دانشنامه امام جواد علیه السلام
(١)
دانشنامه امام جواد علیه السلام
١ ص
(٢)
مشخصات کتاب
٢ ص
(٣)
آ
٣ ص
(٤)
آدم خوش گمان هرگز نمی هراسد
٤ ص
(٥)
آگاهی از اسرار زنان و کنارهگیری
٥ ص
(٦)
آب برای میهمان و آگاهی از درون
٦ ص
(٧)
آگاهی نسبت به پیامبران
٧ ص
(٨)
آزاد شدن اباصلت از زندان
٨ ص
(٩)
آزادی یک زندانی
٩ ص
(١٠)
آزاد کردن اباصلت و طی الارض به هرات
١٠ ص
(١١)
آگاهی از دل ها
١١ ص
(١٢)
آگاهی حضرت از غیب و نهان
١٢ ص
(١٣)
آگاهی آن حضرت به زبان حیوانات
١٣ ص
(١٤)
آب ایستاد تا حضرت عبور کند
١٤ ص
(١٥)
آثار خواندن سوره های مبارکه «نوح» و «قدر»
١٥ ص
(١٦)
آثار بر گزیدن خاندان پیامبر
١٦ ص
(١٧)
آگاهی حضرت از باطن اشخاص
١٧ ص
(١٨)
آگاهی امام جواد از غیب و نهان
١٨ ص
(١٩)
آگاهی آن حضرت به زبان حیوانات
١٩ ص
(٢٠)
آبجو
٢٠ ص
(٢١)
آنچه به آن، خمس تعلق می گیرد
٢١ ص
(٢٢)
آداب سفره
٢٢ ص
(٢٣)
آزاد کردن بنده
٢٣ ص
(٢٤)
آشکار ساختن چیزی پیش از قطعی شدن
٢٤ ص
(٢٥)
آهنگ خدای متعال کردن
٢٥ ص
(٢٦)
آثار کفران نعمت و شکر آن
٢٦ ص
(٢٧)
آنچه کمک آدمی بر عمل است
٢٧ ص
(٢٨)
ا
٢٨ ص
(٢٩)
اطلاع حضرت از آن چه در خاطرم گذشته بود
٢٩ ص
(٣٠)
ادب شدی!
٣٠ ص
(٣١)
اطمینان از زنده بودن خویش
٣١ ص
(٣٢)
استجابت دعای حضرت
٣٢ ص
(٣٣)
احدی جز خدا نمیدانست!
٣٣ ص
(٣٤)
اطلاع حضرت از جنین اسب
٣٤ ص
(٣٥)
انگشتری در دجله
٣٥ ص
(٣٦)
اعمال شب بیست و هفتم ماه رجب
٣٦ ص
(٣٧)
استخاره
٣٧ ص
(٣٨)
اسما و صفات خدای متعال
٣٨ ص
(٣٩)
انتقام گیری از قاتلان فاطمه
٣٩ ص
(٤٠)
امامت او در خردسالی
٤٠ ص
(٤١)
افتادن آلت نوازندگی از دست آواز خوان
٤١ ص
(٤٢)
استدلال حضرت بر علم و دانش خویش
٤٢ ص
(٤٣)
انگشتری
٤٣ ص
(٤٤)
اقسام حج و فضیلت حج تمتع
٤٤ ص
(٤٥)
ادا کردن قرض مرده
٤٥ ص
(٤٦)
اهمیت باز پرداخت قرض
٤٦ ص
(٤٧)
استفاده از ظرفهای طلا و نقره
٤٧ ص
(٤٨)
اخلاص
٤٨ ص
(٤٩)
اکرام بزرگتر
٤٩ ص
(٥٠)
ادب
٥٠ ص
(٥١)
امین ستمگران
٥١ ص
(٥٢)
اندیشه خام و نسنجیده
٥٢ ص
(٥٣)
افزایش نعمت با شکر
٥٣ ص
(٥٤)
اولاد آن حضرت
٥٤ ص
(٥٥)
ابوتمام حبیب بن اوس الطائی
٥٥ ص
(٥٦)
ابو احمد محمد بن ابیعمیر
٥٦ ص
(٥٧)
احمد بن محمد بن ابینصر
٥٧ ص
(٥٨)
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی
٥٨ ص
(٥٩)
ابواحمد حسین
٥٩ ص
(٦٠)
ابوموسی عمران
٦٠ ص
(٦١)
احمد بن حجر هیثمی مکی
٦١ ص
(٦٢)
ابن ابی الحدید شافعی
٦٢ ص
(٦٣)
ادعائی بزرگ از کودکی 25 ماهه
٦٣ ص
(٦٤)
اثر انگشت در سنگ و آب شدن سینی فلزی
٦٤ ص
(٦٥)
استواری پیش از اظهار
٦٥ ص
(٦٦)
افشاگری زمان
٦٦ ص
(٦٧)
اعتماد به خدا، نردبان ترقی
٦٧ ص
(٦٨)
اسباب رضوان خدا و رضایت آدمی
٦٨ ص
(٦٩)
اسما و صفات الهی
٦٩ ص
(٧٠)
اعمال به نیت است
٧٠ ص
(٧١)
ازدیاد نعمت های الهی با شکر
٧١ ص
(٧٢)
ایمن از شر مأمون
٧٢ ص
(٧٣)
امام محمد تقی به کیمیا اعجاز کرد
٧٣ ص
(٧٤)
اثر دست بر سنگ
٧٤ ص
(٧٥)
اثر انگشتان امام جواد بر سنگ
٧٥ ص
(٧٦)
امام خردسال
٧٦ ص
(٧٧)
او هم به آرزویش رسید
٧٧ ص
(٧٨)
استدلال حضرت بر علم و دانش خویش
٧٨ ص
(٧٩)
اعتقاد معلم دانشمند به امامت حضرت جواد
٧٩ ص
(٨٠)
اطلاع حضرت از فوت اصحاب
٨٠ ص
(٨١)
ادای قرض پدر
٨١ ص
(٨٢)
اطلاع حضرت از ضمایر و افکار اشخاص
٨٢ ص
(٨٣)
اطلاع حضرت از صاحبان هدایا
٨٣ ص
(٨٤)
ب
٨٤ ص
(٨٥)
بخشش به اندازه توان
٨٥ ص
(٨٦)
بی نیاز و بخشش
٨٦ ص
(٨٧)
بخشیدن نعمت
٨٧ ص
(٨٨)
بند آمدن خون حیض
٨٨ ص
(٨٩)
بریدن رگ زاهر
٨٩ ص
(٩٠)
با پنجاه قدم، شام تا کعبه را پیمود
٩٠ ص
(٩١)
برخورد بر مبنای نیت افراد
٩١ ص
(٩٢)
بخشش امام و سؤال خدا
٩٢ ص
(٩٣)
بعضی از سفارشهای ایشان
٩٣ ص
(٩٤)
بعضی از صفات بد
٩٤ ص
(٩٥)
بهتر از کار نیک و بدتر از کار بد
٩٥ ص
(٩٦)
بندهای زنجیر را پاره کرد
٩٦ ص
(٩٧)
بینا کردن چشمان کور
٩٧ ص
(٩٨)
به سخن درآمدن عصا
٩٨ ص
(٩٩)
به جنبش و جوش و اضطراب درآمدن صفحه
٩٩ ص
(١٠٠)
بردن شخصی از شام به کوفه با طی الارض
١٠٠ ص
(١٠١)
بحران اعتقادی
١٠١ ص
(١٠٢)
بشارت نو
١٠٢ ص
(١٠٣)
بزرگواری حضرت با مرد شامی
١٠٣ ص
(١٠٤)
برگ زیتون به طلا تبدیل شد
١٠٤ ص
(١٠٥)
بستن دم استر در تابستان
١٠٥ ص
(١٠٦)
برادرم به سبب معجزه حضرت شفا یافت
١٠٦ ص
(١٠٧)
به امامت حضرت معتقد شدم
١٠٧ ص
(١٠٨)
به این مرد ستم کردید
١٠٨ ص
(١٠٩)
به آنها محتاج میشوی
١٠٩ ص
(١١٠)
بر طرف شدن ظلم
١١٠ ص
(١١١)
بزرگواری حضرت با مرد شامی
١١١ ص
(١١٢)
برآوردن احتیاجات اصحاب
١١٢ ص
(١١٣)
بخشیدن مال بهارانش
١١٣ ص
(١١٤)
بشارت حضرت به ابراهیم بن ابی محمود
١١٤ ص
(١١٥)
بیرون رفتن مقیم مکه از آن و باز گشتن بدون احرام
١١٥ ص
(١١٦)
باز پس گرفتن حق خود از بدهکار
١١٦ ص
(١١٧)
بریدن دست
١١٧ ص
(١١٨)
برادری در راه خدا
١١٨ ص
(١١٩)
به سخن گوش فرا دادن
١١٩ ص
(١٢٠)
پ
١٢٠ ص
(١٢١)
پیشبینی خطر و بستن دم حیوان
١٢١ ص
(١٢٢)
پنج درس ارزشمند و آموزنده
١٢٢ ص
(١٢٣)
پرداخت بدهی پدر
١٢٣ ص
(١٢٤)
پیراستگی از آلودگی
١٢٤ ص
(١٢٥)
پسندیدن، در حکم پذیرفتن
١٢٥ ص
(١٢٦)
پاسخ به یک سؤال فقهی
١٢٦ ص
(١٢٧)
پاسخ مبسوط امام جواد به یک سؤال فقهی حج
١٢٧ ص
(١٢٨)
پرهیز از آدم شرور
١٢٨ ص
(١٢٩)
پرستش خدا نه نامهای او
١٢٩ ص
(١٣٠)
پاسخ ندادن حضرت به نامه ی واقفی
١٣٠ ص
(١٣١)
پیراهنی از حضرت رضا
١٣١ ص
(١٣٢)
پاسخ به دو سؤال قبل از طرح آنها
١٣٢ ص
(١٣٣)
پاسخ سؤال در خواب
١٣٣ ص
(١٣٤)
پناه بردن به خدا
١٣٤ ص
(١٣٥)
پیمان خداوند با پیامبران درباره توحید
١٣٥ ص
(١٣٦)
پاداش دوستدار محمد و علی
١٣٦ ص
(١٣٧)
پیامبر اکرم و ابوذر غفاری
١٣٧ ص
(١٣٨)
پاسخهای امام حسن مجتبی
١٣٨ ص
(١٣٩)
پاسخ ندادن حضرت به نامه واقفی
١٣٩ ص
(١٤٠)
