دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٦ - درخت سدر
درخت سدر
در معجزات آن حضرت نوشتهاند:
هنگامی که حضرت جوادالائمه با امالفضل از بغداد به مدینه حرکت کردند، در مشایعت، جمع کثیری از مردم بودند.
وقتی
آن حضرت در شارع کوفه به دار مسیب رسید، آنجا فرود آمدند. چون هنگام غروب و
اول نماز مغرب نزدیک بود، حضرت جواد علیهالسلام داخل مسجد شد، آنجا درخت
سدری بود که خشک شده و بار نمیداد.
حضرت جواد علیهالسلام آب خواست
پای آن درخت وضو گرفت و به نماز ایستاد، نماز مغرب را به جماعت گزارد و در
رکعت اول حمد و سوره نصر و در رکعت دوم توحید را خواند و پیش از رکوع، قنوت
نموده و رکعت سوم را به جای آورد تشهد و سلام گفت و لحظهای نشست و ذکر
خدا به جا آورد و پس از آن چهار رکعت نماز نافله مغرب به جا آورد و تعقیب
نماز خواند و دو سجدهی شکر نمود و بیرون رفت.
چون جماعت برخاستند
نزدیک درخت آمدند، دیدند درخت سبز و خرم و بار داده است و از سدر آن
خوردند، شیرین و گوارا بود و دیدند دانه و هسته ندارد.
از این اعجاز و
خرق عادت مشعوف شدند و با آن حضرت وداع گفتند و برگشتند و حضرت جواد
علیهالسلام در سن ده بود که با امالفضل به مدینه برگشت و تا زمان معتصم
قریب ١٥ سال، تا سال ٢٢٠ هجری در مدینه بود تا که معتصم آن حضرت را دعوت
کرد و در آخر ماه ذی القعده همان سال رحلت نمود و پشت سر مقابر قریش مدفون
شد.
شیخ مفید رحمهالله فرموده است: من آن درخت سدر را دیدم و از
میوهی آن خوردم، بیدانه بود و فاصلهی شیخ مفید رحمهالله تا سال ٢١٠
قریب صد سال بیشتر میباشد که درخت سدر سر پای خود بوده است. [١] .
(١) بحارالانوار: ج ٥٠ ص ٥٧.
منبع: زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه؛ حسین عماد زاده؛ حسینیه عمادزاده چاپ اول ١٣٨٦.