دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٢ - خاکی که طلا شد
خاکی که طلا شد
به همان منطقی که گفتیم، امام علیهالسلام نهاد و فطرت مواد را به اذن
الله تغییر میدهد و اعجاز و خرق عادت میکند، میتواند نظرش کیمیا و دستش
به هر چه رسید در صورت اقتضا طلا گردد.
اسماعیل بن عباس هاشمی روایت
کرده و میگوید: روز عیدی بود که خدمت حضرت جواد علیهالسلام رفتم و شکایت
از تنگی معاش و گرفتاری زندگی خود نمودم.
حضرت مصلای خود را بلند کرد و
یک مشت خاک برگرفت و به من داد، همهی آنها طلا بود، من آن زر ناب را به
بازار بردم شانزده مثقال بود و به وسیلهی آن گرفتاریهای خود را برطرف
ساختم. [١] .
هیچ تردیدی نیست که مربیان مکتب ربوبی در این گونه معجزات
تربیت شده بودند و به اذن الله تصرف در مواد و موالید میکردند و به
مقتضای زمان و مکان هر وقت موقع مناسب بود، اظهار قدرتی نشان میدادند تا
ما به الامتیاز آنها با دیگران باشد.
(١) بحارالانوار: ج ٥٠ ص ٤٩.
منبع: زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه؛ حسین عماد زاده؛ حسینیه عمادزاده چاپ اول ١٣٨٦.