پاک شدن زمین و پشت بام
١٤٠ ص
(١٤١)
پلیدی غائط
١٤١ ص
(١٤٢)
پاداش داغ دیدن
١٤٢ ص
(١٤٣)
پوشیدن کرک
١٤٣ ص
(١٤٤)
پرداخت قیمت جنس به عنوان زکات
١٤٤ ص
(١٤٥)
پول فروش زمین
١٤٥ ص
(١٤٦)
پندها امام جواد
١٤٦ ص
(١٤٧)
ت
١٤٧ ص
(١٤٨)
تفسیر آیه«و ما أهل لغیر الله»
١٤٨ ص
(١٤٩)
تفسیر آیه «و علی الأعراف رجال»
١٤٩ ص
(١٥٠)
تفسیر آیه «فمن اتبع هدای»
١٥٠ ص
(١٥١)
تفسیر «و کان تحته کنز لهما»
١٥١ ص
(١٥٢)
تفسیر آیه «فیهافرق کل أمر حکیم»
١٥٢ ص
(١٥٣)
تفسیر آیه«یضربون وجوههم و أدبرهم»
١٥٣ ص
(١٥٤)
تفسیر آیه«ما ضل صاحبکم و ما غوی»
١٥٤ ص
(١٥٥)
تفسیر آیه«أولی لک فأولی»
١٥٥ ص
(١٥٦)
تفسیر آیه«و الیل اذاغشی»
١٥٦ ص
(١٥٧)
تسلیت گفتن به بعضی ازارانش
١٥٧ ص
(١٥٨)
ترک کردن بسم الله در سوره نماز
١٥٨ ص
(١٥٩)
تقیه در نماز جماعت
١٥٩ ص
(١٦٠)
تقصیر نمودن حاجی
١٦٠ ص
(١٦١)
تاخیر افتادن رمی و قربانی
١٦١ ص
(١٦٢)
تقیه
١٦٢ ص
(١٦٣)
تقیه و حقوق برادران
١٦٣ ص
(١٦٤)
تقسیم ارث
١٦٤ ص
(١٦٥)
تهمت زدن به همسر
١٦٥ ص
(١٦٦)
تفال زدن (خوب گرفتن)
١٦٦ ص
(١٦٧)
تقوا
١٦٧ ص
(١٦٨)
توبه و بازگشت به سوی خدا
١٦٨ ص
(١٦٩)
تشخیص نامه های بینشان و استخدام ساربان
١٦٩ ص
(١٧٠)
ترس از دارو و مرگ
١٧٠ ص
(١٧١)
توطئه دشمن دوست نما و جعل نامه
١٧١ ص
(١٧٢)
تعیین جانشین در دومین سفر به بغداد
١٧٢ ص
(١٧٣)
تأثیر منت و معرفی شیعه
١٧٣ ص
(١٧٤)
تواضع پیرمرد و پاسخ سی هزار مسئله
١٧٤ ص
(١٧٥)
تأخیر در توبه
١٧٥ ص
(١٧٦)
توحید الهی
١٧٦ ص
(١٧٧)
تولد شگفت انگیز امام جواد
١٧٧ ص
(١٧٨)
تولد شگفت انگیز امام جواد
١٧٨ ص
(١٧٩)
تکه تکه شدن بدن امام جواد و سالم ماندن آن حضرت
١٧٩ ص
(١٨٠)
تبدیل شدن برگهای زیتون به نقره های خالص
١٨٠ ص
(١٨١)
تبدیل شدن خاک به طلا
١٨١ ص
(١٨٢)
تقی یعنی چه؟
١٨٢ ص
(١٨٣)
تواضع علی بن جعفر
١٨٣ ص
(١٨٤)
تبدیل خاک به طلا
١٨٤ ص
(١٨٥)
تأثیر نکردن شمشیر بر امام جواد
١٨٥ ص
(١٨٦)
تقسیم دینارها
١٨٦ ص
(١٨٧)
توسل به ائمه اطهار و آزادی از زندان
١٨٧ ص
(١٨٨)
ترک گل خوردن به سبب دعای حضرت
١٨٨ ص
(١٨٩)
تسبیح نمودن حضرت
١٨٩ ص
(١٩٠)
تعویذ های امام جواد
١٩٠ ص
(١٩١)
تنزیه خداوند در روز دوازدهم و سیزدهم ماه
١٩١ ص
(١٩٢)
تعویذ برای بیماری ریح الصبیان
١٩٢ ص
(١٩٣)
تعبیر «شیء» به خدای متعال
١٩٣ ص
(١٩٤)
تفسیر آیه «ما ننسخ من ءایه »
١٩٤ ص
(١٩٥)
تفسیر آیه «و وفیت کل نفس»
١٩٥ ص
(١٩٦)
تفسیر آیه «ولا تؤتوا السفهآء أموالکم»
١٩٦ ص
(١٩٧)
تفسیر آیه«وسئلوا الله من فضله»
١٩٧ ص
(١٩٨)
تفسیر آیه«یأیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود»
١٩٨ ص
(١٩٩)
ث
١٩٩ ص
(٢٠٠)
ثواب و پاداش زیارت پیامبر اکرم
٢٠٠ ص
(٢٠١)
ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه
٢٠١ ص
(٢٠٢)
ج
٢٠٢ ص
(٢٠٣)
جای انگشت بر سنگ
٢٠٣ ص
(٢٠٤)
جواب به سؤالات شیعیان در هفت سالگی
٢٠٤ ص
(٢٠٥)
جواب نامه فرستاده نشده و آگاهی از افکار شخص
٢٠٥ ص
(٢٠٦)
جزای گستاخی
٢٠٦ ص
(٢٠٧)
جایگاه اهل بیت
٢٠٧ ص
(٢٠٨)
چ
٢٠٨ ص
(٢٠٩)
چنین مباش
٢٠٩ ص
(٢١٠)
چشمه جوشان علم و مظهر فضیلت و کمال
٢١٠ ص
(٢١١)
چشمانم روشن شد
٢١١ ص
(٢١٢)
چگونگی زیارت امام رضا
٢١٢ ص
(٢١٣)
چرا پیامبر اکرم امی نامیده شده است
٢١٣ ص
(٢١٤)
چگونگی بیعت پیامبر اکرم با زنان
٢١٤ ص
(٢١٥)
چگونگی خاکسپاری بچه سقط شده
٢١٥ ص
(٢١٦)
ح
٢١٦ ص
(٢١٧)
حبیب بن اوس طائی، ابوتمام
٢١٧ ص
(٢١٨)
حسن بن محبوب
٢١٨ ص
(٢١٩)
حسن بن سعید اهوازی
٢١٩ ص
(٢٢٠)
حسین بن سعید اهوازی
٢٢٠ ص
(٢٢١)
حکیمه
٢٢١ ص
(٢٢٢)
حافظ حسین کربلائی تبریزی
٢٢٢ ص
(٢٢٣)
حجامتی معجزه آسا
٢٢٣ ص
(٢٢٤)
حاضرجوابی
٢٢٤ ص
(٢٢٥)
حضرت پیراهن مبارکش را اهدا میکند
٢٢٥ ص
(٢٢٦)
حکم خداوند در باب انبیاء و اصفیا
٢٢٦ ص
(٢٢٧)
حرز امام جواد
٢٢٧ ص
(٢٢٨)
حجتهای خدا بر دینش
٢٢٨ ص
(٢٢٩)
حرمت آتش بر نسل امام حسن و امام حسین
٢٢٩ ص
(٢٣٠)
حزن حضرت در آخرین وداع پدرش از کعبه
٢٣٠ ص
(٢٣١)
حضور امام جواد در مراسم خاکسپاری پدر بزرگوارش
٢٣١ ص
(٢٣٢)
حواله دادن مردم به علی بن حدید
٢٣٢ ص
(٢٣٣)
حکم نماز در لباسی که از بازار خریداری شود
٢٣٣ ص
(٢٣٤)
حکم نماز شکسته و کامل
٢٣٤ ص
(٢٣٥)
حکم نماز در حرمین شریفین
٢٣٥ ص
(٢٣٦)
حق آل محمد
٢٣٦ ص
(٢٣٧)
حج کسی که آگاه و بینا (شیعه) شده است
٢٣٧ ص
(٢٣٨)
حج غیر شیعه
٢٣٨ ص
(٢٣٩)
حج گزاردن از ناصبی
٢٣٩ ص
(٢٤٠)
حج گزاردن نیابتی از کسی که بار اول اوست
٢٤٠ ص
(٢٤١)
حج وصیت کننده
٢٤١ ص
(٢٤٢)
حق همسر
٢٤٢ ص
(٢٤٣)
حکم محارب
٢٤٣ ص
(٢٤٤)
حکم محارب
٢٤٤ ص
(٢٤٥)
حکم راهزنان
٢٤٥ ص
(٢٤٦)
حد نزدیکی با حیوانات و دزدیدن کفن مرده
٢٤٦ ص
(٢٤٧)
خ
٢٤٧ ص
(٢٤٨)
خبر دادن حضرت از نهان مردم
٢٤٨ ص
(٢٤٩)
خبر دادن حضرت از شهادتش
٢٤٩ ص
(٢٥٠)
خمس کسب و کار و غنیمت
٢٥٠ ص
(٢٥١)
خمس هدیه
٢٥١ ص
(٢٥٢)
خواندن خطبه ازدواج
٢٥٢ ص
(٢٥٣)
خیر و شر
٢٥٣ ص
(٢٥٤)
خشنودی از کار دیگری
٢٥٤ ص
(٢٥٥)
خواجه محمد پارسا بخاری حافظ در فصل الخطاب
٢٥٥ ص
(٢٥٦)
خبر از شهادت پدر در مدینه
٢٥٦ ص
(٢٥٧)
خبر از بدهی پدر و پرداخت آن
٢٥٧ ص
(٢٥٨)
خنیاگر
٢٥٨ ص
(٢٥٩)
خواستگاری
٢٥٩ ص
(٢٦٠)
خیانت
٢٦٠ ص
(٢٦١)
خدا بهترین اموال مؤمن را از او میگیرد
٢٦١ ص
(٢٦٢)
خاکی که طلا شد
٢٦٢ ص
(٢٦٣)
خبر دادن حضرت از نامه ها
٢٦٣ ص
(٢٦٤)
خبر دادن حضرت از نیت افراد
٢٦٤ ص
(٢٦٥)
خبر دادن حضرت از باطن ابن سهل قمی
٢٦٥ ص
(٢٦٦)
خبر دادن حضرت از مرگ و میرها
٢٦٦ ص
(٢٦٧)
خبر دادن از محل گوسفند گم شده
٢٦٧ ص
(٢٦٨)
خبر دادن آن حضرت از کالای دو زن
٢٦٨ ص
(٢٦٩)
خبر دادن حضرت از مسموم بودن غذا
٢٦٩ ص
(٢٧٠)
خبر دادن حضرت از نهان مردم
٢٧٠ ص
(٢٧١)
