دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٢ - سرافکندگی فقهای درباری
سرافکندگی فقهای درباری
«زرقان» [١] که با «ابن ابیدؤاد» [٢] دوستی و صمیمیت داشت، میگوید:
یک
روز «ابن أبیدؤاد» از مجلس معتصم بازگشت، در حالی که به شدت افسرده و
غمگین بود. علت را جویا شدم گفت: «امروز آرزو کردم که کاش بیست سال پیش
مرده بودم!»
پرسیدم: «چرا؟»
گفت: «به خاطر آنچه از ابوجعفر در مجلس معتصم بر سرم آمد!»
گفتم: «جریان چه بود؟»
گفت:
«شخصی به سرقت اعتراف کرد و از خلیفه (معتصم) خواست که با اجرای کیفر الهی
او را پاک سازد. خلیفه همهی فقها را گرد آورد و «محمد بن علی» (امام جواد
علیهالسلام) را نیز فراخواند و از ما پرسید: «دست دزد از کجا باید قطع
شود؟»
من گفتم: «از مچ دست.»
گفت: «دلیل آن چیست؟»
گفتم: «چون منظور از دست در آیه تیمم: «فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم.» [٣] (صورت و دستهایتان را مسح کنید.) تا مچ دست میباشد.»
گروهی
از فقها در این مطلب با من موافق بودند و میگفتند: «دست دزد باید از «مچ»
قطع شود.» ولی گروهی دیگر گفتند: «لازم است از «آرنج» قطع شود.» و چون
معتصم دلیل آن را پرسید، گفتند: «منظور از دست در آیهی وضو: «فاغسلوا
وجوهکم و أیدیکم الی المرافق.» [٤] (صورتها و دستهایتان را تا آرنج
بشویید.) تا آرنج است.»
آنگاه معتصم رو به محمد بن علی (امام جواد علیهالسلام) کرد و پرسید: نظر شما در مورد این مسأله چیست؟
گفت: «اینها نظر دادند، مرا معاف بدار.»
معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید.
محمد
بن علی گفت: «چون قسم دادی نظرم را میگویم، اینها در اشتباهند، زیرا فقط
انگشتان دزد باید قطع شود و بقیهی دست باید باقی بماند.»
معتصم گفت: به چه دلیل؟
گفت:
«زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سجده بر هفت عضو بدن
تحقق مییابد: صورت (پیشانی)، دو کف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت
بزرگ پا)، بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود، دستی برای او
نمیماند تا سجدهی نماز را به جا آورد. و نیز خدای تعالی میفرماید:
«و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا.» [٥] .
«(هفت عضوی که سجده بر آنها انجام میگیرد از آن خداست)، پس هیچ کس را همراه و همسنگ با خدا مخوانید (و عبادت نکنید).» [٦] .
و آنچه برای خداست قطع نمیشود.»
ابن أبی دؤاد میگوید:
معتصم
جواب محمد بن علی علیهالسلام را پسندید و دستور داد انگشتان دزد را قطع
کردند (و ما نزد حضار بیآبرو شدیم!) و من همانجا (از فرط شرمساری و اندوه)
آرزوی مرگ کردم.
پس از این شکست سخت علمی، ابن أبیدؤاد کینهی امام
علیهالسلام را به دل گرفت و آنچنان معتصم را بر ضد امام علیهالسلام تحریک
کرد که او پس از چهار روز توسط یکی از وزیرانش آن حضرت را مسموم کرده و به
شهادت رساند. [٧] .
(١) زرقان (بر وزن عثمان) مردی محدث بوده است و فرزندش به نام «عمرو» استاد اصمعی محسوب میشده است. (مجلسی، همان کتاب، ج ٥٠، ص ٥، پاورقی).
[٢] ابن أبیدؤاد (بر وزن غراب) در زمان خلافت مأمون، معتصم، واثق و متوکل عباسی، قاضی بغداد بوده است. (مجلسی، همان کتاب، ص ٥، پاورقی).
[٣] سورهی مائده: آیهی ٥.
[٤] همان.
[٥] سورهی جن: آیه ١٨.
[٦] مسجد (به کسر جیم یا به فتح جیم بر وزن مشعل، جمع آن مساجد) بمعنای محل سجده است و همان طور که مسجدها و خانهی خدا و مکانی که پیشانی روی آن قرار میگیرد محل سجده هستند، خود پیشانی و شش عضو دیگر نیز که با آنها سجده میکنیم، محل سجده محسوب میشوند و به همین دلیل و اعتبار در این روایت «المساجد» به معنای هفت عضوی که با آنها سجده میشود تفسیر شده است.
[٧] همان، به نقل از طبرسی، مجمع البیان، شرکة المعارف الاسلامیة، ١٣٧٩ هـ. ق، ج ١٠، ص ٣٧٢ - عیاشی، کتاب التفسیر، ج ١٠، ص ٣٢٠ - سید هاشم حسینی بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ١، ص ٤٧١ - شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ١٨، ص ٤٩٠ (ابواب حد السرقة، باب ٤).
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام محمد جواد؛ سید علی حسینی قمی ؛ نبوغ چاپ اول ١٣٨١.