یا کنیزی از کنیزانت، یا سلطان سرکش، یا شیطان مذکر، یا شیطان مؤنث، یا جن زده ی مذکر یا جن زده ی مؤنث یا غول [٤] مذکر یا غول مؤنث که قصد دارنده ی این نوشته کند، به ظلم و ستم، یا ضرر و زیان، یا مکر و حیله، یا امر ناخوشایند، یا حقه، یا خدعه، یا آزردگی (یا جراحت یا قتل یا غلبه و چیرگی) یا بدگویی، یا فساد و تباهی، یا غرق، یا ریشه کن کردن و استیصال، یا آسیب و آفت (یا تباهی و هلاکت)، یا درگیری، یا پیمان شکنی و بی وفایی و خیانت، یا استیلا و زور، یا پرده دری، یا زور آوری، یا آسیب رسانی، یا علیلی و نقص، یا کشتار، یا آتش سوزی، یا انتقام گیری، یا قطع رابطه (یا قطع اندام)، یا جادوگری، یا تغییر شکل و شمایل، یا بیماری، یا درد، یا برص (پیسی) [٥] یا جزام [٦] ، یا شدت و ستی، [یا آفت و ضرر]، یا فقر و تنگدستی، یا گرسنگی، یا تشنگی، یا وسوسه، یا نقصان در دین و معیشت، پس او را، به هر وسیله که خواهی و هر گونه، اراده کنی و از هر کجا که مایل باشی، کفایتش فرما؛ همانا تو، بر هر کاری قادر و توانایی و صلوات و سلام خداوند بر سید و سرور ما، حضرت محمد و تمام آل او باد؛ صلوات و سلامی فراوان؛ و هیچ نیرو و توانی نیست، مگر از جانب خدای بلند مرتبه و بزرگ؛ و سپاس و ستایش، از آن خدا، پروردگار جهانیان است.
اما آنچه بر جعبه (کوچک) نقره ای خالص (که بر بازو بسته می شود) نقش و حک می شود، از این قرار است:
ای کسی که در آسمانها، بلند آوازه و سرشناسی! ای کسی که در زمین ها، مشهور و معروفی! ای کسی که در دنیا و آخرت معروف و سرشناس می باشی! گردن کشان و زور مداران، در جهت خاموش نمودن نور و روشنائیت [٧] و نیز به خوابانیدن و خفه کردن ذکر و یادت، تلاش و کوشش کردند؛ اما خدای متعال پروا کرده، جز اینکه نور تو (نور محمد و آل محمد صلی الله علیه و اله و سلم) را کمال بخشد و ذکر و یادت را ظاهر و آشکار کند، هر چند مشرکان را خوش نیاید. [٨] .
[١٩] ١٩ - و نیز گفته است:
حرز دیگری برای امام جواد علیه السلام نقل شده که این است: ای نور و روشنایی! ای دلیل و برهان! و ای روشنگر و آشکار کننده! ای پرتو افشان! ای پروردگار من! بدی ها و آسیب های روزگار را، از من کفایت فرما و از تو می خواهم، نجات روزی را که در آن روز، در صور دمیده می شود. [٩] .

[~hr~]پی نوشت ها:
(١) نوعی از اسبان تا تاری.
(٢) سوره ی آل عمران، آیه هجده.
(٣) حج: ٢٢ ٦٥.
(٤) غول: جن ساحر، افسونگر، هر چه به ناگاه فرو گیر و هلاک کند، هر چیزی که عقل را زائل کند. لسان العرب.
(٥) برص نوعی بیماری پوستی است.
(٦) جزام نوعی بیماری است که موجب ریزش گوشت و اعضاء می شود.
(٧) مراد نور محمد و آل محمد صلی الله علیه و اله و سلم، می باشد.
(٨) مهج الدعوات: ٣٦.
(٩) همان ٤١.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ مترجم مسلم صاحبی؛ شرکت چاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ١٣٨٧.