خبر دادن امام جواد از شهادتش
٢٧١ ص
(٢٧٢)
خلاصی از زندان با معجزه ی حضرت
٢٧٢ ص
(٢٧٣)
خدا او را رحمت نکند
٢٧٣ ص
(٢٧٤)
خمس ها را بفرستید
٢٧٤ ص
(٢٧٥)
خلاف فرموده حضرت عمل کرد
٢٧٥ ص
(٢٧٦)
خطبه رسای حضرت در کودکی
٢٧٦ ص
(٢٧٧)
خبر دادن حضرت از شهادت پدر بزرگوارش
٢٧٧ ص
(٢٧٨)
خبر دادن امام جواد از نامه ها
٢٧٨ ص
(٢٧٩)
خبر دادن امام جواد از نیت افراد
٢٧٩ ص
(٢٨٠)
خبر دادن امام جواد از باطن ابن سهل قمی
٢٨٠ ص
(٢٨١)
خبر دادن حضرت از مرگ و میرها
٢٨١ ص
(٢٨٢)
خبر دادن از محل گوسفند گم شده
٢٨٢ ص
(٢٨٣)
خبر دادن آن حضرت از کالای دو زن
٢٨٣ ص
(٢٨٤)
خبر دادن حضرت از مسموم بودن غذا
٢٨٤ ص
(٢٨٥)
د
٢٨٥ ص
(٢٨٦)
دعای در روز نیمه ی ماه رجب و روز مبعث
٢٨٦ ص
(٢٨٧)
دعای شب مبعث
٢٨٧ ص
(٢٨٨)
دعای شب اول ماه رمضان
٢٨٨ ص
(٢٨٩)
دعای زیارت حضرت فاطمه
٢٨٩ ص
(٢٩٠)
درک نشدن خداوند با وهم
٢٩٠ ص
(٢٩١)
دیدار ذوالقرنین و ابراهیم
٢٩١ ص
(٢٩٢)
درباره جد بزرگوارش حضرت محمد
٢٩٢ ص
(٢٩٣)
دانش آموختن رسول خدا به امام علی
٢٩٣ ص
(٢٩٤)
دستور حضرت به مرده، جهت اعلام دارائی خود
٢٩٤ ص
(٢٩٥)
دعای حضرت برای علی بن مهزیار
٢٩٥ ص
(٢٩٦)
دیدن ماه برای روزه دار
٢٩٦ ص
(٢٩٧)
داد و ستد مالتیم
٢٩٧ ص
(٢٩٨)
دیه قتل
٢٩٨ ص
(٢٩٩)
در خواست یکدلی و خیر خواهی
٢٩٩ ص
(٣٠٠)
دانشمندان و جاهلان
٣٠٠ ص
(٣٠١)
دیدار برادران
٣٠١ ص
(٣٠٢)
درمان سردی معده و تپش قلب
٣٠٢ ص
(٣٠٣)
داروی بادی که در بدن نفوذ کرده، از نقطه ای به نقطه دیگر می رود
٣٠٣ ص
(٣٠٤)
داروی باد پلید
٣٠٤ ص
(٣٠٥)
درمان هپاتیت
٣٠٥ ص
(٣٠٦)
دعا برای علی بن مهزیار
٣٠٦ ص
(٣٠٧)
دعای برای کسی که پسرش مرده است
٣٠٧ ص
(٣٠٨)
دعا برای کسی که قبر برادر مؤمنش را زیارت میکند
٣٠٨ ص
(٣٠٩)
دعای در قنوت
٣٠٩ ص
(٣١٠)
دعای در حال قنوت
٣١٠ ص
(٣١١)
دعای در تعقیب هر نماز
٣١١ ص
(٣١٢)
دعا در تعقیب نماز صبح
٣١٢ ص
(٣١٣)
دعای تعقیب نماز عصر
٣١٣ ص
(٣١٤)
دعای در صبح و عصر
٣١٤ ص
(٣١٥)
دعای قبل از نماز عشاء
٣١٥ ص
(٣١٦)
دعای در استخاره
٣١٦ ص
(٣١٧)
دعای هنگام شستن دست بعد از غذا
٣١٧ ص
(٣١٨)
دعای برآمدن حاجات
٣١٨ ص
(٣١٩)
دعای در برطرف شدن غم و اندوه
٣١٩ ص
(٣٢٠)
دعای در ادای دین
٣٢٠ ص
(٣٢١)
دعای ادای دین
٣٢١ ص
(٣٢٢)
دعا برای پوشیده شدن از دشمنان
٣٢٢ ص
(٣٢٣)
دعا برای دفع دشمنان
٣٢٣ ص
(٣٢٤)
دعا برای دفع دشمنان
٣٢٤ ص
(٣٢٥)
دعای تعویذ برای بیماری ریح الصبیان
٣٢٥ ص
(٣٢٦)
دعای تعویذ برای روز جمعه
٣٢٦ ص
(٣٢٧)
دعای در تعویذ برای روز شنبه
٣٢٧ ص
(٣٢٨)
دعای تعویذ برای روز یکشنبه
٣٢٨ ص
(٣٢٩)
دعای تعویذ برای روز دوشنبه
٣٢٩ ص
(٣٣٠)
دعای تعویذ برای روز سه شنبه
٣٣٠ ص
(٣٣١)
دعای تعویذ برای روز چهارشنبه
٣٣١ ص
(٣٣٢)
دعای تعویذ برای روز پنجشنبه
٣٣٢ ص
(٣٣٣)
دعا برای هر روز
٣٣٣ ص
(٣٣٤)
دعای اول هر ماه
٣٣٤ ص
(٣٣٥)
دعای اول شب ماه رجب
٣٣٥ ص
(٣٣٦)
در یک شب اماکن متبرکه - از شام تا مکه
٣٣٦ ص
(٣٣٧)
دستور درمان آرامش زلزله
٣٣٧ ص
(٣٣٨)
در خواب و بیداری نجات شخصی درمانده
٣٣٨ ص
(٣٣٩)
دو معجزه مهم
٣٣٩ ص
(٣٤٠)
دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا
٣٤٠ ص
(٣٤١)
در جواب یک معمای فقهی
٣٤١ ص
(٣٤٢)
دیدار با دوستان
٣٤٢ ص
(٣٤٣)
دقت و خودپایی
٣٤٣ ص
(٣٤٤)
دشمنی هر که راه هدایت را پنهان دارد
٣٤٤ ص
(٣٤٥)
دوراندیشی
٣٤٥ ص
(٣٤٦)
درخت سدر
٣٤٦ ص
(٣٤٧)
درآمدن مرواریدهای هزار دانه از آستین امام جواد
٣٤٧ ص
(٣٤٨)
داوری قیافه شناسان
٣٤٨ ص
(٣٤٩)
درخت خشکیده به بار نشست!
٣٤٩ ص
(٣٥٠)
دستور به مرده، جهت اعلام دارائی خود
٣٥٠ ص
(٣٥١)
درخواست لباسی از حضرت برای کفن همسرم!
٣٥١ ص
(٣٥٢)
دیدم و شک ندارم
٣٥٢ ص
(٣٥٣)
در طلب روزی
٣٥٣ ص
(٣٥٤)
دفع ستم
٣٥٤ ص
(٣٥٥)
دعا برای یک مرد
٣٥٥ ص
(٣٥٦)
دعای در قنوت
٣٥٦ ص
(٣٥٧)
دعا برای پسر شدن جنین (بچه در شکم)
٣٥٧ ص
(٣٥٨)
دعای بعد از نماز صبح
٣٥٨ ص
(٣٥٩)
دعا بعد از نماز واجب
٣٥٩ ص
(٣٦٠)
دعا در هنگام صبح و شب
٣٦٠ ص
(٣٦١)
دعا برای رهائی از زندان
٣٦١ ص
(٣٦٢)
دعا برای رفع زلزله
٣٦٢ ص
(٣٦٣)
دعای شب اول ماه رمضان
٣٦٣ ص
(٣٦٤)
دعای حجاب از دشمنان
٣٦٤ ص
(٣٦٥)
درخواست رفتن به حج
٣٦٥ ص
(٣٦٦)
ذ
٣٦٦ ص
(٣٦٧)
ذکر بعضی از صفات ائمه
٣٦٧ ص
(٣٦٨)
ذکر بعضی از صفات مؤمن
٣٦٨ ص
(٣٦٩)
ر
٣٦٩ ص
(٣٧٠)
رنگ مو و چهره، در رنگهای گوناگون
٣٧٠ ص
(٣٧١)
روز وداع یاران
٣٧١ ص
(٣٧٢)
رضایتی که در حکم عمل است
٣٧٢ ص
(٣٧٣)
رسوایی حدیث سازان
٣٧٣ ص
(٣٧٤)
راهنمایی مرده به مکان اموال خود در خواب
٣٧٤ ص
(٣٧٥)
رفتن حضرت از مدینه به خراسان جهت تدفین پدر
٣٧٥ ص
(٣٧٦)
رفتن حضرت به نزد معتصم
٣٧٦ ص
(٣٧٧)
راه رفتن در منزلگاه بنی هاشم
٣٧٧ ص
(٣٧٨)
رکوع تمام و کامل
٣٧٨ ص
(٣٧٩)
روزه میت
٣٧٩ ص
(٣٨٠)
روزه و قاتلان امام حسین
٣٨٠ ص
(٣٨١)
روز عید قربان
٣٨١ ص
(٣٨٢)
رمی جمره کردن در حال سواره
٣٨٢ ص
(٣٨٣)
رضایت طرفین در خرید و فروش
٣٨٣ ص
(٣٨٤)
رفاقت و همنشینی کردن
٣٨٤ ص
(٣٨٥)
ز
٣٨٥ ص
(٣٨٦)
زوجات امام جواد
٣٨٦ ص
(٣٨٧)
زکریا بن آدم
٣٨٧ ص
(٣٨٨)
زنان امام جواد
٣٨٨ ص
(٣٨٩)
زنده کردن گاو مرده
٣٨٩ ص
(٣٩٠)
زنده شدن مردگان به دعای امام جواد
٣٩٠ ص
(٣٩١)
زیارت امام رضا
٣٩١ ص
(٣٩٢)
زیارت قبر مؤمن
٣٩٢ ص
(٣٩٣)
زنده نگه داشتن یاد اهل بیت
٣٩٣ ص
(٣٩٤)
زشت را زیبا شمردن
٣٩٤ ص
(٣٩٥)
س
٣٩٥ ص
(٣٩٦)
سخنان درباره صفوان، ابن سنان و سعد
٣٩٦ ص
(٣٩٧)
سخن حضرت با محمد بن سنان
٣٩٧ ص
(٣٩٨)
سخن حضرت با محمد بن فرج
٣٩٨ ص
(٣٩٩)
سخن حضرت راجع به حیی بن قاسم
٣٩٩ ص
(٤٠٠)
سخن حضرت درباره ونس بن عبدالرحمان
٤٠٠ ص
(٤٠١)
سخن حضرت درباره هشام بن حکم
٤٠١ ص
(٤٠٢)
