دانشنامه امام جواد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥١ - تفسیر «و کان تحته کنز لهما»
تفسیر «و کان تحته کنز لهما»
شیخ طوسی نقل کرده است:
از احمد بن عمر حلبی که گفت: در منی خدمت
امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض کردم! فدایت شوم! ما، خاندانی شاد، در
ناز نعمت و مورد غبطه و حدیث دیگران بودیم؛ اما خدای متعال همه آنها را، از
ما گرفت تا جایی که محتاج کسانی شدیم که قبلا نیازمند ما بودند.
حضرت به من فرمود: ای احمد! چه حال خوبی داری، ای احمد بن عمر!
عرض
کردم: فدایت شوم! حال و روزم را به عرضتان رساندم؛ پس حضرت به من فرمود:
آیا خرسندت می سازد که در جایگاهکی از این ستمکاران باشی و دنیای تو، آکنده
از طلا باشد؟
به حضرت عرض کردم: به خدا سوگند! نه، ای فرزند رسول خدا!
پس حضرت خندید؛ آنگاه فرمود: از اینجا بر می گردی به پشت (به حال خوب) و
چه کسی حال و روزش بهتر از تو خواهد بود؛ در حالی که تو به هنری آراسته ای
که آن را با دنیایی پر از طلا و جواهر معامله نمی کنی؛ آیا به تو مژده ندهم
که خدای متعال مرا، به واسطه تو و پدرانت مسرور ساخته است!
سپس امام
جواد علیه السلام در تفسیر سخن خدای متعال (و کان تحته کنز لهما) «و زیر
آن، گنجی از آن دو طفلتیم نهفته بود.» [١] فرمود: کتیبه ای از طلا که در آن
نوشته بود: بنام خداوند بخشنده مهربان؛ خدایی، جز خدایکتا نیست؛ محمد،
رسول و فرستاده خداست؛ در شگفتم از کسی که به مرگ اطمینان دارد، چگونه
شادمانی می کند؟ و کسی که دنیا و دگرگونی هایش با اهل خود را می بیند،
چگونه بدان دل می بندد؟ و سزاوار است بر کسی که از خدای متعال غافل است
خیال نکند که خدای متعال، در رزق و روزی اش درنگ و کندی می کند و نیز خدای
متعال را در حکم و قضایش (بر بندگان) متهم نسازد. سپس فرمود: راضی شدی، ای
احمد؟! راوی گفت: عرض کردم: از خدای متعال و از شما اهل بیت. [٢] .
(١) کهف: ١٨ / ٨٢.
(٢) اختیار معرفه الرجال ٢: ٨٥٩ ح ١١١٦.