دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦ - آب برای میهمان و آگاهی از درون
آب برای میهمان و آگاهی از درون
علی بن محمد هاشمی حکایت کند:
در آن شبی که حضرت ابوجعفر، امام محمد
تقی علیهالسلام مراسم عروسی داشت، من مریض بودم، در بستر بیماری افتاده و
مقداری دارو خورده بودم.
چون صبح گشت، حالم بهتر شد و به دیدار و
ملاقات آن حضرت رفتم و اول کسی بودم که صبح عروسی را به دیدارش شرف حضور
یافتم، مقداری که نشستم - در اثر ناراحتی که داشتم - تشنگی بر من غلبه کرد؛
ولیکن از درخواست آب، خجالت کشیدم.
امام جواد علیهالسلام نگاهی بر چهرهی من نمود و آن گاه فرمود: گمان میکنم که تشنه هستی؟
عرضه داشتم: بلی، ای مولایم!
پس حضرت به یکی از غلامان دستور داد تا مقداری آب بیاورد.
من با خود گفتم: ممکن است آب زهرآلود و مسموم باشد و غمگین شدم.
وقتی
غلام آب را آورد، حضرت تبسمی نمو و آب را گرفت و مقداری از آن را آشامید و
باقی ماندهی آن را به من داد و آشامیدم، پس از گذشت لحظهای، دو مرتبه
تشنه شدم و از درخواست آب حیا کردم.
امام علیهالسلام این بار نیز،
نگاهی بر من انداخت و دستور داد تا آب بیاورند؛ و چون آب را آوردند، حضرت
همانند قبل مقداری از آن را تناول نمود تا شک من برطرف گردد و باقی ماندهی
آن را نیز به من داد و من نوشیدم.
در این لحظه و با خود گفتم: چه نشانهای بهتر از این بر امامت حضرت، که بر اسرار درونی من واقف و آگاه است.
به
محض این که چنین فکری در ذهنم خطور کرد، حضرت فرمود: به خدا سوگند، ما -
اهل بیت رسالت علیهمالسلام - همان کسانی هستیم که خداوند متعال در قرآن
فرموده است: آیا مردمان گمان میکنند که ما به اسرار و حقایق درون آنان
بیاطلاع هستیم؟!
سپس من از جای خود برخاستم و به دوستانم گفتم: سه علامت از امامت را مشاهده کردم، و آن گاه از مجلس خارج شدم. [١] .
(١) اثبات الهداة: ج ٤، ص ٣٣٣، ح ١٢، هدایة الکبری حضینی: ص ٣١ با اندک تفاوت.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.