سخنان حضرت در مورد واقفی ها و ناصبی ها
٤٠٢ ص
(٤٠٣)
سخن حضرت با عموی خود عبدالله بن موسی
٤٠٣ ص
(٤٠٤)
سر آغاز حج
٤٠٤ ص
(٤٠٥)
سایه بر سر قرار دادن
٤٠٥ ص
(٤٠٦)
سوغات سفر
٤٠٦ ص
(٤٠٧)
سر برهنه کردن زن
٤٠٧ ص
(٤٠٨)
سوگند خوردن و نذر کردن
٤٠٨ ص
(٤٠٩)
ستم و ستمکار
٤٠٩ ص
(٤١٠)
سعد بن سعد القمی
٤١٠ ص
(٤١١)
سبط ابنجوزی
٤١١ ص
(٤١٢)
سه نوع استدلال بر اثبات امامت در نوجوانی
٤١٢ ص
(٤١٣)
سبز شدن درخت سدر خشکیده
٤١٣ ص
(٤١٤)
سرچشمه دانش علی
٤١٤ ص
(٤١٥)
سفارش پیامبر اکرم به فاطمه
٤١٥ ص
(٤١٦)
سپاس نعمت
٤١٦ ص
(٤١٧)
سازش با مردم
٤١٧ ص
(٤١٨)
سرعت تقرب، با دلهای پاک
٤١٨ ص
(٤١٩)
سلامتی بهترین عطا است
٤١٩ ص
(٤٢٠)
سرانجام گستاخی
٤٢٠ ص
(٤٢١)
سیراب نمودن عطشان
٤٢١ ص
(٤٢٢)
سرافکندگی فقهای درباری
٤٢٢ ص
(٤٢٣)
سخنان امام راجع به امامان بعد از خود
٤٢٣ ص
(٤٢٤)
سزای شهادت دروغ
٤٢٤ ص
(٤٢٥)
سبز شدن درخت سدر به برکت وجود حضرت
٤٢٥ ص
(٤٢٦)
سخن گفتن گاو به معجزه ی حضرت
٤٢٦ ص
(٤٢٧)
سفر به بیت المقدس
٤٢٧ ص
(٤٢٨)
سپاسگزاری
٤٢٨ ص
(٤٢٩)
ستایش خدای بزرگ
٤٢٩ ص
(٤٣٠)
ستایش خداوند
٤٣٠ ص
(٤٣١)
سخن گفتن حضرت، بعد از ولادتش
٤٣١ ص
(٤٣٢)
سخن امام در کودکی
٤٣٢ ص
(٤٣٣)
سخن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش
٤٣٣ ص
(٤٣٤)
سلاح پیامبر
٤٣٤ ص
(٤٣٥)
سخنان حضرت راجع به امامان بعد از خود
٤٣٥ ص
(٤٣٦)
سرپرست یتیمان آل محمد
٤٣٦ ص
(٤٣٧)
سخن امام راجع به حضینی
٤٣٧ ص
(٤٣٨)
سخن درباره خیران خادم قراطیسی
٤٣٨ ص
(٤٣٩)
سخن حضرت درباره زکریا بن آدم
٤٣٩ ص
(٤٤٠)
ش
٤٤٠ ص
(٤٤١)
شکار سگ شکاری
٤٤١ ص
(٤٤٢)
شریف و آقا و کریم واقعی
٤٤٢ ص
(٤٤٣)
شیخ مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجی شافعی
٤٤٣ ص
(٤٤٤)
شیفته خوشگل ها نشد و در دام شیاطین نیفتاد
٤٤٤ ص
(٤٤٥)
شفابخش و درمان أمراض
٤٤٥ ص
(٤٤٦)
شک در نسب و مکیدن آب دهان حضرت
٤٤٦ ص
(٤٤٧)
شناخت آغاز و انجام
٤٤٧ ص
(٤٤٨)
شهادت عصا بر امامت
٤٤٨ ص
(٤٤٩)
شفای چشم
٤٤٩ ص
(٤٥٠)
شفای چشم به دست حضرت جواد
٤٥٠ ص
(٤٥١)
شروع امامت
٤٥١ ص
(٤٥٢)
شفای چشم
٤٥٢ ص
(٤٥٣)
شفای چشم کور
٤٥٣ ص
(٤٥٤)
شگفتی های هنگام غسل
٤٥٤ ص
(٤٥٥)
شفا دادن بیماران
٤٥٥ ص
(٤٥٦)
شفای چشم یکی از یاران
٤٥٦ ص
(٤٥٧)
شأن مرا کوچک شمردی؟!
٤٥٧ ص
(٤٥٨)
شمش طلا
٤٥٨ ص
(٤٥٩)
شفای کنیز به سبب معجزه حضرت
٤٥٩ ص
(٤٦٠)
شفای دردی که معالجه نمیشد
٤٦٠ ص
(٤٦١)
شفای بیماری من
٤٦١ ص
(٤٦٢)
شهادت عصا به امامت حضرت
٤٦٢ ص
(٤٦٣)
شهادت ناروا
٤٦٣ ص
(٤٦٤)
شمار پیامبران
٤٦٤ ص
(٤٦٥)
شباهت امام جواد به حضرت عیسی
٤٦٥ ص
(٤٦٦)
شجاعت حضرت در کودکی
٤٦٦ ص
(٤٦٧)
شهیدان فخ
٤٦٧ ص
(٤٦٨)
شهادت امام رضا و غسل دادن امام جواد
٤٦٨ ص
(٤٦٩)
شفا دادن بیماران
٤٦٩ ص
(٤٧٠)
شفعه
٤٧٠ ص
(٤٧١)
شوهر دادن دختر نابالغ
٤٧١ ص
(٤٧٢)
شکار
٤٧٢ ص
(٤٧٣)
ص
٤٧٣ ص
(٤٧٤)
صفات امام مهدی
٤٧٤ ص
(٤٧٥)
صبر بر مصائب
٤٧٥ ص
(٤٧٦)
صله شاعر ولائی
٤٧٦ ص
(٤٧٧)
صدقه دادن و نگهداشتن اجر آن
٤٧٧ ص
(٤٧٨)
صبر و شکیبائی
٤٧٨ ص
(٤٧٩)
ض
٤٧٩ ص
(٤٨٠)
ضعف معده
٤٨٠ ص
(٤٨١)
ط
٤٨١ ص
(٤٨٢)
طی الارض و آزادی زندانی
٤٨٢ ص
(٤٨٣)
طلا شدن خاک
٤٨٣ ص
(٤٨٤)
طی الارض از مدینه به خراسان
٤٨٤ ص
(٤٨٥)
طی الارض
٤٨٥ ص
(٤٨٦)
طی الارض امام جواد
٤٨٦ ص
(٤٨٧)
طلب خیر
٤٨٧ ص
(٤٨٨)
طلب درگذشت
٤٨٨ ص
(٤٨٩)
طلب توبه
٤٨٩ ص
(٤٩٠)
طلب حج
٤٩٠ ص
(٤٩١)
طلب حاجات
٤٩١ ص
(٤٩٢)
طی الارض حضرت
٤٩٢ ص
(٤٩٣)
طواف خانه خدا
٤٩٣ ص
(٤٩٤)
طواف کردن به نیابت معصومین
٤٩٤ ص
(٤٩٥)
طواف نسا و نوشیدن آب زمزم
٤٩٥ ص
(٤٩٦)
طلاق
٤٩٦ ص
(٤٩٧)
ظ
٤٩٧ ص
(٤٩٨)
ظهور نهمین نور ولایت
٤٩٨ ص
(٤٩٩)
ع
٤٩٩ ص
(٥٠٠)
عبدالعظیم حسنی
٥٠٠ ص
(٥٠١)
علی بن مهزیار
٥٠١ ص
(٥٠٢)
علی بن اسباط بن سالم
٥٠٢ ص
(٥٠٣)
عبدالله بن الصلت
٥٠٣ ص
(٥٠٤)
عمرو بن بحر جاحظ
٥٠٤ ص
(٥٠٥)
عالمان غریب
٥٠٥ ص
(٥٠٦)
عوامل جلب محبت
٥٠٦ ص
(٥٠٧)
عدم بیان نمودن عمل قبل از محکم شدن
٥٠٧ ص
(٥٠٨)
عدم مصاحبت با شرور
٥٠٨ ص
(٥٠٩)
عدم دشمنی با دیگران
٥٠٩ ص
(٥١٠)
عصای حضرت جواد
٥١٠ ص
(٥١١)
عاشق کنیز و امام جواد
٥١١ ص
(٥١٢)
علم حضرت به راه و آب
٥١٢ ص
(٥١٣)
علم حضرت به وقوع سیلاب
٥١٣ ص
(٥١٤)
عمامه ام را باد برد
٥١٤ ص
(٥١٥)
عاقبت مرد آوازه خوان
٥١٥ ص
(٥١٦)
عاقبت همسر امام جواد
٥١٦ ص
(٥١٧)
علامتی از برادرم بگیرید
٥١٧ ص
(٥١٨)
عمل روز نیمه و بیست و هفتم ماه رجب
٥١٨ ص
(٥١٩)
علم حضرت به راه و آب
٥١٩ ص
(٥٢٠)
علم حضرت به وقوع سیلاب
٥٢٠ ص
(٥٢١)
عمره در ماه رمضان
٥٢١ ص
(٥٢٢)
عده نگه داشتن زن
٥٢٢ ص
(٥٢٣)
عادت ناپسند
٥٢٣ ص
(٥٢٤)
ف
٥٢٤ ص
(٥٢٥)
فضل بن شاذان
٥٢٥ ص
(٥٢٦)
فضل بن شاذان بن خلیل ازدی
٥٢٦ ص
(٥٢٧)
فضل الله روزبهان خنجی اصفهانی
٥٢٧ ص
(٥٢٨)
فضیلت برگزیدن محبت ائمه
٥٢٨ ص
(٥٢٩)
فضیلت اعتماد به خدا
٥٢٩ ص
(٥٣٠)
فضیلت ادب
٥٣٠ ص
(٥٣١)
فضیلت صبر در مصیبتها
٥٣١ ص
(٥٣٢)
فساد عمل بدون علم
٥٣٢ ص
(٥٣٣)
فضیلت توجه قلبی به خدا
٥٣٣ ص
(٥٣٤)
فضل توکل بر خدا
٥٣٤ ص
(٥٣٥)
فضیلت دیدار دوستان
٥٣٥ ص
(٥٣٦)
فضیلت دوستی و دشمنی برای خدا
٥٣٦ ص
(٥٣٧)
فضیلت بینیازی از مردم
٥٣٧ ص
(٥٣٨)
فرود آمدن قضاء و قدر راهها را میبندد
٥٣٨ ص
(٥٣٩)
فرستادن لباس قبل از بیان درخواست
٥٣٩ ص
(٥٤٠)
فرستادن پیراهن، برای حسن بن علی و شاء
٥٤٠ ص
(٥٤١)
فضیلت زیارت امام رضا و ثواب آن
٥٤١ ص
(٥٤٢)
فرستادن پیراهن، برای حسن بن علی و شاء
٥٤٢ ص
(٥٤٣)
فروختن مال موقوفه
٥٤٣ ص
(٥٤٤)
فرار مرد و ازدواج همسر
٥٤٤ ص
(٥٤٥)
ق
٥٤٥ ص
(٥٤٦)
قطع نعمت، نتیجه ناسپاسی
٥٤٦ ص
(٥٤٧)
قضای حتمی
٥٤٧ ص
(٥٤٨)
قصد داشتم از خاک زیر پای حضرت بردارم
٥٤٨ ص
(٥٤٩)
