الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢ - موارد جواز ادغام
و عضّ (بكسر ضاد) عضّ (بفتح ضاد) اعضض (بفكّ ادغام).
و همانطوريكه در « لم يمدّ» چهار وجه جايز بود در امر آن نيز هرچهار وجه جايز مىباشد لذا مىگوئى:
مدّ (بكسر دال) مدّ (بفتح دال) مدّ (بضمّ دال) امدد (بفكّ ادغام).
و در اسم فاعل از « مدّ » ، « يمدّ » ادغام كرده و مىگوئى:
مادّ (يكمرد كشنده).
مادّان (دو مرد كشنده).
مادّون (مردان كشنده).
مادّة (يكزن كشنده).
مادّتان (دو زن كشنده).
مادّات (زنان كشنده).
و در اسم مفعول بايد بگوئى:
ممدود (يكمرد كشيدهشده)
ممدودان (دو مرد كشيدهشده)
ممدودون (مردان كشيدهشده)
ممدودة (يكزن كشيدهشده)
ممدودتان (دو زن كشيدهشده)
ممدودات (زنان كشيدهشده)
شرح
و ان كان العين منه مضموما: ضمير در « منه » به فعل الواحد برمىگردد.
و فكّه: يعنى و فكّ ادغام و منظور از « فكّ ادغام» ادغام نكردن است.
و فتحها: يعنى و فتح لام.