الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨ - فعل مضارع معلوم
ما كان حرف المضارعة منه: ضمير در « منه » به مضارع برمىگردد.
الّا ما كان ماضيه على اربعة احرف: ضمير در « ماضيه » به « ما » برمىگردد.
فانّ حرف المضارعة منه: ضمير در « منه » به « ما كان ماضيه على اربعة احرف» برمىگردد.
متن:
و علامة بناء هذه الاربعة للفاعل كون الحرف الّذي قبل آخره مكسورا ابدا مثاله من يفعل، ينصر، ينصران، ينصرون الى آخر.
و قس على هذا، يضرب و يعلم و يدحرج و يكرم و يقاتل و يفرّح و يتكسّر و يتباعد و نيقطع و يجتمع و يحمرّ و يحمارّ و يستخرج و يعشوشب و يقعنسس و يسلنقى و يتدحرج و يحرنجم و يقشعرّ.
ترجمه:
و نشانه بنا شدن اين چهار فعل براى فاعل آنستكه حرف پيش از آخر هميشه مكسور است مثال آن از يفعل، ينصر (كمك مىكند يكمرد غائب در زمان آينده)، ينصران (كمك مىكنند دو مرد غائب در زمان آينده)، ينصرون (كمك مىكنند مردان غائب در زمان آينده) تا آخر و قياس كن بر آن افعال:
يضرب (مىزند يكمرد غائب در زمان آينده).
و يعلم (مىداند يكمرد غائب در زمان آينده).
و يدحرج (مىغلطد يكمرد غائب در زمان آينده).
و يكرم (احسان مىكند يكمرد غائب در زمان آينده).
و يقاتل (زدوخورد مىكند يكمرد غائب در زمان آينده).
و يفرّح (شاد مىكند يكمرد غائب در زمان آينده).
و يتكسّر (قبول شكستن مىكند يكمرد غائب در زمان آينده).