قائم ما همان مهدی است
٥٤٩ ص
(٥٥٠)
قنوت امام جواد
٥٥٠ ص
(٥٥١)
قیام حضرت ولی عصر در روز عاشورا
٥٥١ ص
(٥٥٢)
قضای روزه زن مستحاضه
٥٥٢ ص
(٥٥٣)
قبول هدیه
٥٥٣ ص
(٥٥٤)
قرابت و ولایت آزاد کننده عبد و میراث
٥٥٤ ص
(٥٥٥)
ک
٥٥٥ ص
(٥٥٦)
کیفیت بیعت زنان با رسول خدا
٥٥٦ ص
(٥٥٧)
کسی که پیروی هوای نفسش را میکند
٥٥٧ ص
(٥٥٨)
کسی که مرتکب هواهای نفسانی میشود
٥٥٨ ص
(٥٥٩)
کسی که از نیت نیکوی برادرش خشنود نیست
٥٥٩ ص
(٥٦٠)
کسی که قبل از آزمایش به چیزی آرامش یابد
٥٦٠ ص
(٥٦١)
کرامت و درخت سدر
٥٦١ ص
(٥٦٢)
کشف اسرار درونی
٥٦٢ ص
(٥٦٣)
کودکی امام جواد
٥٦٣ ص
(٥٦٤)
کنار بالین پدر
٥٦٤ ص
(٥٦٥)
کرنش درندگان در مقابل امام جواد
٥٦٥ ص
(٥٦٦)
کاسه چینی به دست حضرت ذوب شد
٥٦٦ ص
(٥٦٧)
کفر و شرک در عبادت
٥٦٧ ص
(٥٦٨)
کرامات امام رضا
٥٦٨ ص
(٥٦٩)
کرنش درندگان در مقابل امام
٥٦٩ ص
(٥٧٠)
کفن کردن مرده با پیراهن
٥٧٠ ص
(٥٧١)
کفن کردن زن
٥٧١ ص
(٥٧٢)
کسی که از روی نادانی، ربا دهد
٥٧٢ ص
(٥٧٣)
گ
٥٧٣ ص
(٥٧٤)
گناهان مرگ خیز
٥٧٤ ص
(٥٧٥)
گوش فرادادن به کسی حکم بندگی او را دارد
٥٧٥ ص
(٥٧٦)
گذشت روزگار اسرار را آشکار میکند
٥٧٦ ص
(٥٧٧)
گم شدن عمامه در بیابان
٥٧٧ ص
(٥٧٨)
گفتگوی حضرت با بایزید بسطامی
٥٧٨ ص
(٥٧٩)
گریه بر امام حسین
٥٧٩ ص
(٥٨٠)
گفتگوی حضرت با بایزید بسطامی
٥٨٠ ص
(٥٨١)
ل
٥٨١ ص
(٥٨٢)
لعنت حضرت بر ابو الخطاب
٥٨٢ ص
(٥٨٣)
لعنت کردن ابو سمهری و ابن ابی الزرقاء
٥٨٣ ص
(٥٨٤)
م
٥٨٤ ص
(٥٨٥)
محرم نمودن کودک
٥٨٥ ص
(٥٨٦)
مدت انتظار در داد و ستد مال مفقود
٥٨٦ ص
(٥٨٧)
مهر همسر امام جواد
٥٨٧ ص
(٥٨٨)
محرمات شیر دادن
٥٨٨ ص
(٥٨٩)
میراث دختر
٥٨٩ ص
(٥٩٠)
معنای حزم
٥٩٠ ص
(٥٩١)
ملامت و سرزنش بدون بدگمانی
٥٩١ ص
(٥٩٢)
مشورت کردن و استخاره گرفتن
٥٩٢ ص
(٥٩٣)
معالجه سنگ کلیه
٥٩٣ ص
(٥٩٤)
مهیای عزاداری شوید!
٥٩٤ ص
(٥٩٥)
منبر سبز شد و برگ درآورد!
٥٩٥ ص
(٥٩٦)
مباحثه با یحیی بن اکثم قاضی بغداد
٥٩٦ ص
(٥٩٧)
مناظره با مخالفان هنگام ازدواج
٥٩٧ ص
(٥٩٨)
مناظره با یحیی بن اکثم
٥٩٨ ص
(٥٩٩)
مناظره با مخالفان در مورد محل قطع دست دزد
٥٩٩ ص
(٦٠٠)
مناظره در مورد بعضی از روایات جعلی
٦٠٠ ص
(٦٠١)
مناظره امام با یحیی بن اکثم
٦٠١ ص
(٦٠٢)
مناظره با یحیی بن اکثم
٦٠٢ ص
(٦٠٣)
مناظره راجع به ابوبکر و عمر
٦٠٣ ص
(٦٠٤)
مسافرت
٦٠٤ ص
(٦٠٥)
مناجات با خدا برای استخاره
٦٠٥ ص
(٦٠٦)
مناجات با خدا برای نادیده گرفتن لغزشها
٦٠٦ ص
(٦٠٧)
مناجات با خدا برای سفر نمودن
٦٠٧ ص
(٦٠٨)
مناجات با خدا در طلب روزی
٦٠٨ ص
(٦٠٩)
مناجات با خدا در پناه بردن به او
٦٠٩ ص
(٦١٠)
مناجات با خدا در درخواست توبه
٦١٠ ص
(٦١١)
مناجات با خدا در شکرگزاری او
٦١١ ص
(٦١٢)
مناجات با خدا در طلب حاجات
٦١٢ ص
(٦١٣)
معنای واحد و احد و «لا تدرکه الابصار»
٦١٣ ص
(٦١٤)
معنی صمد
٦١٤ ص
(٦١٥)
مقام فاطمه زهرا
٦١٥ ص
(٦١٦)
مقام امامان در شبهای جمعه
٦١٦ ص
(٦١٧)
موعظه هایی از علی
٦١٧ ص
(٦١٨)
مناظره حضرت باحیی بن اکثم
٦١٨ ص
(٦١٩)
مناظره حضرت راجع به ابوبکر و عمر
٦١٩ ص
(٦٢٠)
مستجاب شدن دعای حضرت
٦٢٠ ص
(٦٢١)
متوقف ساختن کشتیها در دجله
٦٢١ ص
(٦٢٢)
معنی مرگ
٦٢٢ ص
(٦٢٣)
مناجات در نماز
٦٢٣ ص
(٦٢٤)
محمد بن ابی عمیر
٦٢٤ ص
(٦٢٥)
محمد بن اسماعیل بزیع
٦٢٥ ص
(٦٢٦)
موسی مبرقع
٦٢٦ ص
(٦٢٧)
محمد بن طلحه شافعی
٦٢٧ ص
(٦٢٨)
معجزه شش ماهه در بینائی
٦٢٨ ص
(٦٢٩)
میخواهم یک بار جمال دل آرایت را ببینم
٦٢٩ ص
(٦٣٠)
مرگ ناگهانی و اهمیت صلوات
٦٣٠ ص
(٦٣١)
معجزه صلوات
٦٣١ ص
(٦٣٢)
مسئولیت گوش دادن
٦٣٢ ص
(٦٣٣)
موعظه ای جامع
٦٣٣ ص
(٦٣٤)
مهدی منتظر
٦٣٤ ص
(٦٣٥)
مرکب شهوت
٦٣٥ ص
(٦٣٦)
متمسکین به خدا
٦٣٦ ص
(٦٣٧)
مانع خیر، دشمن آدمی است
٦٣٧ ص
(٦٣٨)
معنای صمد
٦٣٨ ص
(٦٣٩)
مذمت عدم مساوات آشکار و نهان
٦٣٩ ص
(٦٤٠)
مذمت عادت بد
٦٤٠ ص
(٦٤١)
مذمت اینکه شخصی امین خیانتکاران باشد
٦٤١ ص
(٦٤٢)
مذمت اینکه شخصی در پنهانی دوست شیطان باشد
٦٤٢ ص
(٦٤٣)
منشأ پیروی هوای نفس
٦٤٣ ص
(٦٤٤)
میوه بیدانه از درخت سدر
٦٤٤ ص
(٦٤٥)
معرفی صاحبان نامههای ناشناس و خبرهای غیبی
٦٤٥ ص
(٦٤٦)
مولود پر خیر و برکت
٦٤٦ ص
(٦٤٧)
مشت مأمون باز شد
٦٤٧ ص
(٦٤٨)
مسخره گر فلج شد
٦٤٨ ص
(٦٤٩)
محبت امام به حرم رسول خدا
٦٤٩ ص
(٦٥٠)
مستجاب شدن دعای حضرت
٦٥٠ ص
(٦٥١)
متوقف ساختن کشتیها در دجله
٦٥١ ص
(٦٥٢)
معجزه حضرت در مورد کاسه چینی
٦٥٢ ص
(٦٥٣)
معجزه راجع به درخت سدر خشکیده
٦٥٣ ص
(٦٥٤)
ن
٦٥٤ ص
(٦٥٥)
نشانه های امام و رهبر
٦٥٥ ص
(٦٥٦)
نام گذاری امام رضا
٦٥٦ ص
(٦٥٧)
نامه به ابراهیم بن محمد
٦٥٧ ص
(٦٥٨)
نامه حضرت به ابوطالب قمی
٦٥٨ ص
(٦٥٩)
نامه حضرت به ابو علی محمودی
٦٥٩ ص
(٦٦٠)
نامه راجع به احمد بن محمد سیاری
٦٦٠ ص
(٦٦١)
نفرین حضرت در حق ام الفضل
٦٦١ ص
(٦٦٢)
نامه حضرت راجع به مرد خراسانی
٦٦٢ ص
(٦٦٣)
نامه حضرت به داود بن قاسم
٦٦٣ ص
(٦٦٤)
نامه حضرت به سعد الخیر
٦٦٤ ص
(٦٦٥)
نامه به عبدالجبار بن مبارک نهاوندی
٦٦٥ ص
(٦٦٦)
نامه به عبدالعزیز بن مهتدی
٦٦٦ ص
(٦٦٧)
نماز در پوست مردار
٦٦٧ ص
(٦٦٨)
نماز بر سجاده حصیری کوچک
٦٦٨ ص
(٦٦٩)
نماز در کرک و پوست خرگوش
٦٦٩ ص
(٦٧٠)
نماز خواندن در فنک و سنجاب و سمور و روباه
٦٧٠ ص
(٦٧١)
نماز خواندن در لباس خز
٦٧١ ص
(٦٧٢)
نماز در مساجد
٦٧٢ ص
(٦٧٣)
نماز جماعت
٦٧٣ ص
(٦٧٤)
نمازهای مستحبی ماه مبارک رمضان
٦٧٤ ص
(٦٧٥)
نماز امام جواد در اول هر ماه
٦٧٥ ص
(٦٧٦)
نذر کردن روزه
٦٧٦ ص
(٦٧٧)
نگاه کردن خواجه به زن نامحرم
٦٧٧ ص
(٦٧٨)
نوشیدن در ظرفهای نقره کاری شده
٦٧٨ ص
(٦٧٩)
نگهداشتن عمل
٦٧٩ ص
(٦٨٠)
نیازمندی نیکوکاران
٦٨٠ ص
(٦٨١)
نیازمندی مؤمن
