دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦٥ - نامه به عبدالجبار بن مبارک نهاوندی
نامه به عبدالجبار بن مبارک نهاوندی
شیخ طوسی آورده است:
از عبدالجبار بن مبارک نهاوندی روایت شده که
گفته است: در سال ٢٠٩(دویست و نه) خدمت آقا و مولایم (امام جواد علیه
السلام) رسیدم و عرض کردم: فدایتان گردم! از پدران بزرگوارت روایت شنیده ام
که هر چیزی که از راه فریب و غافلگیری (بدون جنگ و کشتار) به تصرف در آید،
متعلق به امام است؛ حضرت فرمود: همینطور است؛ عرض کردم: فدایت شوم! واقعیت
این است که مرا درکی از چنین فتوحاتی، به اسارت گرفتند و هر طور شده، خود
را از دست صاحبانم رها ساخته، و به بندگی و به نوکری خدمتتان رسیدم؛ حضرت
فرمود: پذیرفتم.
راوی گفت: چون موسم حج فرا رسید و خواستم، رهسپار مکه
گردم (و حضرت خواست رهسپار مکه گردد)[١] ، به حضرت عرض کردم: فدایت شوم!
همانا من، قبلا حج گزارده ام و ازدواج کرده ام و زندگی ام از محل کمک
برادران دینی، تأمین می گردد و چیزی جز آن ندارم؛ چه دستوری می فرمائید؟
حضرت فرمود: به شهر خودت باز گرد و حج تو و ازدواجت و درآمدت، بر تو حلال و
رواست. در سال دویست و سیزده (٢١٣)، خدمت حضرت رسیدم و بندگی خودم را که
به آن متعهد و ملزم بودم،ادآور شدم؛ حضرت فرمود: تو، در راه خدا آزادی؛ عرض
کردم: فدایت شوم! تصمیمتان را برایم بنویسید؛ حضرت فرمود: فردا به دستت می
رسد؛ فردا به همراه نوشته های دیگر، نامه ای به دستم رسید که در آن نوشته
شده بود:
بنام خداوند بخشنده و مهربان؛ این نامه ای است از محمد، پسر
علی هاشمی علوی، برای عبدالله پسر مبارک جوان دلیرش؛ همانا من تو را در راه
خدا و به عنوان ذخیره آخرت، آزاد نمودم؛ جز خدای متعال صاحب و مالکی نداری
و بند بندگی، بر پایت نیست و تو، آزاد شده من و جانشینان من می باشی. این
نامه را در ماه محرم سال دویست و سیزده (٢١٣) نوشت و با دست خود و با عنوان
«محمد بن علی» امضا کرد و مهر فرمود: درود خدا بر او باد.[٢] .
(١) عبارت داخل پرانتز به نقل از کتاب مناقب می باشد.
(٢) اختیار معرفه الرجال ٢: ٨٣٩ ح ١٠٧٦.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ١٣٨٧.