٦٨١ ص
(٦٨٢)
نورالدین علی بن محمد مالکی مکی
٦٨٢ ص
(٦٨٣)
نجات از ضربت شمشیر مستانه
٦٨٣ ص
(٦٨٤)
نام های پربرکت
٦٨٤ ص
(٦٨٥)
نیاز مؤمن به سه چیز
٦٨٥ ص
(٦٨٦)
نامه امام جواد به دوستش
٦٨٦ ص
(٦٨٧)
نوشته امام جواد
٦٨٧ ص
(٦٨٨)
نتیجه ی تلاش استوار
٦٨٨ ص
(٦٨٩)
نتیجه کار بدون آگاهی
٦٨٩ ص
(٦٩٠)
نعمتی که شکر گزارده نمیشود
٦٩٠ ص
(٦٩١)
نجات همسایه
٦٩١ ص
(٦٩٢)
نقره از برگ زیتون
٦٩٢ ص
(٦٩٣)
نرم شدن آهن
٦٩٣ ص
(٦٩٤)
نجات ابوالصلت از زندان به وسیله توجه امام جواد
٦٩٤ ص
(٦٩٥)
نامه ی حضرت رضا به فرزندش جواد الائمه
٦٩٥ ص
(٦٩٦)
نام او را احمد بگذار
٦٩٦ ص
(٦٩٧)
نجات زندانی
٦٩٧ ص
(٦٩٨)
نجات یک مقتول
٦٩٨ ص
(٦٩٩)
نجات از زندان
٦٩٩ ص
(٧٠٠)
نشان دادن اعجاز به مأمون
٧٠٠ ص
(٧٠١)
نجات شگفت از زندان مأمون
٧٠١ ص
(٧٠٢)
نجات از مرگ حتمی توسط معجزه ی حضرت
٧٠٢ ص
(٧٠٣)
نشانی فرستنده و گیرنده نامه ها توسط حضرت
٧٠٣ ص
(٧٠٤)
نامه ای در دل شب
٧٠٤ ص
(٧٠٥)
نور وجود حضرت
٧٠٥ ص
(٧٠٦)
نفرین امام جواد در حق دشمنانش
٧٠٦ ص
(٧٠٧)
نفرین امام جواد در حق آل فرج
٧٠٧ ص
(٧٠٨)
نفرین آن حضرت بر ابیالخطاب
٧٠٨ ص
(٧٠٩)
نفرین آن حضرت بر همسرش
٧٠٩ ص
(٧١٠)
نفرین آن حضرت بر دشمنش
٧١٠ ص
(٧١١)
نفرین دیگر آن حضرت بر دشمنش
٧١١ ص
(٧١٢)
و
٧١٢ ص
(٧١٣)
ویژگی های امام مهدی
٧١٣ ص
(٧١٤)
ورود از درب بسته و رفع جنازه
٧١٤ ص
(٧١٥)
وساطت برای رفع مشکل
٧١٥ ص
(٧١٦)
وقوع زلزله با دعای امام جواد
٧١٦ ص
(٧١٧)
وقوع زلزله به دعای امام جواد
٧١٧ ص
(٧١٨)
ولادت شگفت
٧١٨ ص
(٧١٩)
وداع جانسوز با پدر
٧١٩ ص
(٧٢٠)
وداع امام رضا با کعبه و اندوه امام جواد
٧٢٠ ص
(٧٢١)
ویژگی های امام مهدی
٧٢١ ص
(٧٢٢)
وضو
٧٢٢ ص
(٧٢٣)
وقت نماز صبح
٧٢٣ ص
(٧٢٤)
وصیت کردن به حج
٧٢٤ ص
(٧٢٥)
وداع کعبه
٧٢٥ ص
(٧٢٦)
وقف و کسانی که ارث می برند
٧٢٦ ص
(٧٢٧)
وقف کردن زمین
٧٢٧ ص
(٧٢٨)
وصیت ثلث مال
٧٢٨ ص
(٧٢٩)
ه
٧٢٩ ص
(٧٣٠)
هنگام وداع پدر در مکه
٧٣٠ ص
(٧٣١)
هدایت افراد و توصیهی خوردن غذا در صحرا یا منزل
٧٣١ ص
(٧٣٢)
هوای نفس
٧٣٢ ص
(٧٣٣)
همسایگی اهل بیت
٧٣٣ ص
(٧٣٤)
هم طراز بودن در زناشوئی
٧٣٤ ص
(٧٣٥)
ی
٧٣٥ ص
(٧٣٦)
یکی از علت های شهادت
٧٣٦ ص
(٧٣٧)
یگانگی خدای بزرگ
٧٣٧ ص
(٧٣٨)
یاد کردن امام جواد از مصیبت حضرت زهرا
٧٣٨ ص
(٧٣٩)
یادی از مظلومیت مادر
٧٣٩ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص

دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩٧ - مناظره با مخالفان هنگام ازدواج

مناظره با مخالفان هنگام ازدواج

ریان بن شبیب روایت کرده و گوید : هنگامی که مأمون تصمیم گرفت دخترش ام‌الفضل را به همسری امام جواد علیه‌السلام درآورد، و این خبر به گوش بنی‌عباس رسید بر آنان گران آمد و سرباز زدند، چرا که نگران بودند که خلافت همانگونه که به امام رضا علیه‌السلام رسید به فرزندش برسد، و این امر باعث انتقال حکومت به علویان گردد.
از این رو نزدیکان او نزد مأمون رفته و گفتند : ای امیرالمؤمنین تو را به خدا سوگند می‌دهیم که از تصمیمی که در مورد ازدواج پسر امام رضا علیه‌السلام با دخترت گرفته‌ای بازگردی، چرا که می‌ترسیم امر خلافت که ما مالک آن گردیده‌ایم از دسترس ما خارج شود، و عزتی که بر ما خداوند پوشانده از ما برکنده شود، و تو خوب از سابقه‌ی گذشته و حال کنونی ما با علویان آگاهی، و از رفتار خلفاء سه گانه‌ی قبل از خود به آنان توجه داری که ایشان را تبعید می‌کرده و خوار می‌شمردند، و ما در مورد کاری که در برابر امام رضا علیه‌السلام انجام دادی در بیم و ترس بودیم که خداوند آن را از ما کفایت فرمود، پس تو را به خدا سوگند تو را به خدا سوگند که ما را در وهمی که از آن رهایی یافته‌ایم داخل نگردانی، و عقیده‌ات را در مورد پسر رضا بازگردان، و آن را نسبت به یکی از خاندان خودت که صلاح می‌دانی انجام ده.
مأمون به آنان گفت : اما آنچه بین شما و علویان اتفاق افتاده شما مسبب اصل آن بوده‌اید و اگر انصاف را روا می‌داشتید آنان سزاوارتر از شما بودند، و اما آنچه خلفاء قبل از من انجام داده‌اند در حقیقت قطع رحم نمودند، و از این کار به خدا پناه می‌برم، و سوگند به خدا از آنچه قبلا انجام داده‌ام و آن ولایتعهدی رضا علیه‌السلام بود پشیمان نیستم، و از او خواستم که خلافت را به عهده گیرد و آن را از خود دور دارم، اما امتناع نمود و تقدیر الهی حتمی و لازم است، و اما ابوجعفر محمد بن علی من او را برگزیده‌ام زیرا با اینکه سن کمی دارد اما بر تمامی اهل فضل در علم و دانش برتری دارد و در این زمینه اعجوبه‌ای است، و من امیدوارم که آنچه از او شناخته‌ام برای مردم آشکار شود و بدانند که تصمیم بجا بوده است.
حاضرین گفتند : این جوان اگرچه رفتارش تو را به اعجاب واداشته اما او کودک است و شناخت و دانشی ندارد، او را مهلت ده تا ادب آموزد و در دین فقیه گردد، آنگاه بعد از آن تصمیم خود را بگیر.
مأمون گفت : وای بر شما، به این جوان از شما آگاهترم و او از خاندانی است که دانش ایشان و مواد آن الهام شده از جانب خداوند می‌باشد، همواره پدرانش از دانش آموزی در دین و ادب نزد مردمی که از حد کمال ناقصند بی‌نیاز بوده‌اند، اگر می‌خواهید او را در مورد آنچه به شما گفتم آزمایش نمائید.
گفتند : ای امیرالمؤمنین ما نسبت به آزمایش او خشنودیم، پس ما را آزاد بگذار تا کسی را نزد تو بیاوریم تا او را از حکمی در مسأله شرعی آزمایش کند، اگر جواب درست داد دیگر نسبت به این امر اعتراضی نداریم، و برای خواص و سایر مردم درستی عقیده‌ی امیرالمؤمنین آشکار می‌شود، و اگر از دادن پاسخ ناتوان گردید دیگر از بحث کردن با تو آسوده می‌شویم.
مأمون گفت : نسبت به این امر آزادید و هرگاه خواستید این کار را انجام دهید، آنان از نزد مأمون خارج شدند، و همگی بالاتفاق تصمیم گرفتند از یحیی بن اکثم - که قاضی آن زمان بود - بخواهند از او مسأله‌ای را سؤال کند که در جوابش بماند، و به او وعده‌ی اموال ارزشمندی را دادند، و نزد مأمون بازگشتند و از او خواستند که روزی را برای اجتماع با امام مقرر دارد، و مأمون پاسخ مثبت داد.
آنان در روزی که تصمیم گرفته بودند اجتماع نمودند و یحیی بن اکثم با آنان حضور پیدا کرد، مأمون دستور داد که برای امام جواد علیه‌السلام فرش و دو بالش قرار دادند، و امام که در آن روز نه سال و چند ماه داشت خارج شد و بین دو بالش نشست و یحیی بن اکثم در مقابل آن حضرت قرار گرفت، و هر یک از حاضرین در جایگاهشان قرار گرفتند، و مأمون در بالشی کنار بالش آن حضرت نشست.
یحیی بن اکثم به مأمون گفت : ای امیرالمؤمنین آیا اجازه می‌دهی که از ابوجعفر سؤال کنم، مأمون گفت : در این زمینه از خود او اجازه بگیر، یحیی بن اکثم رو به امام کرد و گفت : فدایت شوم آیا اجازه می‌دهی از تو سؤال کنم، امام فرمود : اگر می‌خواهی سؤال کن، یحیی گفت : خدا مرا فدایت گرداند در مورد شخص محرمی که صیدی را بکشد چه می‌گویی.
امام به او فرمود : آن را در حل کشته یا حرم، شخص محرم آگاه بوده یا ناآگاه، عمدا کشته یا خطا نموده، شخص محرم آزاد بوده یا بنده، کودک بوده یا بزرگ، بار اول بوده یا بار دوم او بوده است، صید پرنده بوده یا غیر پرنده، از صیدهای کوچک بوده یا از حیوانات بزرگ، اصرار بر کارش داشته یا پشیمان شده، کشتن صید در شب اتفاق افتاده یا در روز انجام گرفته، شخص به خاطر عمره محرم شده یا احرامش به خاطر حج بوده است.
یحیی بن اکثم متحیر گردید و در چهره‌اش ناتوانی و ضعف جلوه‌گر شد، و در پاسخ ماند به گونه‌ای که حاضرین این امر را در چهره‌اش مشاهده کردند.
مأمون گفت : خدای را بر این امر و این عقیده سپاس می‌گزارم، آنگاه به خاندانش رو نمود و گفت : آیا به آنچه انکار می‌نمودید شناخت پیدا کردید.
آنگاه رو به امام نمود و گفت : ای اباجعفر خواستگاری می‌نمائی، فرمود : آری ای امیرالمؤمنین، مأمون به او گفت : فدایت شوم خواستگاری کن که از تو خرسند هستم و علی‌رغم گفتار این گروه من ام‌فضل دخترم را به تو تزویج می‌کنم.
امام فرمود : خدای را سپاس می‌گزارم در حالیکه به نعمتش اقرار دارم، و خدا را به وحدانیت و یگانگی می‌ستایم، و درود خدا بر محمد سرور آفریدگان و برگزیدگان از خاندان او، اما بعد، از فضل الهی بر مردم آن است که آنان را به حلال در مقابل حرام بی‌نیاز کرد و فرمود : «و زنان و مردان بدون همسر و زنان و مردان برده‌تان را به تزویج یکدیگر درآورید، اگر نیازمند باشند خداوند از فضلش آنان را بی‌نیاز می‌گرداند و خداوند توسعه دهنده و داناست»، محمد بن علی بن موسی ام‌فضل دختر مأمون را خواستگاری می‌کند و مهر او را مهر جده‌اش فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم که پانصد درهم نیکوست قرار می‌دهد، ای امیرالمؤمنین آیا به این مهریه او را به همسری من درمی‌آوری.
مأمون گفت : آری ای اباجعفر دخترم را بر این مهریه به تزویج تو درمی‌آورم آیا ازدواج را می‌پذیری؟
امام فرمود : آن را پذیرفته و بدان خشنودم، مأمون امر کرد که مردم در جایگاه‌هایشان بنشینند.
ریان گوید : چند لحظه‌ای گذشت که صداهایی همانند صداهای ناخدایان کشتیها شنیدیم، ناگهان دیدیم خدمتکاران قایقی که از نقره ریخته شده بود و در آن انواع عطرها قرار داشت را با ریسمانهای ابریشمی کشیده و به مجلس می‌آورند.
مأمون امر کرد که محاسن حاضران خواص را با آن عطرها عطرآگین کنند، آنگاه به محل حضور عوام مردم برده شد و آنان نیز خوشبو گردیدند، و سفره‌ها چیده شد و مردم غذا خوردند، و به هر کسی به اندازه‌ای جائزه داده شد.
هنگامی که مردم متفرق شدند و گروهی از خواص باقی ماندند مأمون به امام گفت : فدایت شوم اگر صلاح می‌دانی احکام صیدی که توسط شخص محرمی کشته می‌شود را بیان داری تا دانسته شده و استفاده نمائیم.
امام فرمود : آری، شخص محرم هرگاه صیدی را در حل بکشد و صید از پرندگان باشد باید گوسفند بکشد، و اگر آن را در حرم یافته باشد باید دو برابر مجازات ببیند، و اگر جوجه‌ای را در حل بکشد باید گوسفند کوچکی که از شیر گرفته شده باشد را در مقابل آن ذبح کند، و اگر آن را در حرم بکشد باید همان گوسفند و قیمت جوجه را بدهد، و اگر حیوان وحشی باشد و آن الاغ وحشی باشد باید گاوی را بکشد، و اگر شیر باشد باید شتر، و اگر آهو باشد باید گوسفندی را بکشد.
و اگر این امور را در حرم مرتکب شود دو برابر جزا می‌بیند، و باید قربانی را به کعبه برساند، و اگر محرم چیزی را بیابد که برای آن قربانی واجب است و احرامش هم برای حج باشد آن را در منی ذبح می‌کند، و اگر احرام عمره بسته آن را در مکه ذبح می‌کند، و مجازات صید حیوان بر جاهل و عالم مساوی است، و در بنده تنها گناه نموده و اگر خطا نموده مجازات از او برداشته شده، و در حر کفاره‌ی خودش را خود باید بدهد، و مجازات بنده را مولای آن می‌پردازد، و کودک کفاره ندارد، و اما بر بزرگسال واجب است، و انسان پشیمان با پشیمانی‌اش عقاب آخرت را از خود دفع می‌کند، و کسی که پافشاری می‌کند عقاب آخرت برای او حتمی است.
مأمون گفت : احسن بر تو ای اباجعفر خداوند به تو نیکی نماید اگر صلاح می‌دانی از یحیی بن اکثم سؤال کنی سؤالی را بپرس همچنانکه از تو سؤال نمود.
امام به یحیی فرمود : آیا سؤال کنم، گفت : فدایت شوم به دستور خود توست، اگر پاسخ مرا پسندیدی و الا ما از تو استفاده می‌کنیم.
امام فرمود : مرا آگاه کن از مردی که به زنی در آغاز روز نگاه کرد، و نظر او بر زن حرام بود، در نیمه‌ی روز زن بر مرد حلال شد، هنگام ظهر حرام گردید، عصر آن روز زن حلال شد، در هنگام غروب حرام گردید، زمانیکه وقت خواندن نماز عشاء گردید حلال شد، در نیمه‌ی شب حرام شد، در هنگام طلوع فجر حلال شد، حال این زن چگونه است و چگونه حلال و حرام گردیده است.
یحیی بن اکثم گفت : سوگند به خدا که راهی به پاسخگویی به این سؤال ندارم و دلیل آن را نمی‌دانم، اگر شما صلاح می‌دانی آن را برای ما بازگو نما.
امام فرمود : این زن کنیز مردی از مردم بود و آن مرد در آغاز روز بیگانه از او بوده و با آن دید بر او نظر افکند که نظرش بر او حرام می‌شود، در نیمه‌ی روز کنیز را از مولایش خرید و بر او حلال شد، هنگام ظهر کنیز را آزاد کرد و از این رو بر او حرام گردید، هنگام عصر با او ازدواج کرد و بر او حلال شد، در هنگام غروب او را ظهار کرد پس بر او حرام شد، در زمان نماز عشاء کفاره‌ی ظهار را داد و بر او حلال گردید، در نیمه‌ی شب او را یک طلاق داد و بر او حرام شد، هنگام طلوع فجر رجوع کرد بر او حلال گردید.
راوی گوید : مأمون رو به حاضرین از خاندانش کرد و گفت : آیا در میان شما کسی هست که به همانند این مسأله جواب این سؤال را می‌دانسته است؟ گفتند : نه به خدا سوگند، امیرالمؤمنین به تصمیمات خود داناتر است.
مأمون گفت : وای بر شما اهل این خاندان در میان مردم به ویژگیهایی اختصاص یافته‌اند و کوچکی سن، ایشان را از داشتن کمال باز نمی‌دارد؛ آیا نمی‌دانید که پیامبر خدا دعوتش را با خواندن علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام که ده سال بیشتر نداشت آغاز کرد، و اسلام او را پذیرفت و بدان بر او حکم کرد و اسلام فرد دیگری را نپذیرفت، و با حسن و حسین علیهماالسلام که کمتر از شش سال داشتند بیعت کرد و با کودک دیگری بیعت ننمود، آیا هم اکنون به ویژگیهای این خاندان آگاه نیستید، و اینکه تمامی آنان فرزندان پاکی هستند که هرچه برای اولین فرد آنان بود برای آخرین فرد آنان نیز هست؟
گفتند : ای امیرالمؤمنین راست می‌گوئی، و مردم برخاستند.
مناظرته مع مخالفیه لما أراد أن یزوج بنت المأمون
عن الریان بن شبیب قال : لما اراد المأمون ان یزوج ابنته ام‌الفضل اباجعفر محمد بن علی علیه‌السلام بلغ ذلک العباسیین، فغلظ علیهم و استکبروه، و خافوا ان ینتهی الامر معه الی ما انتهی الیه مع الرضا علیه‌السلام، فخافوا فی ذلک.
و اجتمع منهم اهل بیته الادنون منه، فقالوا : ننشدک الله یا امیرالمؤمنین ان تقیم علی هذا الامر الذی قد عزمت علیه من تزویج ابن‌الرضا، فانا نخاف ان تخرج به عنا امرا قد ملکناه الله، و تنزع منا عزا قد البسناه الله، فقد عرفت ما بیننا و بین هؤلاء القوم قدیما و حدیثا، و ما کان علیه الخلفاء الراشدین قبلک، من تبعیدهم و التصغیر بهم، و قد کنا فی وهلة من عملک مع الرضا ما عملت حتی کفانا الله المهم من ذلک، فالله الله ان تردنا الی غم انحسر عنا، و اصرف رأیک عن ابن الرضا، و اعدل الی من تراه من اهل بیتک یصلح لذلک دون غیره.
فقال لهم المأمون : اما ما بینکم و بین آل ابی‌طالب فانتم السبب فیه، ولو انصفتم القوم لکانوا اولی بکم، و اما ما کان یفعله من قبلی بهم فقد کان به قاطعا للرحم، و اعوذ بالله من ذلک، و والله ما ندمت علی ما کان منی من استخلاف الرضا، و لقد سألته ان یقوم بالامر و انزعه عن نفسی فابی، و کان امر الله قدرا مقدورا، و اما ابوجعفر محمد بن علی قد اخترته لتبریزه علی کافة اهل الفضل فی العلم و الفضل مع صغر سنه و الاعجوبة فیه بذلک، و انا ارجو ان یظهر للناس ما قد عرفته منه، فیعلموا ان الرأی ما رأیت فیه.
فقالوا : ان هذا الفتی و ان راقک منه هدیه، فانه صبی لا معرفة له و لا فقه، فامهله لیتأدب و یتفقه فی الدین، ثم اصنع ما تراه بعد ذلک.
فقال لهم : ویحکم! انی اعرف بهذا الفتی منکم، و ان هذا من اهل بیت علمهم من الله و مواده و الهامه،لم یزل آباؤه اغنیاء فی علم الدین و الادب عن الرعایا الناقصة عن حد الکمال، فان شئتم فامتحنوا اباجعفر بما یتبین لکم به ما وصفت عن حاله.
قالوا له : قد رضینا لک یا امیرالمؤمنین و لانفسنا بامتحانه، فخل بیننا و بینه لننصب من یسأله بحضرتک عن شی‌ء من فقه الشریعة، فان اصاب الجواب عنه لم یکن لنا اعتراض فی امره، و ظهر للخاصة و العامة سدید رأی امیرالمؤمنین، و ان عجز عن ذلک فقد کفینا الخطب فی معناه.
فقال لهم المأمون : شأنکم ذاک و متی اردتم، فخرجوا من عنده، و اجتمع رأیهم علی مسألة یحیی بن اکثم - و هو قاضی الزمان - ان یسأله مسألة لا یعرف الجواب فیها، و وعدوه باموال نفیسة علی ذلک، و عادوا الی المأمون فسألوه ان یختار لهم یوما للاجتماع، فاجابهم الی ذلک.
فاجتمعوا فی الیوم الذی اتفقوا علیه، و حضر معهم یحیی بن اکثم، فامر المأمون ان یفرش لابی‌جعفر علیه‌السلام دست و یجعل له فیه مسورتان، ففعل ذلک، و خرج ابوجعفر علیه‌السلام و هو یومئذ ابن تسع سنین و اشهر، فجلس بین المسورتین، و جلس یحیی ابن‌اکثم بین یدیه، وقام الناس فی مراتبهم، و المأمون جالس فی دست متصل بدست ابی‌جعفر علیه‌السلام.
فقال یحیی بن اکثم للمأمون : اتأذن لی یا امیرالمؤمنین ان اسأل اباجعفر؟ فقال له المأمون : استأذنه فی ذلک، اقبل علیه یحیی بن اکثم فقال : اتأذن لی جعلت فداک فی مسألة؟ قال له ابوجعفر علیه‌السلام : سل ان شئت، قال یحیی : ما تقول جعلنی الله فداک فی محرم قتل صیدا؟
فقال له ابوجعفر علیه‌السلام : قتله فی حل او حرم؟ عالما کان المحرم ام جاهلا؟ قتله عمدا او خطأ؟ حرا کان المحرم ام عبدا؟ صغیرا کان ام کبیرا؟ مبتدءا بالقتل ام معیدا؟ من ذوات الطیر کان الصید ام من غیرها؟ من صغار الصید کان ام من کباره؟ مصرا علی ما فعل ام نادما؟ فی اللیل کان قتله للصید ام نهارا؟ محرما کان بالعمرة اذ قتله ام بالحج کان محرما؟
فتحیر یحیی بن اکثم و بان فی وجهه العجز و الانقطاع، و لجلج حتی عرف جماعة اهل المجلس امره.
فقال المأمون :الحمدلله علی هذه النعمة و التوفیق لی فی الرأی، ثم نظر الی اهل بیته و قال لهم : اعرفتم الان ما کنتم تنکرونه؟
ثم اقبل علی ابی‌جعفر فقال له : أتخطب یا اباجعفر؟ قال : نعم، یا امیرالمؤمنین، فقال له المأمون : اخطب جعلت فداک لنفسک فقد رضیتک لنفسی و انا مزوجک ام‌الفضل ابنتی و ان رغم قوم لذلک.
فقال ابوجعفر علیه‌السلام : الحمدلله اقرارا بنعمته، و لا اله الا الله اخلاصا بوحدانیته، و صلی الله علی محمد سید بریته و الاصفیاء من عترته، اما بعد : فقد کان من فضل الله علی الانام ان اغناهم بالحلال عن الحرام، فقال سبحانه : «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم»(نور:٣٢) ، ثم ان محمد ابن علی بن موسی یخطب ام‌الفضل بنت عبدالله المأمون، و قد بذل لها من الصداق مهر جدته فاطمة بنت محمد صلی الله علیه و اله، و هو خمسمائة درهم جیادا، فهل زوجتنی یا امیرالمؤمنین بها علی هذا الصداق المذکور؟
قال المأمون : نعم قد زوجتک یا اباجعفر ابنتی علی هذا الصداق المذکور، فهل قبلت النکاح؟
فقال ابوجعفر علیه‌السلام : قد قبلت ذلک و رضیت به، فامر ان یقعد الناس علی مراتبهم فی الخاصة و العامة.
قال الریان : و لم تلبث ان سمعنا اصواتا تشبه اصوات الملاحین فی محاوراتهم، فاذا الخدم یجرون سفینة مصنوعة من الفضة مشدودة بالحبال من الابریسم علی عجلة مملوة من الغالیة.
فامر المأمون ان تخضب لحی الخاصة من تلک الغالیة، ثم مدت الی دار العامة فطیبوا منها، و وضعت الموائد فاکل الناس، و خرجت الجوائز الی کل قوم علی قدرهم.
فلما تفرق الناس و بقی من الخاصة من بقی، قال المأمون لابی‌جعفر علیه‌السلام : ان رأیت جعلت فداک ان تذکر الفقه فیما فصلته من وجوه قتل المحرم الصید لنعلمه و نستفیده.
فقال ابوجعفر علیه‌السلام : نعم، ان المحرم اذا قتل صیدا فی الحل و کان الصید من ذوات الطیر و کان من کبارها فعلیه شاة، فان اصابه فی الحرم فعلیه الجزاء مضاعفا، فاذا قتل فرخا فی الحل فعلیه حمل قد فطم من اللبن، و اذا قتله فی الحرم فعلیه الحمل، و قیمة الفرخ، و ان کان من الوحش و کان حمار وحش فعلیه بقرة، و ان کان نعامة فعلیه بدنة، و ان کان ظبیا فعلیه شاة.
فان قتل شیئا من ذلک فی الحرم فعلیه الجزاء مضاعفا هدیا بالغ الکعبة، و اذا اصاب المحرم ما یجب علیه الهدی و کان احرامه بالحج نحره بمنی، و ان کان احرامه بالعمرة نحره بمکة، و جزاء الصید علی العالم و الجاهل سواء، و فی العمد له المأثم و هو موضوع عنه فی الخطأ، و الکفارة علی الحر فی نفسه، و علی السید فی عبده، و الصغیر لا کفارة علیه، و هی علی الکبیر واجبة و النادم یسقط ندمه عنه عقاب الاخرة و المصر یجب علیه العقاب فی الاخرة.
فقال له المأمون : احسنت یا اباجعفر احسن الله الیک، فان رایت ان تسأل یحیی عن مسألة کما سالک.
فقال ابوجعفر علیه‌السلام لیحیی : اسألک؟ قال : ذلک الیک جعلت فداک، فان عرفت جواب ما تسألنی عنه و الا استفدته منک.
فقال له ابوجعفر علیه‌السلام : اخبرنی عن رجل نظر الی امراة فی اول النهار، فکان نظره الیها حراما علیه، فلما ارتفع النهار حلت له، فلما زالت الشمس حرمت علیه، فلما کان وقت العصر خلت له، فلما غربت الشمس حرمت علیه، فلما دخل علیه وقت العشاء الاخرة حلت له، فلما کان انتصاف اللیل حرمت علیه، فلما طلع الفجر حلت له، ما حال هذه المرأة؟ و بماذا حلت له و حرمت علیه؟
فقال له یحیی بن اکثم : و الله ما اهتدی الی جواب هذا السؤال، و لا اعرف الوجه فیه، فان رایت ان تفیدناه.
فقال ابوجعفر علیه‌السلام : هذه امة لرجل من الناس نظر الیها اجنبی فی اول النهار، فکان نظره الیها حراما علیه، فلما ارتفع النهار ابتاعها من مولاها فحلت له، فلما کان عند الظهر اعتقها فحرمت علیه، فلما کان وقت العصر تزوجها فحلت له، فلما کان وقت المغرب ظاهر منها فحرمت علیه، فلما کان وقت العشاء الاخرة کفر عن الظهار فحلت له، فلما کان فی نصف اللیل طلقها واحدة فحرمت علیه، فلما کان عند الفجر راجعها فحلت له.
قال : فاقبل المأمون علی من حضره من اهل بیته فقال لهم : هل فیکم یجیب عن المسألة بمثل هذا الجواب او یعرف القول فیما تقدم من السوال؟ قالوا : لا و الله ان امیرالمؤمنین اعلم بما رای.
فقال لهم : ویحکم! ان اهل هذا البیت خصوا من الخلق بما ترون من الفضل، و ان صغر السن فیهم لا یمنعهم من الکمال، اما علمتم ان رسول الله صلی الله علیه و اله افتتح دعوته بدعاء امیرالمؤمنین علی ابن ابی‌طالب علیه‌السلام و هو ابن عشر سنین، و قبل منه الاسلام و حکم له به، و لم یدع احد فی سنه غیره، و بایع الحسن و الحسین علیهماالسلام و هما ابنا دون ست سنین و لم یبایع صبیا غیرهما، افلا تعلمون الان ما اختص الله به هؤلاء القوم، و انهم ذریة طیبة من بعض یجری لاخرهم ما یجری لاولهم.
قالوا : صدقت یا امیرالمؤمنین، ثم نهض القوم.

[~hr~]منبع: صحیفه امام جواد؛ جواد قیومی اصفهانی؛ دفتر انتشارات اسلامی چاپ اول ١٣٨١.